-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
Kanalga Telegram’da o‘tish
-شبیهِ یه دفترچه خاطرات، از ادیتها و عکسهایی که دوسشون دارم..✨ _30.December.2025”
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
455
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+177 kun
+9530 kun
Postlar arxiv
456
به بچها میگفتم دوس ندارم تو این شرایط حامله باشه چرا؟:)
چون میترسیدم از جیهان مخفیش کنه..
فقط امیدوارم اینو مخفی نکنی آلیا:)
و دیالوگِ ناره:)))❤️🩹
456
یه اسپویل خونده بودم
دختر میرزا رو میخوان برا جیهان بگیرن
وسط نامزدی ناره به جیهان میگه آلیا حاملست
جیهان نامزدی و ترک میکنه🦦
456
آلیا علی رغم اینکه جیهان گفت دستمو ول نکن، بازم رفت سر میز عقد! با اینکه داشت به زبون بیزبونی میگفت ازدواج نکن، برگرد عمارت پیش ما، بازم رفت سر میز عقد!
آلیا سر چیزی تسلیم غرورش شده که خودش ساخته...
مریم که عشق اول جیهان بود، جیهان بارها به آلیا گفت، ثابت کرد که مریم فقط توی گذشته مونده! زن زندگی من تویی، زن این عمارت تویی!
به اسم دنیر صرفا کینهای که از جیهان داره رو میخواد تلافی کنه :/ بازم یه عده میان میگن پشیمون بود از حرفش...
من از این عصبیت که خواست با اون حرفش جیهان رو بشکنه که موفق هم شد!
جیهانی که آلیا زندگیش بود 🥲🥲🥲
