uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

ִֶָ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ៸៸

ִֶָ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ៸៸

Kanalga Telegram’da o‘tish

ᅠ 𑊩 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗆𝗒 𝖽𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾, 𝗍𝖺𝗄𝖾 𝗆𝗒 𝗁𝖺𝗇𝖽 ⭒ ᯤ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ،، t.me/BPlanetTeam 𐙚 ᅠᅠ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌   ‌ ‌ ꒰ t.me/zb1and2blebot ꒱

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
392
Obunachilar
-124 soatlar
-47 kun
-430 kun
Postlar arxiv
— ریکی در مورد کامبک و ورایتی‌شو گروهی‌شون صحبت کرد و گفت کلی چیز هیجان‌انگیز تو راهه.. 🐈‍⬛” خیلی زود... زودتر از چیزی که همه‌تون فکر کنین، با یک ظاهر و حال‌وهوای جدید دوباره همدیگه رو میبینیم! و اون ورایتی‌شو گروهی که مدت‌ها منتظرش بودین هم چندین قسمت آماده داره که منتظرتونه!

+1
— جمعیتی که امروز، برای دیدن اندابل اومده بودن ..

   ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌             ︵⏜ ‌ ♡  ‌‌⏜︵ ㅤ

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌꒰ 𝖿𝖺𝗇𝗌𝗂𝗀𝗇 ꒱ ୨୧ ۰۷۳۰
+8
‌ ‌ ‌  ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌ ‌꒰  𝖿𝖺𝗇𝗌𝗂𝗀𝗇  ꒱   ୨୧          ۰۷۳۰

هائو هم از گوانگ‌ژو برای برگزاری فن‌ساین به شانگهای اومد ♡
+3
هائو هم از گوانگ‌ژو برای برگزاری فن‌ساین به شانگهای اومد ♡

اندابل کره رو به مقصد شانگهای، برای برگزاری فن‌ساین ترک کردن ~

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌꒰ airport ꒱ ୨୧ ۰۷۳۰
+5
‌ ‌ ‌  ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌ ‌꒰  airport  ꒱   ୨୧          ۰۷۳۰

+1
💬” گیووینا، بابات توی چین واقعا خیلی معروفه! 🦌” …اگه یک روزی بابامو دیدین، لطفا وانمود کنین نمیشناسینش و به راهتون ادامه بدین. بابام این روزا یک‌جورایی به بیماریِ سلبریتی شدن مبتلا شده. دیگه به کارش نمیرسه و به‌جاش تمام روز فقط بازار سهام و توییتر رو چک میکنه.. بعد از شوکانِ ماکائو، فرداش هم فن‌ساین داشتیم، برای همین با مامان و بابام قرار گذاشتم. باهم یک جایی رفتیم و میدونین بابام چی بهم گفت؟ گفت "هی، گیووینا.. اون شخص منو میشناسه، ولی تو رو نه" این دیگه واقعا یک مشکله… بابام گفت "این در مورد تو نیستا، اشتباه نگیری، باشه" آه…… فکر کنم باید تعداد کنسرت‌هارو کم کنیم یا یک کاری کنیم... وقتی کنسرت داریم، بابام از همه هیجان‌زده‌تره. هی میگه "آه، جدی؟؟؟ جدی میگی~ آهااا~"

