𝙑𝙆_𝙉𝙞𝙫𝙖𝙧𝙖𝙛𝙞𝙘
Yopiq kanal
چنلی از فکیشن و فعالیت های از تهکوک و کوکوی 🍀✨>>> نویسنده: solly ناشناس @Vk_nivarabot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
543
Obunachilar
+124 soatlar
+267 kun
+2830 kun
Postlar arxiv
543
+1
میخواهم جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ بکشممممم
543
درود بابونه ها کسای که تازه امدن شما از کار ودکای سیاه اسپویل گرفتید که میتونید اون رو تویه واتپد بخونید ناز دونه ها
#black_vodka
543
ای کسایی که مدام دنبال فیکشن هستین و هی میپرسین "چی بخونم؟" حتما برید همه رو چک کنید و موردعلاقهتونو انتخاب کنید که براتون بهترینا رو گلچین کردم فقط سریع چک کنید که یکم دیگه پاک میشن ☝️🏻
543
اون دوتا فکر میکردن بعد از سالها، رابطهشون بی نقصه، تا وقتی که تهیونگ حرفهای وحشتناکی به آلفاش میزنه و حالا نگرانه که جونگکوک رو برای همیشه از دست داده باشه.ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭
543
کیم انیگمای چای سیاه که فرمانده یه سازمان دولتیه که یه چیز بود که اون رو میترسوند"تهیونگ؟؟؟" گفتن امگاش، جونگکوک. و خب مثل اینکه اینبار هم امگای شیرینش متوجه خراب کاری دیروزش شده...ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭
543
دو سال از همکار شدن تهیونگ و جونگکوک توی دانشگاه ملی سئول میگذره اما شایعهی رابطهشون هنوز بین دانشجوها داغه شایعهای که از همون روزهای اول باعث شد جونگکوک دید خوبی نسبت به استاد کیم نداشته باشهㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭
543
جونگکوک و تهیونگ دوتا آیدل با گذشتهی مرموز هستن که همه میدونن از وقتی دبیو کردن از همدیگه بدشون میاد، اما حالا به اصرار کمپانی برای بالا رفتن ویوهاشون باید تظاهر کنن باهمدیگه هستن!ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭
543
حکومتی که تازه روی کار اومده بود، قانون جدیدی به اسم "قانون باروری" برای جامعه وضع کرده بود که طبق اون، زنها و امگاهای بارور مجبور بودن به مقامات بلندمرتبهی رژیم خدمتت کنن. این وسط، تهیونگ امگایی بود که به جئون جونگکوک که از چهرههای اصلیِ حکومت بهحساب میاومد، سپرده شده بود. آلفایی که هیچ بویی از رحم و انسانیت نبرده بود...ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭
543
جونگکوک امگایی که منشی رییس جمهور کره بود، چی میشه اگه اتفاقی قبل از جلسه مهم رییس جمهور کیم تهیونگ، توی قهوه اش سیلاکس بریزه؟ رئیسجمهور قراره با گذاشتن یه بچه توی دلش به حسابش برسه؟ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭
543
کیم تهیونگ، آلفای هوسبازی که بعد از یک شب همخوابی با بتا جونگکوک، به طور معجزهآسایی حاملهاش میکنه اما حاضر به قبول مسئولیت نیست و جونگکوک برای حفظ آبروی خانوادهاش باید تن به ازدواج اجباری با یه آلفای دیگه بده. آیا کیمتهیونگ موفق میشه خانوادهاش رو حفظ کنه یا مسیر اون دو برای همیشه از هم جدا میشه؟ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭
543
قرار بود هدف بعدیش رو بکشه؛ اما نمیدونست قراره عکسِ همسرش رو مقابلش بذارن. حالا کیم تهیونگ باید بین وفاداری به پدرش و محافظت از تنها کسی که همهچیزشه، یکی رو انتخاب کنه؛ انتخابی بین خونی که در رگهاشه و عشقی که در قلبشه...ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭
543
جونگ کوک، امگای کیوت و ناز که کراشش تهیونگه.نمیتونه بهش اعتراف کنه چون فکر میکرد اون از امگا های سلیطه بدش میاد. ولی چی میشه اگه تهیونگ اکانت جونگ کوک رو ببینه و بخواد دل امگا رو به دست بیاره؟ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭
543
کیم تهیونگ 29 ساله یکی از قدر ترین مسابقه دهندههای پیست ماشین، نمیدونست قراره جئون جونگکوک 22 ساله روبروش ظاهر شه و ازش تقاضای مسابقه بکنه با موتورش و باهاش شرط ببنده!ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭
543
جئون جونگکوک فقط میخواست برای یک شب با پناه بردن به مبارزههای زیرزمینی، از افکار و احساساتش فرار کنه و کمی آرامش پیدا کنه؛ غافل از اینکه پایان اون شب، قراره به مواجههای غیرمنتظره ختم بشه. با صورتی زخمی، درست مقابل کسی قرار میگیره که انتظار دیدنش رو نداشت؛ کیم تهیونگ، اکسش. مردی که انگار هنوز نتونسته از گذشته عبور کنه.ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭
543
وقتی شرط ازدواجت بچه دار نشدن بود ولی الان تنها چیزی که میخوای اینه که از آلفات یه بچه داشته باشی. این دقیقا شرطی بود که جیمین به عنوان یه رقاص باله برای ازدواجش با مین یونگی گذاشته بود ، اما الان با چه روشی میخواد حرف خودش رو دور بزنه؟ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭
543
چندین سال از ازدواج تهیونگ و جونگکوک میگذره؛ اما تهیونگ کمکم توی مشغلههای کاریش غرق میشه و همسرش رو به فراموشی میسپره. تا اینکه جونگکوک که دیگه از این رابطهی سرد خسته شده، تصمیم به طلاق میگیره؛ اما آیا این جدایی قراره پایان عشقشون باشه یا فرصتی برای عاشق شدن دوباره؟ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭
