uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

خطِ نگار🍁

خطِ نگار🍁

Kanalga Telegram’da o‘tish

خط‌های من، قصه‌های منند… اینجا با خطِ نگار، روزها و لحظه‌هایم را می‌نویسم، جایی برای رنگ‌ها، صداها و سکوت‌های کوچک:)

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
316
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-930 kun
Postlar arxiv
Repost from کاف
زندگیا تو ایران انگار استپ شده. با هر کی حرف میزنی میگه فقط منتظریم ببینیم چی میشه. 💬 ➰12➰ @Kafiha

من ارادت خیلی خاصی به امام رضا دارم اینو همه میدونن🥲 و جالبه برام وقتایی که بیشتر از هروقتی بهش نیاز دارم یا مسیرو یه جوری پ
من ارادت خیلی خاصی به امام رضا دارم اینو همه میدونن🥲 و جالبه برام وقتایی که بیشتر از هروقتی بهش نیاز دارم یا مسیرو یه جوری پیش میاره که راهی مشهد بشم یا یکی از بچه‌ها میره و اونجا به یاد منه🥲🩵 فقط تو میدونی چی تو دلم میگذره ازت میخوام خودت و خدایی که همیشه حواسش هست، حواستون باشه بازم🩵 زهرا داداشپور از بچهای قدیمی گروه مشاوره بوده که الان یکی از دوستای صمیمی و با معرفتمه🫂🩵

ایستگاه جای عجیبیه… آدم می‌ایسته، اما دلش هزار تا مسیر می‌ره. بینِ یه گذشته‌ای که هنوز ردّ پاش روی قلبته و یه آینده‌ای که فقط
ایستگاه جای عجیبیه… آدم می‌ایسته، اما دلش هزار تا مسیر می‌ره. بینِ یه گذشته‌ای که هنوز ردّ پاش روی قلبته و یه آینده‌ای که فقط صدای دورِ سوتش رو می‌شنوی. بعضی آرزوها جا موندن لای همین ریل‌های سرد… ایستگاه بوی دلتنگی میده، بوی مکث، بوی فکر، بوی سکوت. اما تهِ همین سکوت، یه امید آروم نفس می‌کشه… شاید الان فقط ایستادن باشه، فقط نگاه کردن به ریل‌هایی که تا بی‌نهایت کشیده شدن… اما من می‌دونم هیچ ایستگاهی برای همیشه سهمِ آدم نمی‌مونه… گاهی باید یه کم مکث کنی، تا وقتی قطارِ بعدی از راه رسید، بدونی چقدر دلت آماده‌ی رفتنه… 🚉✨

چشمات رو ببند و سعی کن به نور ستاره‌ها فکر کنی؛ نه به این ک میلیونها ساله مُردن…

لطف هلینای عزیزم از بچهای پرتلاش گروه مشاوره405. 🥇 امیدوارم روز اعلام نتایج خوشحال‌ترین ببینمت🫂🩵✨ @negarmokhtaba|•⭐️
لطف هلینای عزیزم از بچهای پرتلاش گروه مشاوره405. 🥇 امیدوارم روز اعلام نتایج خوشحال‌ترین ببینمت🫂🩵✨ @negarmokhtaba|•⭐️

همه‌ی ما در تاریکی شبیه یکدیگریم. وقتی نور کم می‌شود، تفاوت‌ها هم کم‌رنگ می‌شوند؛ نه موفقیت‌ها پیداست، نه ظاهرها، نه ادعاها. در تاریکی، هرکدام‌مان با ترس‌ها، تردیدها و امیدهایمان تنها می‌مانیم. همان‌جا می‌فهمیم که رنج، اضطراب و نیاز به فهمیده‌شدن، بین همه‌مان مشترک است. شاید شب یادمان می‌اندازد که پشت تمام تفاوت‌ها، آدم‌ها بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم به هم شبیه‌اند

میکسی از هایده، رامین کرمی، احمد سولو، یوسف جمالی ' Code: 898 ' ' 𝖫𝖾𝗍𝗌𝖫𝗂𝗌𝗍𝖾𝗇𝗌 '

از‌امروز دلم میخواست خیلی چیزا بنویسم… ولی نمی‌دونم چی بنویسم که حق مطلب رو بیان کنه ولی واقعا کیفیت آدمای زندگیت خیلی مهمه و خوشحالم از اینکه با کیفیت ترین و گلچین شده ترین آدما رو تو زندگیم دارم و‌ خب‌بابت همین موضوع ، خدایا شکرت🩵✨ ۲۳/بهمن/۰۴

