Ego'
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
451
Obunachilar
-224 soatlar
-57 kun
-3730 kun
Postlar arxiv
448
چشمانش قهوه ای بودند؟
نمیدانم.
من در لا به لای قهوه ی چشمانش گم بودم.
در تقلا برای زنده ماندن.
زیرا که در همان هنگامی که نگاهم به آن ها افتاد،فهمیدم که اعتیاد به بوی تلخ تنباکو لطیفه ی کوچکی بود در برابر مردمک های قهوه ای اش.
448
یه روز میای اشک تو چشات.. بغض تو گلوت، میگی ببخشید" آدم به آدم میرسه^^ حیف که تورو.... نمیشه بخشید!(:
