-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
Kanalga Telegram’da o‘tish
-شبیهِ یه دفترچه خاطرات، از ادیتها و عکسهایی که دوسشون دارم..✨ _30.December.2025”
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
467
Obunachilar
+624 soatlar
+267 kun
+9230 kun
Postlar arxiv
465
پارتدومتحلیل✨- امنیت عاطفی جیهان از آلیا میاومد. ذهن جیهان به این حس امنیت، درست مثل اکسیژن، نیاز داشت. و حالا که آلیا نیست، انگار این اکسیژن دیگه به مغزش نمیرسه. مغز جیهان، آلیا رو به بقا گره زده وقتی فقط یک نفر منبع امنیت عاطفی یه آدم باشه، مغز اون فرد رو به نوعی با «بقا» گره میزنه. برای جیهان، آلیا تنها چیزیه که بقای عاطفیش رو ممکن میکنه. وقتی آلیا مریض میشه، مغز جیهان هشدار میده: منبع امنیت در خطره. این هشدار دیگه در حد منطق نیست. جیهان نمیتونه با خودش بگه:«اون منو پس زده، پس دیگه نباید نگرانش باشم» بدنش قبل از منطقش واکنش نشون میده؛ دست و پاهاش میلرزه، عرق میکنه، نسبت به صداها حساس میشه، مردمک چشمهاش گشاد میشن. این همون اضطراب جدایی در شدیدترین شکلشه. حملهی پنیک؛ فروپاشی سیستم در برابر ترس از دست دادن حملهی پنیک جیهان، واکنش سیستم عصبی به یک تهدید وجودیه. جیهان نمیتونه به آلیا کمک کنه. نمیتونه بره زندان. نمیدونه دلیل بیماری و درد آلیا چیه. نمیتونه ازش محافظت کنه.
465
یه تحلیل خیلی خفن از نظر روانشناسی خوندم براتون میذارم✨- چرا جیهان به خاطر بیماری آلیا دچار حملهی پنیک میشه؟ با اینکه آلیا قلب جیهان رو شکسته، با اینکه توی قسمتهای اخیر باهاش سرد رفتار کرده و مدام سرزنشش کرده، پس چرا جیهان هنوز وقتی آلیا درد میکشه، اینطور از پا درمیاد و دچار حملهی پنیک میشه؟ اینجا دقیقاً میرسیم به ریشهی روانشناسی جیهان. این واکنش نه از روی ضعفه و نه از روی حماقت. این، نتیجهی مستقیم زخمِ دلبستگی و نقشیه که آلیا توی روان جیهان پیدا کرده. - آلیا؛ تنها پناه امن جیهان جیهان هیچوقت یه پناه امن واقعی نداشته. محبت مادرش همیشه مشروط به عملکرد و موفقیتش بوده. خانوادهاش، با اینکه دوستش داشتن، جیهان رو خودشون بهعنوان پناه و تکیهگاه میدیدن؛ یعنی جیهان نمیتونست همزمان خودش هم به اونها پناه ببره. اما با اومدن آلیا، جیهان برای اولین بار زرهِ «آقا بودن» رو کنار گذاشت و خودش رو توی آغوش آلیا پیدا کرد؛ تا جایی که بهش گفت: «اگه افتادم، کمکم کن دوباره بلند شم.» این همون چیزیه که بهش میگن دلبستگی ایمن در بزرگسالی.
465
- جیهان همیشه جوری رفتار میکنه انگار هیچچیزی نمیتونه بشکنَتش؛ ولی کافیه حرف از رفتنِ آلیا بشه..
همون مردی که جلوی همه وایمیسته، یهو سکوت میکنه، چرا که این کلمه تبدیل بزرگترین نقطهیضعفش شده:))🙂
- وقتی صداقت فقط گفت:«روز عروسی ترکت کرد و رفت» جیهان دیگه نتونست ادامه بده؛ چون این دقیقا همون زخمیه که همچنان قلبشو به درد میاره:))💔
صداقت دقیقا دست گذاشت رویِ همون زخمِ عمیقِ قلبِ جیهان..
یهو سکوت کرد؛ نه چون حرفی برای گفتن نداشت، چون اینبار خودش هم میدونست حقیقتی وجود داره که نمیتونه ازش فرار کنه. آلیا یکبار رفت و از همون روز، انگار ترسِ دوباره از دست دادنش همیشه یه گوشهی قلب جیهان موند:)))🫠❤️🩹
چرا که قسمت ۶۶ اعتراف کرد اینبار فکر میکرد از دست نمیده:)🙂
- تموم اون «منو ول کردی»، «رفتی»، «منو رها کردی»فقط گلایه نیست؛ حرفای مردیه که بیشتر از خودِ عشق، از روزی میترسه که دوباره آلیا رو از دست بده :))))💘
تمامی موضوعات مربوط به آلیا نقطهیضعفجیهانه اما آلیا برای جیهان فقط نقطهضعف نیست؛ تنها کسیه که میتونه قویترین و صبورترین مرد رو، با«رفتن»، به آسیبپذیرترین آدم دنیا تبدیل کنه:)))😭
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
465
ازش ادیت زدم :)🙂💘- «دختر» گفتنِ جیهان فقط یه کلمه نیست؛ خلاصهی تموم اون مراقبتهایِ بیصداییه که عشقش رو از هزار بار «دوستت دارم» گفتن واقعیتر میکنه😭😭❤️🔥.. مردی که برای همه محکمه، برای دخترش ظریف میشه؛ نازش میکنه، حواسش بهش هست، نگرانش میشه، ازش محافظت میکنه، پتو روش میکشه و با یه بوسه آرومش میکنه:))))))🫠🫂 #cihal #edit #fateme
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
465
- هممون به این قرصایی که افتاد زمین دقت کردیم😭😫
ولی مگه قرصو تو ظرف میریزننن قرصه ینی؟😭😭😭
465
- یه سری حرفها تو عصبانیت، ناراحتی و از سر لجبازی و بدونِ منطق، گفته میشه که خیلی خیلی سنگینه:)🫠❤️🩹
و احترام و حرمتِ تموم زحماتی که برای هم کشیدن رو زیرسوال میبره و در حق عشقشون ناحقیه:)🙂
آلیا بهتراز هرکسی میدونه که تو این دنیا هیچکس به اندازهی جیهان نمیتونه دوسش داشته باشه، هیچکس مثل جیهان نمیتونه بهش نگاه کنه، هیچکس به اندازهی جیهان نمیتونه براش حامی و تکیهگاه باشه، هیچکس مثل جیهان نمیتونه اینقدررر نگرانش بشه، بهش عشقبورزه، نوازشش کنه :)))💘
اما این رفتارها و حرفهای بدونِ فکر گاهی نمکی میشه بر روی زخم عمیقی که این قلب برداشته😭💔..
#cihal #edit #fateme
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
465
- بچهها یه آهنگ برای ادیت سررام قرار گرفت🙏🏻 حتی گوشش میدم قلبم میگیره، امیدوارم همونجور ک میخام در بیاد🙏🏻.
465
وای وسط ادیتم انور اومد از تو اتاق بلند گفتم عوووق، خانوادم محترم پرسیدن چیشددد، کم مونده بگم رو انور عوق زدم🤣🤣🤣
