uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ژرفا ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ژرفا ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

Kanalga Telegram’da o‘tish

—پین رو چک کن— بله بنده راست گرا هستم دوست نداری نیا اینجا شعر و داستان می‌نویسم گیتار میزنم، درمورد عقایدم میگم و چیزای جالب (تاریخ، فلسفه،جامعه‌شناسی، روانشناسی، ادبیات و...) تعریف میکنم اما در حقیقت90%مواقع دارم در مورد فیلم و کتاب و گیم‌هام کسشعر میگم

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
367
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+267 kun
+7930 kun
Postlar arxiv
من اصلا تو یک جهان دیگه بودم یهو پرتم کردن😭

اون دو قطبی بود خودش یهو وسط کلاس میخواست بزنه زیر گریه

چجوری نترکیدی از خنده

ولی چون زنگ آخر افتاده من خوابم میاد

خیلی حس میکنم سر کلاسش خوش میگذره

روانشناسیمون با زارعه بعد

انتظار سلامت روان دارن از ایرانی

همینارو میخونن روانشناسای مملکت که میری پیششون میگه چرا به بچتون غذا میدید دیگه تازه وای به حال این که سهمیه دار و پولدار هم بوده باشن

کسشعررررر سرتاسر کسشعر خالص

من فکر کردم الان قراره مثلث تاریک رو بخونیم این کسشعرا چیه تو روانشناسیمون بخدا مثل جامعه شناسی پایه دهم انگار داره به بچه ی دو ساله آموزش میده

بعد هی میگفت دستامو ببین آمار ازدواج بره بالا جرم و جنایت می‌ره پایین بعد نمودار رو با دستاش نشون میداد😭

سر کلاس داشت می‌گفت پوستم که خوبه بخاطر اینه فقط ضد آفتاب میزنم

دارم به قبلیه امیدوار میشم این یکی خیلی پرته

عجب تکنیکای روانشناسی خفنی

میشه دوست بشیم؟😭

به به 385 خوش اومدید

چنان شوکی بهم وارد شد تا اخر اصلا گیج بودم

حالا قضیه چی بود؟ داشت تعریف میکرد متلک پرانی جرمه و اینا بعد می‌گفت رفتم نشستم تو تاکسی اینجوری شده منم پاشدم کیفممو زدم تو صورتش از پلاکش عکس گرفتم رفتم😭 بعد می‌گفت حالا شما میرید میگید "وااا آقایی مگه تو تاکسی چه برنامه هایی میشه داشتت؟ewu🥹🥹" بعد اون میگه "بیا تا نشونت بدم" بعد همینجوری جامعه خراب میشه دیگه

بچها امروز سر کلاس روانشناسی کلاس اولم بود منم خوابم میومد گذاشته بودم سرمو روی میز بعد تاااازه داشت خوابم میبرد تو حالت خواب و بیداری بودم، میبینی صدا رو می‌شنوی میفهمی دارن حرف میزنن اما متوجه نمیشی چی میگن؟ اونجوری شده بودم بعد یک جمله از وسطش شنیدم که دبیر داشت می‌گفت «بهش گفتم چرا صندلی انقدر اومده جلو؟ گفت آخه پشت ماشین برنامه داشتیم خانوم» یکجوری ریدم که اولش اصلا باورم نمیشد فکر کردم من اشتباه فهمیدم بعد سرمو بلند کردم دیدم همه دارن جلو خنده هاشونو میگیرن یک جوری خوابم پرید تا همین الان یک دقیقه هم نخوابیدم