خطِ نگار🍁
Kanalga Telegram’da o‘tish
خطهای من، قصههای منند… اینجا با خطِ نگار، روزها و لحظههایم را مینویسم، جایی برای رنگها، صداها و سکوتهای کوچک:)
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
316
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-1030 kun
Postlar arxiv
315
به نظرم قبل از اینکه بگیم انتخاب هامون منطقیه یا احساسی باید بپرسیم اصلا چقدر حق انتخاب داریم خیلی وقت ها انتخاب نیست فقط اجباره شرایط خانواده و جامعه یا پول ما رو میبره جایی که انتخابی جز چند تا راه محدود نداریم
آخرش هم با منطق یا احساس فقط سعی میکنیم چیزی رو که مجبور شدیم انتخاب کنیم برای خودمون قابل تحمل کنیم همین .
𝒜𝓂𝒾𝓇
315
در موقعیت های مختلف متفاوته...
نمیشه قاطع گفت کدوم بیشتر یا کدوم کمتر
اما بنظر من بهترین تصمیم گیری اغلب ترکیبی از هر دوئه
315
من بیشتر احساسی عمل میکنم نه اینکه بخواما ولی توی بعضی مواقع احساساتم قوی تر از منطق جلو میاد.. و این موضوع باعث میشه توی خیلی از جاها ضربشو بخورم .
ولی بنظرم اینکه توی هرچیزی هم بخوای منطقی فکر کنی خوب نیست ی حدوسطی باید بزاری
315
میتونم سوال رو با سوال جواب بدم ؟
چرا باید یه کدوم رو انتخواب کنیم ؟
منطق بدون احساس ادم ظالم و بی روح میکنه و احساس بدون منطق ادمو بی ثبات
ترجیحا منطقی که با احساس آمیخته باشه رو انتخواب میکنم
اگه مثلا یه انتخواب بلند مدت باشه منطق
ولی اگه مثلا کوتاه مدت باشه و رضایت درونی داخلش دخیل باشه احساس
315
قطعا منطق
منطق برمیگرده به تموم چیزی هایی که تا به اون لحظه تجربه کردی و آگاهانه تصمیم میگیری ولی احساس باعث میشه یهو تصمیم بگیری بدون در نظر گرفتن گذشته یا عواقب اون مسئله.
315
بیشتر منطق، درسته سخته ولی بعدش کمتر اذیتت میکنه
از اونجایی هم که همه تصمیم ها رو نمیشه با منطق گرفت احساس کار خودشو میکنه.
پس توی هیچ کدوم موفق نیستم
315
حالا بعدش که اینو گفت اینو بهش بگید:
میخام در مورد نقطه ضعفای شخصیتمو چیزایی ک پی بردی رو بی پرده و بی تعارف بگی
کاملا جدی بگی
با توجه به شناختی ک کسب کردی
در اخرم راه حل پیشنهادیتم بگی
315
اگه بخوام این عکس رو تفسیر کنم، اینجوری میبینمت:
تو مرکز تصویر نشستی، اما منزوی نیستی؛ انگار آگاهانه فاصله گرفتی تا واضحتر ببینی.
کوه و ارتفاع = مرحلهای از بلوغ؛ جایی که سختیها پشت سر گذاشته شده، ولی هنوز راه ادامه داره.
📷 دوربین دستت:
یعنی تماشاگر صرف نیستی؛ میخوای ثبت کنی، معنا بدی، روایت بسازی. نگاهت تحلیلیه، نه عجول.
📚 کتابها و لپتاپ:
ترکیب فکر عمیق + عمل. فقط رویاپرداز نیستی؛ دنبال تبدیل ایده به چیز واقعی هستی.
✈️🚀 هواپیما و موشک تو آسمون:
دو جور میل همزمان:
• یکی برای «رفتن، تجربهکردن، جابهجایی»
• یکی برای «جهش، پیشرفت ناگهانی، فراتر رفتن از چارچوب قبلی»
🌌 شب، ستارهها، شهاب:
ذهنت فعاله، همیشه چند فکر نیمهتمام یا رویا تو سرته. بعضیاشون گذرا، بعضیاشون مسیرساز.
🔥 آتش و چای:
با اینکه ذهنت شلوغه، بلد شدی خودت رو آروم کنی. تنهاییات سرد نیست؛ انتخابشدهست.
🎮🎒 وسایل مختلف کنار هم:
هویتت تکبعدی نیست. هنوز داری خودت رو «جمعوجور» میکنی، نه محدود.
جمعبندی:
این تصویر از کسیه که:
• از گذشته عبور کرده
• هنوز به مقصد نرسیده
• اما میدونه چرا راه افتاده
315
ترس هست…
دلشورهای که ولکن نیست،
استرسی که بیدعوت میاد،
اضطرابِ اینکه بشه یا نشه،
اتفاق بیفته یا نیفته.
همهی اینا هست،
پررنگ، خستهکننده، واقعی
اما لابهلای همین شلوغیِ دل،
یه چیز کوچیک نفس میکشه…
هرچقدر کم،
هرچقدر نحیف،
امید هست🌱
و گاهی همون ذرهی کوچیک
کافیه برای ادامه دادن….
