uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

[نارنگی شیشم]

[نارنگی شیشم]

Kanalga Telegram’da o‘tish

اینجا یه درخت نارنگی زندگی میکنه. ⭐️ @Do_you_drink_tea_bot :ناشناس

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
357
Obunachilar
-124 soatlar
+267 kun
+1730 kun
Postlar arxiv
ترجیح میدم خودم زودتر برم

اما اگر قراره من اینطوری رفتن عزیز هام رو توی کل زندگیم ببینم

گفتنش هم دردناکه

ببین نمیخوام اینو بگم

و من نمیتونم اینو باورش کنم.

چون بابام بیشتر از یه هفته شده که رفته.

مامان بزرگم نمیگه صبح میخوام برم فلان جا بیدار شو حواست به بابایی باشه.

دیگه نمیام اینجا که به بابام سر بزنم.

الان بخوام بگم home نیست house عه.

انگار اومدم تو یه خونه ی دیگه، انقدر که واسم غریب و سرده.

اصلا روح نداره خونه، چراغ هاش هر چقدر هم روشن باشن تاریکه.

واقعا خونه خونه نیست، واقعا دیگه از اینجا متنفرم.

یعنی هی میام دلمو خوش کنم به چهار تا چیز میبینم تختش نیست باز اشکم در میاد.

ولی بابامو ندارم که واسم بخنده.

تازشم پاییزه و هندزفری جدید دارم، دفتر سودوکو دارم، یه عالمه پوستر دارم، پتوی چهارخونه دارم، گمپوله و نینی(دیگه نینی نیست، قد کشیده) رو دارم. خب با همینا به زندگی(همچنان ریدم توش) ادامه میدم.

میدونم خیلی راجب دفترم صحبت کردم اما باورم نمیشه خودم درستش کردم، از وقتی که یادم میاد همیشه دلم میخواست یه دفتر داشته باشم که خودم درستش کرده باشم و الان دارمش، اونم برای طراحی کردن و نقاشی کشیدن، با جلد قرمز و کلی استیکر، واقعا وواه، داشتنش خوشحالم میکنه.

تازشم پاییزه و هندزفری جدید دارم و دفتر سودوکو دارم و یه عالمه پوستر دارم، پتوی چهارخونه دارم، گمپوله و نینی(دیگه نینی نیست، قد کشیده) رو دارم. خب با همینا به زندگی ادامه میدم.

میدونم خیلی راجب دفترم صحبت کردم اما باورم نمیشه خودم درستش کردم، از وقتی که یادم میاد همیشه دلم میخواست یه دفتر داشته باشم که خودم درستش کرده باشم و الان دارمش، اونم برای طراحی کردن و نقاشی کشیدن، با جلد قرمز و کلی استیکر، واقعا وواه، داشتنش خوشحالم میکنه.

چرا نمیشه زمان رو برگردوند؟ خب من ریدم تو این زندگی.

همچنان.