𝑼𝒏𝒔𝒂𝒊𝒅💔
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
446
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+207 kun
+9330 kun
Postlar arxiv
447
- وقتی که یه هواپیما سقوط میکنه، امنترین شرکت هوایی که صبح فرداش پرواز میکنه چیه؟
+ همونی که سقوط کرده!
447
یه جایی از زندگی میفهمی همهچی تقصیر تقدیر نیست...
بعضی آدما رو خودمون زیادی بزرگ کردیم،
بعضی رابطهها رو خودمون بیشتر از چیزی که بودن، جدی گرفتیم،
بعضی رفتنا رو هم فقط اسمش رو گذاشتیم «قسمت نبود»
چون قبول کردنِ حقیقت، خیلی دردناکتر از گردن انداختنش روی سرنوشته.
من همیشه فکر میکردم اگه یه آدم وارد زندگیم بشه و اینهمه به دلم بشینه، حتماً یه دلیلی داره...
فکر میکردم بعضی آدما رو خدا میفرسته که بمونن.
ولی بعد فهمیدم نه...
گاهی یکی میاد فقط برای اینکه بفهمی چقدر میتونی یه نفر رو دوست داشته باشی،
چقدر میتونی برای یه آدم صبر کنی،
و چقدر میتونی بعد از رفتنش، خودتو از نو جمع کنی.
تلخه...
خیلی تلخه وقتی یه نفر یه روز تمام دنیاته
و یه روز دیگه حتی نمیدونی اگه ببینیش باید بهش سلام کنی یا وانمود کنی هیچوقت نمیشناختیش.
تلخه وقتی هزار بار توی ذهنت برمیگردی به گذشته و با خودت میگی:
«کاش اون حرفو نمیزدم...»
«کاش بیشتر میموندم...»
«کاش زودتر میفهمیدم...»
«کاش یه کم بیشتر حواسم بهش بود...»
ولی زندگی با «کاش» برنمیگرده.
بعضی آدما قرار نیست برگردن.
نه چون دوستت نداشتن،
نه چون تو کم بودی،
فقط چون قصهی شما قرار نبوده بیشتر از اون چیزی که شد، ادامه پیدا کنه.
شاید تقدیر همین چیز مسخرهایه که وقتی همهی تلاشتو میکنی یه نفر رو نگه داری، آخرش بهت یاد میده هیچکس رو نمیشه با دوست داشتن نگه داشت.
و من دیگه از رفتن آدما تعجب نمیکنم...
فقط دیگه به موندنشون زود اعتماد نمیکنم.
چون فهمیدم بعضی آدمها رو نباید برای همیشه نگه داشت؛
باید یه جایی گذاشت برن،
با همهی خاطرههاشون،
با همهی حرفایی که نصفه موند،
با همهی دوستت دارمهایی که گفته نشد...
و بعد، یه شب که دلت گرفت،
به جای اینکه بگی «چرا رفت؟»
فقط به خودت بگی:
«شاید قرار نبود از دستش بدم...
شاید قرار بود بالاخره خودمو پیدا کنم.»
447
مخ زنی وجود نداره
دختر خودش تصمیم میگیره کی مخشو بزنه
پس فکر نکنید اگه زبون ریختین مخ طرف رو زدین😂
