پناهِ بیپناهྀི
Kanalga Telegram’da o‘tish
«بیپناه بودم؛ تا رسیدی و بیآنکه قولی بدهی، شبیه پناه شدی.» برای شنیدنتون @Panah_e_tobot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
289
Obunachilar
-224 soatlar
-17 kun
+2130 kun
Postlar arxiv
حس میکرد وسط یک کابوس گیر افتادهاست. انگار خواب و خیال بود. نمیتوانست واقعیت را بپذیرد. این رفتار آدمها او را به ورطهی یأس و ناامیدی کشاند.
آدمخواران_ژان تولی
وقتی مرا در آغوش میگیری آرامش تمام وجودم را دربرمیگیرد؛ وقتی سرم را روی سینهات میگذارم و صدای تپش های قلبت را میشنوم میفهمم که زندگی هنوز قشنگیهایش را دارد. تو زیبایی؛ تو زیباتر از ستارههای در آسمانی، آغوشت به رنگ سفید است و آسمان شب چشمهایت ستودنیست دوستت دارم همنشین شب های تاریک من._بهار
آرزو میکنم که آسمان سعادتت همیشه نورانی باشد و لبخند شیرینت همیشه روشن و مصفا باشد و تو را برای آن دقیقهی شادی و سعادتی که به دلی تنها و قدرشناس بخشیدی دعا میکنم.
شبهای روشن_داستایفسکی
فرقی نداره مومنترین باشی یا کافرترین، زیبایی کشش ایجاد میکنه و تو، عجیب زیبایی.
دیالوگ
اما در این کابوس خونآلود
در پیچ و تاب این شب بنبست
بنگر چه جانهای گرامی رفتهاند از دست
دردیست چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته میگرید
در من کسی آهسته میگرید
هوشنگ ابتهاج
