مـٰاهِد؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
اللّٰهُمَّـعَجِّللِوَلیِّكالفَرَج :) من ماهِدم؛ اول شخصِ مفردِ این روایت... ناشناس: t.me/HidenChat_Bot?start=8614152875
Ko'proq ko'rsatishEron207 397Toif belgilanmagan
280
Obunachilar
-724 soatlar
+327 kun
+1630 kun
Postlar arxiv
280
اصلا غم فاطمیه با همه غم های دنیا متفاوته ... نمیشه توصیفش کرد!
غم فاطمیه غم بی مادریه، غم بی پناهیه!
غم بی پناهی امام علی(ع)، بی مادری امام حسین(ع) و امام حسن(ع)، بی مادری و بی پناهی حضرت زینب(س) ...
غم فاطمیه یه عمر غمه!
بعد فاطمیه و شهادت صدیقهٔ طاهره؛ این خانواده شبیه دونه های تسبیح پاره شده از هم جدا میشن؛
امیر المومنین نجف، امام حسین کربلا، امام حسن بقیع، حضرت زینب سوریه، مزار مادر هم که خودش یه غم مضاعفه ...🖤
280
+1
اصلا غم فاطمیه با همه غم های دنیا متفاوته ... نمیشه توصیفش کرد!
غم فاطمیه غم بی مادریه، غم بی پناهیه!
غم بی پناهی امام علی(ع)، بی مادری امام حسین(ع) و امام حسن(ع)، بی مادری و بی پناهی حضرت زینب(س) ...
غم فاطمیه یه عمر غمه!
بعد فاطمیه و شهادت صدیقهٔ طاهره؛ این خانواده شبیه دونه های تسبیح پاره شده از هم جدا میشن؛
امیر المومنین نجف، امام حسین کربلا، امام حسن بقیع، حضرت زینب سوریه، مزار مادر هم که خودش یه غم مضاعفه ...🖤
280
اصلا غم فاطمیه با همه غم های دنیا متفاوته ... نمیشه توصیفش کرد!
غم فاطمیه غم بی مادریه، غم بی پناهیه!
غم بی پناهی مولا، بی مادری امام حسین(ع)، بی مادری امام حسن(ع)، بی مادری و بی پناهی حضرت زینب(س) ...
غم فاطمیه یه عمر غمه!
280
مادرت به ذوالفقار تکیه میکرد و
روضه داری میکرد و گریه می کرد و
یه سلامی به حسین هدیه میکرد و
علنی لعن بنی امیه می کرد ...
ابوفاضل 🫀✨
280
ساعت شیش بعد از ظهر،کلاس حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، دیالوگ رندوم استاد:
بچه ها من خودم لوده ام، سر کلاس تنهایی نخندین، بلند بگید که همه باهم به یه نفر بخندیم ... 🫠🦦
280
هیچ وقت فکر نمیکردم این آهنگ از زبان خانوادهی محبوبه باشه تا اینکه امشب قسمت آخر رو دیدم؛
اون نگاه های غمگین و کلافه پر از حرف بودن.
نمیتونم خانواده یا خود محبوبه رو به خاطر رفتارشون قضاوت و سرزنش کنم چون میدونم هم محبوبه عاشق خانوادهاش بود و هم خانوادهاش اونو خیلی دوست داشتن فقط این وسط بازی روزگار بینشون جدایی انداخت ...
اشک های بصیرالملک، نگاه های غمگین خانم خانما، نضحت، خجسته، دایه ...
همشون پر از حرف های نگفته ای بودن که تو دلشون دفن شدن و هیچ وقت به محبوبه گفته نشدن.
280
هیچ وقت فکر نمیکردم این آهنگ از زبان خانوادهی محبوبه باشه تا اینکه امشب قسمت آخر رو دیدم؛
اون نگاه های غمگین و کلافه پر از حرف بودن.
نمیتونم خانواده یا خود محبوبه رو به خاطر رفتارشون قضاوت و سرزنش کنم چون میدونم هم محبوبه عاشق خانوادهاش بود و هم خانوادهاش اونو خیلی دوست داشتن فقط این وسط بازی روزگار بینشون جدایی انداخت ...
اشک های بصیرالملک، نگاه های غمگین خانم خانما، نضحت، خجسته، دایه ...
همشون پر از حرف های نگفته ای بودن که تو دلشون دفن شدن و هیچ وقت به محبوبه گفته نشدن.
