the coffee is still warm.
Yopiq kanal
24:00 — 23:50 living, learning, repeating. Future pharmacist.
Ko'proq ko'rsatish664
Obunachilar
+1124 soatlar
+567 kun
+5530 kun
Postlar arxiv
سیکتیرزاده (اسم، صفت؛ عامیانه)
ناسزایی مرکب، منسوب به جماعتی از اراذل و اوباشِ بیاصلونسبِ زبانی؛ گویند به کسی اطلاق شود که میزان وقاحتش از حد متعارف گذشته و عقل و شعورش در محضر عام به مرخصی رفته باشد.
کاربرد: خطاب به شخصی که نهتنها مرتکب حماقت شده، بلکه با اعتمادبهنفسی ستودنی بر حماقت خویش اصرار ورزد.
مثال: «ای سیکتیرزاده! تو را چه به اظهارنظر در اموری که حتی دیوار نیز از تو در آن داناتر است؟»
مترادف: بیمخ، بیهمهچیز، پدرسوخته.
متضاد: انسانِ فهیم، فرهیخته، موجودِ دارای حداقل یک سلول خاکستریِ فعال.
نکته: این واژه بهسبب شدت بار معنایی، در محافل ادبی کمتر و در مشاجرات خانوادگی و گروههای دوستانه بیشتر استعمال میشود.
(ترجمهش رو از یه چنلی برداشتم که چنل یه دوست خیلی قدیمیمه و چون دوست ندارم اینجا رو داشته باشه فوروارد نکردم)
حالا درسته به عرصه درس خوندن کامبک زدم.
ولی به اولین دعوتی که قرار باشه فشن ویکتوریا رو ببینم جواب مثبت میدم.
حالا باز هم این هم درسته که از این به بعد بنده فقط تماشاچی هستم و پول هیچی رو ندارم.
بازگشت شکوهمندانه خودم رو به عرصه درس خوندن تبریک میگم. مخصوصا کنکوریهای ۴۰۶ میتونین از بنده بترسین.
