uz
Feedback
مـٰاهِد؛

مـٰاهِد؛

Kanalga Telegram’da o‘tish

اللّٰهُمَّـ‌عَجِّل‌لِوَلیِّك‌الفَرَج :) من ماهِدم؛ اول شخصِ مفردِ این روایت... ناشناس: t.me/HidenChat_Bot?start=8614152875

Ko'proq ko'rsatish
Eron142 042Toif belgilanmagan
271
Obunachilar
-224 soatlar
-77 kun
+2830 kun
Postlar arxiv
وای راستی بابت ستاره ممنونم🙏✨

ما هنوز نفهمیدیم رهبر چه کسی بودن ...

اما یه چیزی که از روز اول فهمیدم این بود که سید علی خامنه‌ای و ما ادراک سید علی خامنه‌ای....

خیلی با خودم درگیرم و به یک تفکر عمیق نیاز دارم، دعا کنید برام لطفا.

با یک بعد عمیقی از دانشجو بودن از منظر رهبر انقلاب آشنا شدم، یه جورایی یه خط فکری منسجم واسه اینکه بدونم اصلا دانشجو تو این مملکت چه کاره است؟! خصوصا دانشجوی تشکیلاتی!

به نظرم هر دانشجوی انقلابی باید یکبار تو عمرش دوره اسلام ناب و شرکت کنه خداروشکر که این فرصت به منم داده شد :)

خبر داری که قراره جنگ زمینی رخ بده؟🥴 بیا تو این چنلا اخبار هارو چک کن🫴🏻 لیست¹ لیست²
برا فولدرای بعدی کنارمون باشین😍

پروژه امشب‌ اسلام ناب بهمون این بود که باید تو تجمع میدون جوادیه بیانیه می‌دادیم ... :)

Video xabar00:22

Video xabar00:36

ولی فکر کنم افتتاحیه‌ی جذابی باشه 😁

Video xabar00:24

کلاس نه و نیمه، الان تازه افتتاحیه است😊 جا داره بگم اِفِ چه تِتاحیه‌ای؟!

کلاس ساعت هشت و نیم شب ... 🫠❤️‍🔥
+1
کلاس ساعت هشت و نیم شب ... 🫠❤️‍🔥

Repost from N/a
❤️❤️
@Mavee_2025

دانشگاه مبعوث، پرچمدار مقاومت، برای پیشرفت ... سلام از دورۀ اسلام ناب 😁
+1
دانشگاه مبعوث، پرچمدار مقاومت، برای پیشرفت ... سلام از دورۀ اسلام ناب 😁

تولد رهبر عزیزمان مبارک؛ الهی خدا سایه‌شون رو بر سر مردم و کشور مستدام کنه و به دست مبارک ایشون علم انقلاب اسلامی به دست مهدی موعود (عج) برسد.

در باورهای عامیانهٔ کهن، اگر نام معشوق را بر چند دانه فلفل بخوانند و آنها را در آتش بیفکنند، معشوق بی‌قرار شده و به سوی عاشق کشیده می‌شود. از همین رسم، تعبیر «فلفل در آتش افکندن» به صورت کنایه درآمده و به معنای بی‌قرار کردن، شور و التهاب در دل کسی افکندن و او را به سوی خود کشاندن به کار می‌رود: مرا که خالِ تو فلفل‌فکنْده است بر آتش چرا ز غالیه دل‌بند می‌کنی و دلاویز؟ خواجو نگاران؛ ادبیات و داستان.

وای اشعار ماث 🫠🤌🏻

اونجا که مهدی اخوان ثالث میگه: دردم این است که من بی‌ تو دگر از جهان دورم و بی‌ خویشتنم تا جنون فاصله‌ای نیست از اینجا که منم مگرم سوی تو‌ راهی باشد چون فروغ نگه‌ات ورنه دیگر به چه‌کار آیم من ...!