uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

خطِ نگار🍁

خطِ نگار🍁

Kanalga Telegram’da o‘tish

خط‌های من، قصه‌های منند… اینجا با خطِ نگار، روزها و لحظه‌هایم را می‌نویسم، جایی برای رنگ‌ها، صداها و سکوت‌های کوچک:)

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
316
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-1030 kun
Postlar arxiv
https://t.me/kosarkzmnn/46949 😂😂😂😂😂

لحظه ورود متفاوتی هم داشتیم کوثر یه‌راست و‌مستقیم وارد شد حالا من:ببخشید خانم دکتر هستن؟😂 یعنی ترکیب سه تامون ، عالیه😂

من گفتم😂😂😂😂 میخواستم حس قدرتت رو بعد از شنیدن این جمله ببینم😔😂

مامانم بهشون میگه زهرا رو یکم نصیحت بکنید بعد این عقده ای ها میگن ما از زهرا حساب میبریم نمیتونیم 😂😂 نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت😂 (راستشو بخوای لذت بردم)

سفارشاممم😭😭😭😍😍😍 بویسا همیشه در صحنه😌🩵 آیدی زهرا🧚🏻‍♀️💕: @Yima_admin
سفارشاممم😭😭😭😍😍😍 بویسا همیشه در صحنه😌🩵 آیدی زهرا🧚🏻‍♀️💕: @Yima_admin

🩵🩵😂😂😂

Repost from Kosar :)
گفتم از طرف من قول نده😂

بعد من وقتایی ک‌اینجوری بیدار میشم توی ارتباط گرفتنم دیلی دارم😂😂😭😭 الان ک‌ برگشتم کاملا لود شدم😐😂

و به این نتیجه رسیدیم کوثر مستقیم بیاد داروخونه و من قهوه هارو بگیرم و‌کوثر دیر رسید😭😂

طی یکی دو روز اخیر خواب بیداریم بهم ریخته بعد ۸:۲۰ دقیقه کوثر زنگ زده بود متوجه نشدم ساعت ۸:۵۰ دوباره گوشیم زنگ خورد و بیدار شدم بعد متوجه شدم کوثر زنگ زده با همون حالت خوابالویی ک داشتم بهش زنگ زدم 😂اصلا یادم نمیاد چی بهش گفتم چی شنیدم و به سرعت میگ میگ حاضر شدم😭😂 و خودمو رسوندم🤌🏻

آن دو با قهوه آمدند😌🤍
آن دو با قهوه آمدند😌🤍

زهرا دیر رسیدیم بدون تقصیر کوثره😂😂😂

https://t.me/pharmaceutiical/9703 ۹:۳۰ با قهوه پیشتیم پرنسس🧚🏻‍♀️🩵

LetsListens Eshghe Ghadimi - Saman Jalili.mp38.16 MB

دغدغه دوستم همچنان:😂
دغدغه دوستم همچنان:😂

دیشب از شدت خستگی و‌کمبود خواب توان ارتباط گیری رو نداشتم دیگ و نمیتونستم هیچ پیامی رو جواب بدم و نمی‌دونم کی خوابم برد و‌همزمان ذوق یه اتفاقی رو برای امروز داشتم که خب با یه خبر دیگه ، جریان خوشحال کننده، کنسل شد و واقعا تو ذوقم خورد به قول بچها شاید مصلحت کنسل شدن این اتفاق بوده نیم ساعت بعد اون اتفاق با یکی از استادام تایم تماس تصویری داشتم و‌اولین جملش این بود گفتی خوزستانی هستی؟ گفتم اره گفت من ۹ سال خوزستان زندگی کردم(بوشهر)و همسرم خوزستانیه و بهترین خاطرها رو دارم مخصوصا آدماش الان با دیدن تو تموم اون حس خوبا برام‌تداعی شد و وقتی حرف میزد حتی برق چشاش مشخص بود🥲 و‌جالبه بگم به جای اون تایم از قبل تعیین شده، بیشتر حتی حرف زدیم:) حقیقتا انتظار شنیدن یه سری از حرفا اونم وقتی انقد شیرین باشه یه جور وصف نشدنی حالمو خوب میکنه🩵🫧

فکر، سایه‌ای از احساس ماست؛ تیره‌تر، تهی‌تر و ساده‌‌تر!

یا کنج قفس یا مرگ این بخت کبوتر هاست دنیا پل باریکی بین بد و بدتر هاست ای بر پدرت دنیا آن باغ جهانم کو دریاچه آرامم کو هیجانم کو