خطِ نگار🍁
Kanalga Telegram’da o‘tish
خطهای من، قصههای منند… اینجا با خطِ نگار، روزها و لحظههایم را مینویسم، جایی برای رنگها، صداها و سکوتهای کوچک:)
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
316
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-1030 kun
Postlar arxiv
315
لحظه ورود متفاوتی هم داشتیم
کوثر یهراست ومستقیم وارد شد
حالا من:ببخشید خانم دکتر هستن؟😂
یعنی ترکیب سه تامون ، عالیه😂
315
Repost from فارماکیوتیکال
مامانم بهشون میگه زهرا رو یکم نصیحت بکنید بعد این عقده ای ها میگن ما از زهرا حساب میبریم نمیتونیم 😂😂
نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت😂
(راستشو بخوای لذت بردم)
315
هدیهش فقط یه هدیه نبود، یه یادآوری بود که چقدر بابت حضورش تو زندگیم خوششانسم🩵
پ.ن: به قول زهرا احساسی شدم باز😂😭
315
بعد من وقتایی کاینجوری بیدار میشم
توی ارتباط گرفتنم دیلی دارم😂😂😭😭
الان ک برگشتم کاملا لود شدم😐😂
315
طی یکی دو روز اخیر خواب بیداریم بهم ریخته
بعد ۸:۲۰ دقیقه کوثر زنگ زده بود متوجه نشدم
ساعت ۸:۵۰ دوباره گوشیم زنگ خورد و بیدار شدم
بعد متوجه شدم کوثر زنگ زده
با همون حالت خوابالویی ک داشتم بهش زنگ زدم 😂اصلا یادم نمیاد چی بهش گفتم چی شنیدم
و به سرعت میگ میگ حاضر شدم😭😂
و خودمو رسوندم🤌🏻
315
دیشب از شدت خستگی وکمبود خواب توان ارتباط گیری رو نداشتم دیگ و نمیتونستم هیچ پیامی رو جواب بدم و نمیدونم کی خوابم برد
وهمزمان ذوق یه اتفاقی رو برای امروز داشتم
که خب با یه خبر دیگه ، جریان خوشحال کننده، کنسل شد و واقعا تو ذوقم خورد
به قول بچها شاید مصلحت کنسل شدن این اتفاق بوده
نیم ساعت بعد اون اتفاق با یکی از استادام
تایم تماس تصویری داشتم
واولین جملش این بود
گفتی خوزستانی هستی؟
گفتم اره
گفت من ۹ سال خوزستان زندگی کردم(بوشهر)و همسرم خوزستانیه
و بهترین خاطرها رو دارم
مخصوصا آدماش
الان با دیدن تو تموم اون حس خوبا برامتداعی شد و وقتی حرف میزد حتی برق چشاش مشخص بود🥲
وجالبه بگم به جای اون تایم از قبل تعیین شده، بیشتر حتی حرف زدیم:)
حقیقتا انتظار شنیدن یه سری از حرفا اونم وقتی انقد شیرین باشه
یه جور وصف نشدنی حالمو خوب میکنه🩵🫧
315
یا کنج قفس یا مرگ
این بخت کبوتر هاست
دنیا پل باریکی بین بد و بدتر هاست
ای بر پدرت دنیا آن باغ جهانم کو
دریاچه آرامم کو هیجانم کو