اینو امروز برام فرستاد و یادم افتاد توی اون یه هفته ، ده روزی که کلا هیچ دسترسی به هیچکدومشون نداشتم چقد سردرگم بود ، چقد حال
اینو امروز برام فرستاد و یادم افتاد توی اون یه هفته ، ده روزی که کلا هیچ دسترسی به هیچکدومشون نداشتم چقد سردرگم بود ، چقد حالم بد بود.. یادمه اولین جایی که رفتم بعد اون مدت داروخونه پیش زهرا بود ، زهرا اولین چیزی که ازم پرسید گفت راستی دانش اموزات چکار میکنی؟(یعنی حتی نگرانی خودمم به دوستام منتقل شده بود) یکم که اوضاع بهتر شد کوثر میگفت نگار عکس بذار روی پروفایل بتونی کارتو پیش ببری (یعنی هرکدومشون به نوعی درگیر شده بودن یه راهی پیشنهاد بدن) طیبه پیگیر این بود که خبر وصل شدن نت رو بهم بده و صبایی که هی میگفت مطمئن باش بچه هاتم همین حس تورو دارن(واقعی بود چون بعد از ارتباط مجدد و حتی خود همین عکس بهم ثابت کرد اون روزا هم یه گوشه از ذهنشون بوده که عکس بگیرن و ب امید روزی که برام بفرستن) یادمه برای یکی از بچها برنامشو دادم اسنپ برد برای بقیه پشت تلفن برنامه رو میخوندم میگفتم یادداشت کنید…بالاخره بهتر از بی برنامه بودنه و توی اون مدت دلم برای حتی ویدیو مسیج هاشون، غرهاشون،شیطنت هاشون، دردودلاشون و حتی خیلی چیزای دیگ تنگ شده بود… این عکس تداعی اون روزا شد برام که لحظه شماری میکردم باز همه چی درست شه …

معدل دانشجوهامو😌🤌🏻 خودمم برگام ریخته معدل ۱۹.۰۲😭😂😍 دانش اموزای دیروزم، جوجه دانشجوهای امروزم😍😂 بچه‌های مشاورمم که تا
معدل دانشجوهامو😌🤌🏻 خودمم برگام ریخته معدل ۱۹.۰۲😭😂😍 دانش اموزای دیروزم، جوجه دانشجوهای امروزم😍😂 بچه‌های مشاورمم که تا الان ترکوندن🥹💙✨ پ.ن:عاقا من عاشق بچم و عکس پس زمینه عکس خواهر خاطرست😭😂💙

یه کارنامه هایی از بچهام دیدم که تموم خستگی و حال بدمو یادم رفت😍🥺

تو بهترین نقاش ، نقشی نگار روی تن جهان من ،پخشی نگار منم شاعرم، تو مخلوق ، من خالقم

✨

🩵🌧️
🩵🌧️

کار توی حیطه‌ای که هر روز با آدمای مختلف سر و کار داری، واقعاً دل و جرأت می‌خواد هرکدوم یه اخلاق، یه داستان، یه توقع تو باید همیشه اوکی باشی، حتی وقتی دلت خسته‌ست. لبخند بزنی، صبور باشی، خودتو جمع‌وجور کنی و کارت رو درست انجام بدی.. بعضی وقتا انقدر فشار میاد که دلت می‌خواد همه‌چی رو ول کنی و بری، فقط یه نفس راحت بکشی… اما وسط همه‌ی این شلوغی‌ها، یه وقتایی یه آدم پیدا می‌شه که قدردانه. با یه جمله‌ی ساده، یه تشکر واقعی همون یه لحظه کافیه تا یادت بیاره چرا موندی بعدِ طوفان، یه آرامش آروم میاد؛ می‌فهمی همه‌ی این سختی‌ها بی‌دلیل نبوده شاید همه نبینن، ولی همون چند نفر که می‌فهمن، دلگرمیِ بزرگی‌ان✨ #اندراحوالات_این_روزها

ولی حتی توی قطارم باید به کارام برسم و اینجوری بودم که آروم حرف میزدم که صدام اذیت کننده نباشه ولی خب حداقلش اینکه عذاب وجدان
ولی حتی توی قطارم باید به کارام برسم و اینجوری بودم که آروم حرف میزدم که صدام اذیت کننده نباشه ولی خب حداقلش اینکه عذاب وجدان عدم انجام کارام رو ندارم… امیدوارم شرایط همگیمون خیلی بهتر بشه 🩵

یه چیزی شبیه همون حسه که قبل از گفتنش، یه مکث طولانی میاد؛ جایی که کلمه‌ها کم میارن و دل، جلوتر از دهن راه می‌افته. یه جور حضورِ بی‌صداست؛ نه شادیه، نه غم، بیشتر شبیه اینه که بدونی یه چیزی هست که اگه به زبون بیاد، کوچیک می‌شه. برای همینه که نگهش می‌داریم توی سکوت، تو نگاه، تو نفس عمیق، تو همون لحظه‌ای که فقط «هست» و همین کافی‌ترین توضیحه

هایده - سنگ فرش (هوش مصنوعی).mp33.36 MB

5:00

نه اندوهی مانده که بسوزاند نه امیدی که گرم کند فقط ادامه‌ای هست صاف کش‌دار بی‌طعم