نِدایمآه.
Kanalga Telegram’da o‘tish
کلَمآت اُستآدِ دَردِ تیغ هآ هستند ! (کپی کردن از روی متن ها؟راضی نیستم،فور کنی زیباتره عزیزِدل)
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
224
Obunachilar
-324 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+630 kun
Postlar arxiv
224
تاسوعا مگه میشه یاد علمدار ۲۲ساله ایرانی نبود؟! جوون رعنایی که دستا و پاهاش شد هزینهی آزادیِ فیک جماعت وطنفروشِ اپستینی و در راه دفاع از خاک و ناموس ایرانی آغوشی که برا دخترکوچولوش بود رو فدا کرد. آقاحسین دستاش الان پیش حضرت عباسه...
224
Repost from N/a
اسب آنگاه "نجیب" نام گرفت
که فهمید سوارش دستی بر تن ندارد که بتواند به خوبی کنترل کند،
پس آهسته تر حرکت کرد :)❤️🩹
224
با یکی حرف میزدم بحث سیاسی شد
پرسید اگه اینا سواد و جیگر داشتن یه امیدی بود .
خواستم یاد آوری کنم بدون هیچ دروغ،صفحه های مجازی،چیز هایی مانند اینترنشنال و...
و حتی
با تبعید شدن
و با دشمنی کسایی که خودشونو ابر قدرت معرفی میکردند
انقلاب کرد:)))🤏
ولی شما؟
224
حسین
نمیدانم راجع به غمی که بر تن تو نقش بست چه بگویم؛ یک ماه برایت اشک ریختیم و سالها غمت رگهایمان را نیز سیاه پوش کرد؛ اما چه دردی از آن بیشتر که…
هنگامی که جوان رعنایت در جلویت تکهتکه شد و یادآور کودک ۶ ماههات گشت؛
دخترت که زیباییاش و گوشهایش در راه مظلومیت تو سرخ شد؛
خواهرت که با کلامش حیای یک زن را به گوش جهانیان میرساند؛
و برادرت…
آه، چه بگویم از برادرت؟ که اگر در کنار قبرش بنشینی، میبینی که قبر کوچکش نشان میدهد: یک مرد در عاشورا از خجالت آب شد، نه از زخم!
هنگامی که دردت سالهاست برایمان تازگی دارد…
چه بگویم که تنها صبحی تا ظهری، گلویت با خنجرها پوشانده شد…
و چه بگویم که تنها صبحی تا ظهری، ندای مظلومیتت برای جهان باقی ماند… 💔
