ִֶָ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ៸៸ ᴅᴇᴀᴅ:ᴀʟɪᴠᴇ
Kanalga Telegram’da o‘tish
ᅠ 𑊩 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗆𝗒 𝖽𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾, 𝗍𝖺𝗄𝖾 𝗆𝗒 𝗁𝖺𝗇𝖽 ⭒ ᯤ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ،، t.me/BPlanetTeam 𐙚 ᅠᅠ ꒰ t.me/zb1and2blebot ꒱
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
396
Obunachilar
-124 soatlar
+37 kun
-130 kun
Postlar arxiv
🐹” بایبای. خداحافظ. صبر کنین.. برای آخرین بار موها... شووو. بایبای. سارانگهه~
🐹” بچهها، میدونین داستان پشت اینتروی 'Sexy Back' چی بود؟ چون تعداد تیمها خیلی زیاد بود، فکر کنم یک مشکلی برای میکروفنها یا اینایرها پیش اومده بود. اولش قرار بود وقتی آهنگ شروع میشه، من این حرکت رو انجام بدم، بعد دستامو پایین بیارم.. گونووک و متیو هم این حرکت رو انجام میدادن، اینطوری... ولی ظاهرا بچهها اون قسمت رو از طریق اینایرشون نشنیدن. بعد از تموم شدن 'Top5'، بهنظرم چون تشویقهای شما خیلی بلند بود و یک چیزهایی هم اینطوری شده بود، احتمالا یک مشکلی توی تنظیم بالانس صدا پیش اومده بود و بچهها اصلا اون صدا رو از اینایرشون نشنیده بودن. من تنها اینطوری حرکت کردم و آوردمش پایین. ولی خودم هم حس کردم یک چیزی عجیبه. چون وقتی این حرکت رو میزنم، از این زاویه دیگه من دیده میشم، ولی با خودم گفتم "این دیگه چیه؟" و فقط بیخیالش شدم و تمرکزم رو گذاشتم روی اجرا. همین که اجرا تموم شد، به بچهها نگاه کردم و دیدم متیو انگار با اینایرش مشکل داره. گفتم "چیشده؟" و گفت "یک چیزیش درست نیست" و من گفتم "جدی؟".. وقتی از استیج اومدیم پایین، گونووک گفت "واای، هیونگ، برای منم صدا نیومد".. گفتم "برای تو هم نیومد؟" و معلوم شد که برای اونم صدا قطع شده بوده. ولی خوشبختانه تصویر و شات خیلی قشنگ از آب دراومده بود، برای همین با خودم گفتم حداقل این خوب شده" و وقتی رسیدیم به پارت "Sexy Back"، دیگه همه کاملا غرق اجرا شده بودن و همونطور محکم اجراش کردیم. اونجا دوباره با خودم فکر کردم که واقعا آهنگی پیدا کردیم که خیلی بهمون میاد. ولی واقعا لحظهی نفسگیری بود. چون بچهها اصلا نذاشتن چیزی معلوم بشه؛ واقعا خیلی حرفهای رفتار کردن. برای همین خیلی بهشون افتخار کردم و با خودم گفتم "وااو، واقعا مثل حرفهایها عمل کردن" بالاخره اینا دونسنگهای خودمن دیگه 😭
— هانبین در مورد این توضیح داد که انگار اینایر متیو و گونووک موقع اجرای 'Sexy Back' مشکل داشته و نتونستن اینترو رو جوری که تمرین کردن دربیارن...
🐹” همچیوِر؟ شماها هی بهم میگفتین "همچیوِر"، برای همین من با خودم میگفتم "همچیوِر دیگه چیه؟".. بعد دقیقا همین دیروز، یکی یک عکس از سه تا شخصیت بهم داد. گفت "این فلانه.. این فلانه.. اینم فلانه.. کدومش مورد علاقهته؟" و من گفتم "این یکی از همه بامزهتر بهنظر میرسه" و همون رو انتخاب کردم. بعد یهو گفت "اوه؟ این، هان... این هانبینسانه".. منم گفتم "آه، گربه؟" و بعد گفتن هاچی... آره، هاچیوِره، همونه. منم گفتم "آها، هاچیوِره!" و با خودم فکر کردم "اوه؟ اسمش چی بود؟ یک چیزی شبیه همون بود..." بعد تازه بعد از تموم شدن فنساین فهمیدم! "آهااا! پس همچیوِر ترکیب همستر + هاچیوِر بوده! اسم بقیهی شخصیتهایی که کنارش بود رو نتونستم حفظ کنم، ولی خلاصهاش این بود. چیکاوا؟ اسم اون دوستهای دیگهشون رو هم راستش خوب نمیدونم
🐹” آه، sumbakkojil؟ ولی بچهها، واقعا اینبار فکر کنم چیزی که بیشترین تاثیر رو روی ترسناک شدنش داشت، لوکیشن بود، مگه نه؟ بزرگترین عامل ترسناک بودنش لوکیشن و آبوهوا بود. ولی علاوه بر اون، یک داستانی هم داشت و اون فردی که نقش هیولا رو بازی میکرد هم گریمش رو خیلی، سنگین و ترسناک انجام داده بود، برای همین یکم ترسیدم و با خودم گفتم "وای، اون دیگه چیه؟". اولش که خب قایمباشک بود، ولی فکر کنم بهتره بذاریم ببینیدش و بعد درموردش حرف بزنیم. ولی واقعا خیلی ترسناک بود. چیزی که باعث شده بود وقتی توی ویدیو میبینمش فکر کنم "اوه، شاید اونقدرا هم ترسناک نباشه"، این بود که من تیزرش رو دیده بودم، یادتونه؟ همون موقع گفتم "شماره ۱۳ احتمالا خیلی ازم خوشش میاد". وقتی برنامه رو دیدین، اون موقع دوباره درموردش حرف بزنیم. چون وقتی توی ویدیو دیدینش، تصویر خیلی روشن و قشنگ بهنظر میرسید. ولی سرِ صحنه واقعا اینطوری بود که، بارون هم میومد و همهجا تاریک و سیاه بود. فضاش کاملا یک حس نمور و خیس داشت. نه اون حس تمیز و خشکی که توی ویدیو دیدین. واقعا نمور بود و خیلی ساکت و خفه... نمیدونم چطور توصیفش کنم. یک حس خیلی آروم، ساکت و ترسناک داشت. برای همین تا قبل از اینکه وارد بشم با خودم میگفتم "اوه، چه باحال! قراره سرگرمکننده باشه!".. ولی همین که وارد شدم، گفتم "کارم تمومه... من واقعا باید اینجا قایمباشک بازی کنم؟!" واقعا، خودتون ببینین. وای.. شماره ۱۳ کاملا روی من تمرکز کرده بود. یعنی شماره ۱۳ خیلی منو دوست داشت. برای همین ترسناکتر هم شد 😭
— هانجونگسون بلوبری vs هانجونگسون هلو
🐹” من بلوبری رو انتخاب میکنم. وایسا... من واقعا عاشق هلو ام، ولی بلوبری رو هم واقعا خیلی دوست دارم
🐹” واقعا بلوبری رو خیلی دوست دارم، ولی خب این اواخر خیلی هلو هم خوردم، مگه نه؟
🐹” ولی نه، نه... بلوبری هانجونگسون واقعا خیلی خوشمزهست~
هانجونگسون اسم یک فروشگاه دسر کرهایه که به موچیهای میوهایش معروفه..
— عطرش رو بهمون نشون داد و گفت که از عطر "tom ford oud wood eau de parfum" استفاده کرده..
