Ego'
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
451
Obunachilar
+124 soatlar
-57 kun
-3730 kun
Postlar arxiv
451
و او نمیدانست، که آیا گم شده است یا تنها؟ نمیدانست بماند یا برود. با دیگران صحبت میکرد اما ماندگار نبودند...این ندانم ها از کجا و کی شروع شد، آن را هم نمیدانست. اما جای خالی قلبش در سینه اش تیر میکشید و این درد همه ی ندانم هایش را توجیه میکرد..
451
+همه دوستات شبو موندن تو چرا نمینونی یه شب دخترونس دیگه🗣
_ببخشید جایی که مامانم نیست خوابم نمیبره💅🏽☝️🏽✨
451
اگر گند زدید
لطفا فقط سیکتیر کنید
این ک هی برگردید و گندتونو ماسمالی کنید کاری رو از پیش نمیبره🤦♀
451
و من از دور به چشم تو قناعت کردم.. بار ها رفتم و برگشتم و..عادت کردم' تا که از روی خودم رو بریدم، دیدم پیش چشم همه از چشم "تو" صحبت کردم!
