Nina
Kanalga Telegram’da o‘tish
683
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+137 kun
+2330 kun
Postlar arxiv
683
🔴 کلاس یازدهم بودم و توی کرج درس میخوندم. یه روز صبح، سر صف، مدیر مدرسه اومد و گفت:
«چند روز دیگه آقای هویدا، نخستوزیر، میاد کرج و توی میدان استاندارد سخنرانی میکنه. همه مدارس شهرستان هم باید بیان. قرار شده یه نفر هم از طرف همه دانشآموزها صحبت کنه.»
بعد یه دفعه اسم منو آورد:
«ولیالله افشار این کار رو انجام میده؛ چون عالی سخنرانی میکنه.»
روز مراسم، میدان استاندارد پر بود از جمعیت. مدرسه یه متن سخنرانی بهم داده بود که از روش بخونم. ولی وقتی رفتم پشت میکروفن، کاغذ رو گذاشتم توی جیبم و با خودم گفتم:
«نه… بذار حرف خودمو بزنم.»
شروع کردم از جوونها، از دغدغههاشون، از مشکلاتی که میدیدم و از چیزایی که فکر میکردم باید بهتر بشه حرف زدم.
حرفم که تموم شد، جمعیت شروع کرد به تشویق. خود آقای هویدا و همراهانش هم ایستاده بودن و تشویق میکردن.
داشتم از جایگاه پایین میاومدم که آقای نخست وزیر صدام زد:
«آقای افشار!»
برگشتم و رفتم کنارش ایستادم ،تشویقم کرد، بعد خودکارش رو از جیبش درآورد و گفت:
«این رو به یادگار نگه دار.»
و چند اسکناس نو هم به رسم قدردانی بهم داد و بعد گفت:
«مملکت به امثال شما نیاز داره. تحصیلاتت که تموم شد، بیا نخستوزیری. کمکت میکنم برای ادامه تحصیل بورسیه بگیری. درسِت رو بخون، بعد بیا و همکار ما شو.»
من اون موقع فقط یه دانشآموز کلاس یازدهم بودم. شاید خیلی از حرفاش رو درست نمیفهمیدم، ولی اون جمله توی ذهنم موند:
«مملکت به امثال شما نیاز داره.»
سالها از اون روز گذشته. خودکار شاید هنوز فقط یه یادگاری باشه، اما چیزی که هیچوقت از یادم نرفت، همون حرف بود.
هر وقت به اون روز فکر میکنم، به روان امیرعباس هویدا درود میفرستم؛ برای اینکه استعداد یه نوجوان رو دید و تشویقش کرد.
به نظرم ارزش واقعی اون دیدار، نه اون خودکار بود، نه اون چند اسکناس؛ ارزشش همون جملهای بود که به یه نوجوان کلاس یازدهم گفت:
«مملکت به امثال شما نیاز داره.»
_
با تشویق و تایید استعدادها
میشود آیندهٔ بهتری برای مردم و مملکت ساخت
یادداشتی از
محمد افشار
@NinaYevsky2