🦌” قبلا توی یکی از لایوها یک اشاره‌ای بهش کرده بودم، ولی وقتی برای ساجو [طالع‌بینیِ کره‌ای] رفتم، گفتن ساجوی من و سونگ‌اون خیلی به هم شبیهه. یعنی شخصیت، خلق‌وخو و ویژگی‌های ذاتی‌ای که از بدو تولد با آدم همراهه، بین ما دوتا خیلی نزدیکه.. بعد در مورد یوجین گفتن که این بچه بدون من نمیتونه زندگی کنه. حتی گفتن بدون من غذا هم نمیتونه بخوره! توی ساجوی من، از هشت کاراکتر، چهار تاش عنصر فلزه؛ ولی یوجین اصلا عنصر فلز نداره و دقیقا همون چیزیه که بهش نیاز داره. استاد ساجو هم گفت خیلی کم پیش میاد کسی نصف کاراکترهاش فلز باشه. یک توصیه هم بهم کرد. گفت معمولا اگه پول دستت باشه سریع خرجش میکنی، پس بهتره پس‌اندازش کنی یا سرمایه‌گذاری اتجام بدی. وقتی شنیدم، با خودم گفتم واقعا درست میگه. برای همین، الان برای خودم قانون گذاشتم. خرجی ماهانه‌م رو از یک حسابی که فقط ماهی یک بار میتونم ازش برداشت کنم، به مقدار مشخص برمیدارم و تا آخر ماه فقط با همون زندگی میکنم! اگه تموم بشه، دیگه باید با همون شرایط کنار بیام.. در کل چیزهای خوب زیادی هم درباره‌ی آینده‌م گفت. گفت اولین دوره‌ی شانس و اقبالم شروع شده و به خاطر همین تونستم دبیو کنم. ولی گفت شانس اصلیم هنوز نرسیده و سال آینده اتفاق‌های خیلی بهتری منتظرمه.. بعدم گفت اگه از همون دوران راهنمایی وارد حوزه‌ی فشن و مد شده بودم، احتمالا خیلی موفق میشدم. منم تعجب کردم و گفتم "واقعا؟" چون علاقه‌م به لباس تقریبا از سال سوم راهنمایی شروع شد.. قبل از اون، سال دوم، با پیراهن مدرسه و شلوارک فوتبال این طرف و اون طرف میرفتم و اصلا به مد اهمیت نمیدادم. بعد گفت اگه از همون موقع مدلینگ یا تبلیغات برای لباس انجام میدادم، خیلی خوب پیش میرفتم. بعدش در مورد آینده‌ی اندابل هم پرسیدم. گفت هماهنگی بین اعضا خیلی خوبه و وقتی اینو شنیدم، واقعا خوشحال شدم. اما گفت از بین ما، فقط ریکی ساجوش با بقیه فرق داره. چهار نفر دیگه از این نظر خیلی به هم شبیه‌یم. یک چیز جالب دیگه هم گفت.. اینکه توی ساجوی من، هائو نماد پول و ثروته. درباره‌ی یوجین هم گفت واقعا خیلی دوسش دارم. در مورد سونگ‌اون هم گفت چون ذات و شخصیت‌ش شبیه منه، خیلی راحت باهم کنار میایم. ولی ریکی از نظر شخصیت و ساجو کاملا متفاوته و این برام خیلی جالب بود.. بعد در مورد ریکی گفت "این بچه خیلی جابه‌جا شده، نه؟" من گفتم "نه، فقط توی یک کمپانی بوده..." بعد گفت "کشوری که توش به‌دنیا اومده، کشوری که توش بزرگ شده و کشوری که توش پول درمیاره، هر سه با هم فرق دارن" همون لحظه شوکه شدم و گفتم "وای... اینو از کجا فهمیدین؟!" واقعا برام عجیب بود. همچنین گفت برای اینکه زندگی خوبی داشته باشه، باید مسیر و سبک خاص خودش رو دنبال کنه. بعد یک حرف قشنگم زد؛ گفت هر پنج نفرتون بخت غذا دارین و هیچ‌وقت از گرسنگی نمیمیرین. خب... اینم خودش خبر خوبیه 🤣 آخرشم گفت امسال من و یوجین وارد دوره‌ی جدیدی از شانس و اقبال میشیم. در مورد من، گفت سال آینده واقعا سال فوق‌العاده‌ای برام خواهد بود. یک بخش دیگه هم خیلی جالب بود. گفت همین ماه برای سه نفر از شما یک اتفاق خوب میفته. بعد حتی درست حدس زد که اون ماه، یا ماه کامبک‌مونه یا ماه تسویه‌حساب و دریافت درآمد. از دقتش واقعا تعجب کردم! در مجموع تجربه‌ی خیلی جالب و سرگرم‌کننده‌ای بود. راستش بیشتر چیزهایی که در مورد من گفت، واقعا درست از آب دراومد..

— در مورد اینکه وقتی برای طالع‌بینیِ ساجو رفتن، چی بهشون گفتن صحبت کرد..

— اگه گیووین بگه "بریم غذا بخوریم؟" واکنش پسرا چجوریه؟ 🎻” باشه *چون حوصله نداره خودش غذا سفارش بده* 🐿” باشه~ 🐈‍⬛” الان دارم سفارش میدم / الان دارم غذا میخورم / قبلا غذا خوردم 😭 🐰” چی میخواین بخورین؟ … من یک چیز دیگه میخوام. هرچی باشه خوبه!

🦌” اون جاکارتی‌ای که سونگ‌اونی برای تولدم بهم داده بود رو یادتونه؟ من همه‌ش رو گم کردم و واقعا یک فروپاشی روانی داشتم.. قرار بود با ریکی و سونگ‌اون فوتبال بازی کنیم و توی راه گمش کردم. با خودم گفتم تموم شد... اولین فکری که به ذهنم رسید، این بود که باید یک جاکارتی مثل همونی که سونگ‌اون بهم داده بود پیدا کنم. ولی اون یک مدل خاص و لیمیتد بود.. برای همین دیگه موجود نبود.. فقط کلی عکس و نظر از افرادی که قبلا خریده بودن پیدا میشد. با خودم گفتم ای وای، چه دردسری درست شد... بعد تصمیم گرفتم اول برم کارت شناسایی‌م رو دوباره صادر کنم. همه‌ی کارهای اداری رو انجام دادم.. فرم پر کردم، رفتم مرکز خدمات و درخواست کارت جدید رو دادم. بعد معلوم شد یکی از دوستای مدیر منیجرمون، که توی همون شرکت سرپرست یک تیم‌ئه، جاکارتی منو پیدا کرده. چون داخلش پولاروید موزیک‌کر منم بوده، فهمیده بودن که مال منه. طرف با خودش گفته این مال همون تیمی نیست که گیووین رو مدیریت میکنن؟ و به لطف اون، جاکارتی دوباره به دستم رسید. از اون به بعد، جاکارتی‌ای که سونگ‌اون بهم هدیه داده رو کنار کامپیوترم گذاشتم و دیگه با خودم بیرون نمیبرم‌ش. فقط... چون قبل از پیدا شدنش، درخواست کارت شناسایی جدید رو داده بودم، در نهایت اون کارت جدید صادر شده!

— گیووین در مورد اینکه هدیه‌ای که سونگ‌اون برای تولدش بهش داده رو گم کرده صحبت کرد..

+2
— گیووین روز قبلش این دوتا عکس رو توی بابل فرستاده بود و گفت که موقع دویدن دولیتر آب خورده و کلی عرق کرده، توی لایو هم در مورد این صحبت کرد که حدود ۴ ساعت دویده!!