خطِ نگار🍁
Kanalga Telegram’da o‘tish
خطهای من، قصههای منند… اینجا با خطِ نگار، روزها و لحظههایم را مینویسم، جایی برای رنگها، صداها و سکوتهای کوچک:)
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
318
Obunachilar
-224 soatlar
-27 kun
-830 kun
Postlar arxiv
318
📢 استخدام نیروی تایپی
اگر به تایپ و کار با Microsoft Word مسلطی، جای تو پیش ما خالیه!
شرایط موردنیاز:
تسلط به تایپ سریع و دقیق
آشنایی کامل با نرمافزار Word
دقت، مسئولیتپذیری و نظم در انجام کار
اگر فکر میکنی این موقعیت مناسبته، رزومه یا مشخصاتت رو برامون دربرنامه بله به ایدی زیر ارسال کن
typist_f_nrz
318
قرار نیست آدم خوبهی همهی داستانها باشی…
قرار فقط اینه که توی داستان زندگی خودت، از خودت جا نمونی💜💜
318
اگه همیشه از مرزهات بگذری، فکر میکنن مرزی وجود نداره!
اگه همیشه از استانداردهات کوتاه بیای، همون استاندارد پایین، تبدیل میشه به انتظاری که ازت دارن!
مهربون باش، اما نه به قیمت نادیده گرفتن خودت.
کمک کن، اما نه تا جایی که خودت خسته و خالی بشی.
رعایت حال آدمها قشنگه، ولی از یه جایی به بعد، اگه حال خودت رو رعایت نکنی، اسمش مهربونی نیست؛ اسمش فراموش کردن خودته!
318
اما یه جایی باید از خودت بپرسی…
آخرین باری که یکی حواسش به تو بود، کی بود؟
واقعیت اینه که آدمها معمولاً با تو همونجوری رفتار میکنن که یادشون دادی!
318
یه اشتباهی هست که خیلیهامون اسمش رو گذاشتیم «مهربونی»…
اینکه همیشه کوتاه بیای
همیشه درک کنی
همیشه حواست به همه باشه
همیشه بگی «عیبی نداره»
318
از دوشنبه ۱۲ مردادی ک گذشت....
صبحش با چیزی که چندساله منتظرش بودم گذشت و تیک خوردنش هنوز باورم نشده و خدارو بابتش شکر کردم....
یه تایمی از امروز رو با دوستام گذشت و اتفاقاتی که باعث شد حتی گریم بگیره(اشک شوق بود)
و هیچوقت یادم نمیره که چطوری همه شون باعث شدن حالم خوب باشه
در کنار همه ی اینا کار بود؛ازمون بود؛یاد دادن و یادگرفتن جریان داشت و....
راستش چشمم ترسیده با جزییات از حس خوبم بگم بخاطر همین صرفا نوشتم که ثبت شه🌱💙
318
از اون کافه قدیمی هایی که امروز از این گرمای مزخرف و کلنجار رفتن با سایت دولتی ؛ نجات دهنده بود😂
درراستای کار مهم امروز ک نیاز ب کدپستی داشتم ؛ کدپستی تمام دوستان و فامیل رو گرفتم:/ اخرش بعد کلی اذیت شدن ؛ کد پستی خودمو قبول کرد سایت مریض!…
