uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

Kanalga Telegram’da o‘tish

-شبیهِ یه دفترچه خاطرات، از ادیت‌ها و عکس‌هایی که دوسشون دارم..✨ _30.December.2025”

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
455
Obunachilar
+224 soatlar
+127 kun
+9630 kun
Postlar arxiv
وای بانو مینه>>>

در بین رقبا من مینه رو هستم چون کاملا نیاز‌های جیهان برطرف میشد خودشم کاملا استفاده میبرد عذر میخوام دوستان🙏🏻😔

بورانو بدید من برم باز بخاطر بوران اینا لج‌میکردن همش باهم بودن👹

مخصوصا...... آره همون

همشون عنن💩

هیس شو از برفی بهتره

خدایا خودت کمک کن دیس ادمینش نکنم🥰 واکنش من ک اون قسمتا رو بخاطر مریم ندیدم🥰:

ولی بیشتر رو مریم هستم مریمو واقعا دوست داشتم بی ازار بود اونو برگردونید جز خواهر عفریته اش👹

سناریو مسخره شده بورانو زنده کنید دلم‌ براش تنگ شده🦦

- آخه والا من اصن «شیپ‌کردن» رو نمی‌فهمم😂.. شیپ چه معنی‌ای میده.. زوج چه معنی‌ای میده.. این خانوم قراره اولین تجربه‌ی بازیگری رو داشته باشه، مثل زینب چند قسمت میاد و میره؛ ذاتا قرار نیست با سینم رقابت کنه یا تو یه کفه‌ گذاشته بشه یا سنش با اوزان مقایسه بشه(اینکه به اوزان میاد یا نه😐) من نمی‌فهمم چرا همه گیر دادن به بحث اختلاف سنی، مگه قراره شیپ بشه اصن😂 اگر انور، بوران، اعور، انگین، مریم، مینه به عنوان رقیب جیهان و آلیا وارد سریال شدن، چون از قبل بازیگر بودن سابقه داشتن، هر چقدر هم بازی بوران(بورچ) و مریم(جرن) داغون بود ولی حداقل بازیگر بودن، تجربه‌ی بازی تو چند فیلم رو داشتن.. برفین موندگار نیست و میره. ذاتا با این حجم بازیگری که آوردن منطقی نیست همشون موندگار باشن! دقیقا تو فصل یک اگر یادتون باشه، رئیس قبیله‌ی نالهان‌اوعلو وارد سریال شد و خارج شد الان هم میرزا. طی چند قسمت هم برفین و میرزا از سریال خارج میشن. فریده می‌تونست بمونه و موندگار شه ولی درصورتی این احتمال وجود داشت یا ممکن بود که به عنوان نقشی مثل ایپک بهش پیشنهاد میشد..

- واقعا اون به ظاهر فنایی ک اومدن عکس اوزان و این دختره فریده رو گذاشتن شیپ زدن و ادیت زدن رو درک نمیکنم😄یه ادم چقد میتونه بچه‌سال باشه و شعور نداشته باشه؟ عوامل تو انتخاب بازیگر ریدن ولی انگار ترکا هرچی فجیع‌تره رو میپسندن با این اختلاف سنی👍🏻

- فعلا دلمونو به اینا خوش کنیم و به چیزای بد فکر نکنیم درست میشه همه‌چی، امید داریم دیگه :)🙂💘
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

ولی همش داره درست در میاد این فصل(متسفانه)((:

فقط خواهشی که ازتون دارم اینه که اصلا اسپویل نخونید🫠 به اسپویل توجه نکنید، دنبالشون نرید، می‌دونم سخته.. ولی هرچی انرژی منفی و حالِ بدی که الان داریم، بخشیش بخاطر اسپویل‌هاییه که می‌بینیم؛ مثلاً«خبر مراسم نامزدی جیهانو ما از هفته‌ی پیش می‌دونیم..» خب این چه لزومی دارهههه! هنوز علناً تو سریال مشخص نشده‌ و شرط میرزا رو با گوشامون نشنیدیم، ولی همه جا پر شد و ما می‌دونیم و از هفته‌ی پیش حالمون بده. و همینطور عقد الیا.. پس تا می‌تونید دوری کنید، اینجاعم به هیچ‌عنوان اسپویل‌های حال‌بد‌کن نمی‌‌ذاریم، کاش چنلایی‌ هم که اسپویل می‌ذارن، لااقل اسپویلر بزنن، همین اسپویل‌ها باعثِ دراپ میشه..🤦🏻‍♀

کل خلاصه تو فراگ بود و هیچ‌چیز جدیدی‌ نداشت..

📌خلاصه‌ی قسمت 69:
- خبر تصمیم آلیا برای عقد با انور به گوش جیهان می‌رسه. درحالی‌که توفانی در دل جیهان به پا شده و هر لحظه شدیدتر می‌شه، آلیا هم برای اینکه بتونه دوباره پسرش رو پیش خودش داشته باشه، نقشه‌ی تازه‌ای برای زندگیش می‌چینه؛ تصمیمی که جنگ بین این دو رو وارد مرحله‌ی کاملاً متفاوتی می‌کنه. ناره که تمام تلاشش رو می‌کنه تا حالش رو بهتر کنه و دوباره سرپا بشه، از طرف یکی از نزدیک‌ترین آدم‌های زندگیش ضربه‌ی بزرگی می‌خوره. این اتفاق دوباره اونو به سمت احساساتی می‌کشونه که سعی داشت ازشون فرار کنه. اما کسی که دست کمک به سمت ناره‌ی آشفته دراز می‌کنه، درست همون آدمیه که انتظارش رو نداره؛ آتش! حقیقت بزرگی که کارتال درباره‌ی آلیا می‌فهمه، باعث می‌شه گذشته‌ای که سال‌ها پنهون کرده بود، با تمام سنگینی و عواقبش دوباره سر باز کنه. تصمیم‌هایی هم که بعد از فهمیدن این حقیقت می‌گیره، آلبورا رو عمیقا به لرزه درمیاره. از یه طرف، آلیا با حقیقتی روبه‌رو می‌شه که اصلا انتظارش رو نداشته و از طرف دیگه، جیهان که گرفتار یه توطئه‌ی بزرگ شده، به آستانه‌ی یه توافق تازه می‌رسه. حقیقت‌هایی که توی دو جای متفاوت فاش می‌شن، قراره نقطه‌ی عطفی رقم بزنن که سرنوشت همه رو تغییر می‌ده😫

photo content
+8

- روزتـون‌ به همین قشنگی‌‌🥹🥹😭😭😭🎀
کِی‌می‌بینیم‌این‌روزوووو:)))😭😭
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

- کی می‌رسه اون روزی که غرورشون رو کنار بذارن، دلشون به بخشیدن رضایت بده و به‌جای نوازشِ عکس‌هایِ هم، بتونن دوباره صورت همدیگ
- کی می‌رسه اون روزی که غرورشون رو کنار بذارن، دلشون به بخشیدن رضایت بده و به‌جای نوازشِ عکس‌هایِ هم، بتونن دوباره صورت همدیگه رو لمس کنن؟ روزی که جیهان دوباره بتونه موهای آلیا رو نوازش کنه، از نزدیک نگاهش کنه و بعد از این‌همه دوری و دلتنگی، عشقشون رو نه از پشت قاب عکس‌ها، تو آغوش هم زندگی کنن:))؟❤️‍🩹 روزی که دیگه حسرتِ لمس کردن همدیگه رو نخورن و فاصله‌ی بین دست‌هاشون، فقط به اندازه‌ی یه آغوش باشه:))))؟😭