رویاهای رنگی
Kanalga Telegram’da o‘tish
«اینجا از زندگی، رویاها و چیزهای کوچیکی میگیم که دنیا رو رنگیتر میک
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
737
Obunachilar
-224 soatlar
+267 kun
+9230 kun
Postlar arxiv
737
🟩《جور استاد به ز مهر پدر》:
🔹️در زمانهای دور که شکل زندگی مردم با حالا خیلی فرق داشت ، درس خواندن و باسواد شدن کار بسیار سخت و دشواری بود که از عهدهی هرکسی برنمیآمد. در آن دوره بچهها باید به مکتبخانه میرفتند تا سواد خواندن و نوشتن و سواد دینی به آنها آموخته شود. دانش آموزان هر روز باید درسشان را میخواندن تا فردا به سوالات استاد پاسخ دهند. در غیر این صورت تنبیه در انتظارشان بود.
در یکی از شهرها مکتب خانهای بود با استادی بسیار باسواد و فرزانه و آشنا به علوم زمانهی خود. تنها اشکال استاد این بود که چون خیلی پیر و کم حوصله بود ، حوصله بازیگوشی و کم کاری بچهها را نداشت و با کوچکترین نافرمانی بچهها را به شدت تنبیه میکرد و حتی گاهی به فلک میبست. (وسیلهای چوبی که به کمک آن پای دانش آموز را ثابت نگه میداشتند و استاد میتوانست با ترکه به کف پای دانش آموز بزند).
به همین دلیل هر روز وقتی بچهها به خانه بازمیگشتند از دست استاد نزد پدر و مادرانشان شکایت میکردند و از آنها میخواستند آنها را به استادی خوش اخلاقتر و مهربانتر بسپارند. تا اینکه خانوادهی چند تا از بچهها استاد دیگری یافتند که قبول کرد آنها را به شاگردی بپذیرد. ولی خانواده گروهی از شاگردان دوست داشتند فرزندانشان نزد استاد پیر بمانند. استاد جدید که میدانست این دانش آموزان نزد استادی بزرگ شاگرد بودند ، دلیل خانوادهها را برای تغییر استاد پرسید و فهمید که آنها فقط به خاطر اخلاق تند استاد و تنبیه دائم به سراغ او آمدهاند. استاد جدید تصمیم گرفت کمترین تکلیف را به آنها بدهد و کمترین سوال و جواب را از این دانش آموزان داشته باشد. شاگردان استاد جدید که خیلی خوشحال بودند اغلب در مکتبخانه با بازی ، خوشگذرانی و تفریح اوقات خود را سپری میکردند و در کل خیلی به این گروه از دانش آموزان خوش میگذشت.
تا اینکه پایان سال تحصیلی فرارسید بچههایی که در مکتب خانهی استاد پیر درس خوانده بودند و تلاش بیشتری کرده بودند قادر به خواندن و نوشتن بودند. ولی بچههای مکتب خانه استاد مهربان و جوان که تمام سال را به بازیگوشی سپری کرده بودند از حداقل سواد و حساب هم بهره نبرده بودند و یک سال خود را به هدر داده بودند. اینجا بود که خانوادهها فهمیدند جور استاد ، به ز مهر پدر.
#استاد #مهر #پدر
737
کاش یادت نره
روی این زمین شلوغ و پرهیاهو
بین بیباوریِ آدمها
یکی هست که فقط میخواد تو بخندی..🦋
شنبه تون پر از عشق و لبخند
737
میدونین چرا «کفشدوزک»؟
چون اول اسمش «کوژدوشک» بوده، کوژ یعنی گردالی، دوش که یعنی پشت بدن، اون ـک هم که یعنی کوشولو. موجود کوشولوی پشت گردالی.
737
این خود ماییم که تصمیم میگیریم کیو دوست داشته باشیم ودر نهایت خودمون خوب می دونیم که کجا آرامش داریم.....،
737
باید برنامه خوابمون رو درست کنیم
آخه خوب نیست آدم ازخواب بیدارشه مستقیم بره برنج وخورشت بخوره:/
😂🙌
737
.
#𝑮𝒐𝒐𝒅_𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕بسپار بہ خدا و برو بخواب رفاقت با خدا خیلےی قشنڪَہ رهات نمیڪنہ . . .❤️👌 شبتون بخیر عزیزان🌙🫶 بخوابیم ... #شـــــب_بخــــیر♥️ .
737
((بعضی آدم ها ارزش عشق،محبت وانرژی ای که برایشان می گذاری ندارند؛ باید یادبگیری ارزش واقعی خودت را پای آدم های بی ارزش هدر ندهی"
<<مطلا>> یعنی چیزی که روکش طلا دارد، نه اینکه خودش طلا باشد
737
وضعیت کشور دقیقا عین کتاب تاریخ شده نارضایتی مردم، بی کفایتی دربار،
مالیات های سنگین، حمله بیگانگان و....
که باعث سقوط این سلسله شد.
737
بعضی ها مثل چای نبات میمونند
با اینکه
نمیدونن چته ولی دوای دردت میشن...
#بفرمایید_چای☕️
737
همیشه به عزیزانتان یادآوری کنید که چقدر زیبا یا خوب هستند ...
بعضی وقتها آدما خودشان را از زاویه درستی نظاره نمیکنند ...
دوستان روزتون به خیر 🌹
