𝑼𝒏𝒔𝒂𝒊𝒅💔
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
446
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+197 kun
+9230 kun
Postlar arxiv
444
یه روز یه کتاب مینویسم اسمشو میزارم اگه میموندی، و اون تو بهت ثابت میکنم که خیلی اشتباه کردی رفتی.
444
تورا دیگر آرزو نخواهم کرد هیچوقت،تو را لحظه ای خواهم پذیرفت که با دل خود بیایی،نه با آرزوی من.
444
بدترین درد اینه که بفهمی برای یکی، «همهچی» بودی... ولی برای اون، حتی «یه چیزی» هم نبودی.
من دوستت داشتم؛
خیلی بیشتر از چیزی که باید.
اونقدری که هر بار سرد شدی، به جای رفتن، دنبال یه دلیل برای موندن گشتم.
تو فقط یه آدم بودی که دوستش داشتم،
ولی من؟
من تو رو کرده بودم دلیلِ خیلی از لبخندام، خیلی از شببیداریام، خیلی از فکرایی که هیچوقت بهت نگفتم.
خندهداره...
من از یه «آنلاین شدنت» ذوق میکردم،
تو از یه «پیام ندادنم» هم خبردار نمیشدی.
من منتظر یه نشونه بودم،
تو حتی نمیدونستی یکی هر شب با فکر تو خوابش میبرد.
و دردناکتر از همه اینه که
هیچوقت بدت نیومد ازم...
فقط هیچوقت دوستم نداشتی.
کاش آدم میتونست به دلش بگه:
«داداش، این یکی قرار نیست برگرده.»
ولی دل که منطق سرش نمیشه...
همینطوری میشینه پای کسی که حتی یه بار هم برنگشته ببینه هنوز منتظرشی یا نه.
بعضی آدما رو از دست نمیدی...
از اول هم نداشتیشون.
فقط یه روز میفهمی تمام این مدت،
داشتی تنهایی برای یه رابطهای زندگی میکردی
که فقط تو توش بودی. 🖤
