"Black Rose"
Kanalga Telegram’da o‘tish
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری . . .!https://t.me/Meshki_ros
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
534
Obunachilar
-224 soatlar
+27 kun
+2230 kun
Postlar arxiv
535
بله، آدم میتونه همزمان که داره برای آینده برنامهریزی میکنه به این فکر کنه که کاش شب بخوابه و صبح بیدار نشه.
535
آن شب و شبهای بعدیِ بسیاری نخوابیدم، و فهمیدم اندوهی که آدم را نمیکشد به شکلهای دیگری درمیآید که از مرگ بدتر است.
535
هر چی تلاش میکنم نمیتونم ببخشمش، انقدر درد داشت که تو مهمونی، تو خواب، جلوی دوستهام، از همه مهمتر شب توی تختم گریه کردم.
