uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

Nina

Nina

Kanalga Telegram’da o‘tish

@NinaYevsky2

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
683
Obunachilar
+224 soatlar
+137 kun
+2330 kun
Postlar arxiv
Nina
683

Nina
683
photo content

Nina
683

Nina
683
photo content

Nina
683
photo content

Nina
683

Nina
683

Nina
683
photo content

Nina
683

Nina
683

Nina
683
سال‌ها پیش اتوبوسی راه افتاد... روی شیشهٔ جلو با خط درشت نوشته بودند: «استقلال، آزادی، حکومت اسلامی» خیلی‌ها سوار شدند، اما هرکس به امیدی. مذهبی‌ها از حکومت عدل علی شنیده بودند؛ حکومتی که قرار بود عدالت را از کتاب‌ها به زندگی مردم بیاورد. بخشی از چپ هم چندان درگیر کلمهٔ «اسلامی» نشد. گوشش بیشتر با «استقلال»، «عدالت» و «مبارزه با امپریالیسم» تیز می‌شد. یکی علی می‌دید، یکی چه‌گوارا؛ یکی حکومت مستضعفان، یکی جامعهٔ بی‌طبقه؛ یکی اسلام انقلابی، دیگری انقلاب ضدامپریالیستی. همه دربارهٔ مقصد حرف می‌زدند؛ کمتر کسی پرسید: فرمان را داریم دست چه کسی می‌دهیم؟ اتوبوس حرکت کرد. چند کیلومتر جلوتر، تعدادی از مسافران را پیاده کردند. گفتند: «ضدانقلاب‌اند.» جلوتر چند نفر دیگر را بردند. گفتند: «منافق‌اند.» بعد صدای تیر آمد. بعد زندان‌ها پر شد. بعد قبرستان‌ها. بعضی از همان چپ‌هایی که برای مبارزه با امپریالیسم کف زده بودند، تازه فهمیدند راننده ضد امپریالیسم هست، اما ظاهراً ضد کمونیسم هم هست! سال‌ها گذشت. جنگ آمد، تحریم آمد، فقر ماند، فساد ماند، سرکوب ماند؛ نسلی که برای آزادی سوار شده بود پیر شد و فرزندان و نوه‌هایش از پنجرهٔ همان اتوبوس دنبال راه خروج گشتند. مسافری پرسید: «ببخشید، پس آن عدالت علی چه شد؟» اما پاسخ راننده دیگر شبیه روز اول نبود: «چه کسی گفته در دوران علی فقر و فساد نبود؟ بود! مهم این است که علی در مسیر الهی حرکت می‌کرد.» مسافر خشکش زد: «ولی ما به خاطر همان عدالت سوار شدیم!» گفت: «برداشت شما از عدالت اشتباه بوده.» پرسیدند: «پس آزادی؟» گفت: «آزادی داریم؛ البته آزادیِ درست.» «رفاه؟» «چه کسی قول رفاه داده؟» «فساد؟» «در صدر اسلام هم بوده.» «پس بعد از این همه سال قرار است بالاخره به کجا برسیم؟» راننده گفت: «مهم رسیدن نیست؛ مهم درست بودن مسیر است.» پرسیدند: «از کجا معلوم مسیر درست است؟» گفت: «چون الهی است.» «از کجا معلوم الهی است؟» گفت: «چون ما در آن حرکت می‌کنیم.» و بحث تمام شد! حالا نزدیک نیم‌قرن گذشته است. اتوبوس دیگر آن اتوبوس اول نیست؛ بدنه فرسوده، موتور داغ، باک کم‌جان و صندلی‌های بسیاری خالی است. بعضی از صاحبان آن صندلی‌ها مرده‌اند، بعضی کشته شده‌اند، بعضی زندانی شدند و میلیون‌ها نفر اصلاً از اتوبوس پیاده شدند و رفتند تا جایی دیگر زندگی تازه‌ای بسازند. اما اتوبوس همچنان می‌رود. ناگهان از ردیف جلو صدایی می‌آید: «جاده تمام شد!» چند نفر از پنجره نگاه می‌کنند. این بار دیگر نه پیچ اشتباهی در کار است، نه جادهٔ خاکی. روبرو پرتگاه است. مسافران فریاد می‌زنند: «ترمز کن!» راننده می‌گوید: «جنگ روانی دشمن است.» می‌گویند: «پرتگاه را با چشم خودمان می‌بینیم!» می‌گوید: «مقاومت هزینه دارد.» یکی فریاد می‌زند: «مرد حسابی! اینجا دیگر بحث مقاومت نیست؛ چند متر دیگر همه‌مان به ته دره می‌رویم!» راننده پایش را روی گاز نگه می‌دارد و با آرامش تاریخیِ خاصی از بلندگو اعلام می‌کند: «ما مأمور به تکلیفیم، نه مأمور به نتیجه.» یکی از مسافران وحشت‌زده می‌پرسد: «اگر میلیون‌ها آدم داخل این اتوبوس سقوط کنند چه؟» راننده می‌گوید: «ما به وظیفه‌مان عمل کرده‌ایم.» «پس تکلیف جان این همه آدم چه می‌شود؟» پاسخ ساده است: «آن دیگر نتیجه است!» و اتوبوس همچنان پیش می‌رود. اینجاست که دیگر کسی نمی‌خندد. چون فاجعه فقط این نیست که راننده نزدیک نیم‌قرن راه را اشتباه آمده است. فاجعه این است که هر بار واقعیت اشتباهش را نشان داده، به جای عوض کردن مسیر، تعریف موفقیت را عوض کرده است. روز اول، موفقیت یعنی استقلال، آزادی و عدالت. بعد شد مبارزه با امپریالیسم. بعد شد مقاومت. بعد شد حفظ نظام. و سرانجام رسید به جایی که حتی نتیجه هم دیگر اهمیتی ندارد؛ فقط انجام تکلیف مانده است. و شاید هولناک‌ترین طنز این سفر همین باشد: میلیون‌ها مسافر بلیت را برای رسیدن به عدالت و آزادی خریده بودند؛ اما راننده درست چند متر مانده به پرتگاه، تازه اعلام کرده است که از اول هم مأمور به رساندن کسی به مقصد نبوده است. @NinaYevsky2

Nina
683
photo content

Nina
683
photo content

Nina
683
🔴پیشنهاد کنترات صداوسیما ✍ناصر ترکان 🔺️من همچنان بر وعده‌ای که دادم هستم! 🔺️صداوسیما را کنترات برمی‌دارم، نصف بودجه مصوب را بابت کرایه آن به خزانه دولت واریز می‌کنم و حق پخش فوتبال را پرداخت می‌کنم. 🔺️در راه خدا هم سالی ۱ همت به دارالمجانین و آغل حیوانات پیر کمک خیر می‌کنم! 🔺️فقط بدون کارمندانش!

Nina
683

Nina
683

Nina
683

Nina
683
photo content

Nina
683
photo content

Nina
683