🐾 گُربه سیاه 🐈⬛
Kanalga Telegram’da o‘tish
_مرا ببخشید اگر حرفهایم شما را به یاد کسی میاندازد.🤍 _به صرف چایی با بهارنارنج و عسل.☕ ☀️🌊 🦢🍓🍊📚🎧🧘🏻♀️🐾✨ _میشنومتون: @TalktoPartobot🧚🏻♀️
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 000
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-157 kun
-6030 kun
Postlar arxiv
و اما هیچکس نمیداند
چرا در شطرنج ملکهای نیست،
و تنها شاه وجود دارد
چون زن بازیچه نیست...
نزار قبانی
#فکت_علمی_جالب_امروز 🐾✨
طرح خطوط روی بینی هر گربه منحصربهفرده؛ تقریباً مثل اثر انگشت انسان.
وقتی می مانی و می بخشی فکر می کنند رفتن را بلد نیستی. باید به آدم ها از دست دادن را متذکر شد آدم ها همیشه نمی مانند، یک جا در را باز می کنند و برای همیشه می روند…
زنده یاد لیلا قاسم متولد ۱۹۵۲ در خانقین عراق که به دلیل مبارزه برای احقاق حقوق کردها توسط رژیم بعث عراق در سال ۱۹۷۴ در بغداد اعدام گردید. او در میان آزادی خواهان کرد حرمت و احترام زیادی داشت و به خواهر (لیلا) مشهور بود. در زندان از طرف معشوقش نامه ای سوزناک با موضوع عشق و دلتنگی و تیتر دردت وه کولم به جانم لیلا برایش فرستاده شد که متأسفانه هرگز به دستش نرسید و بعدها به صورت شعری جاودانه به زبان کردی کلهری درآمد.
#فکت_علمی_جالب_امروز 🧊✨
آب گرم در بعضی شرایط میتواند زودتر از آب سرد یخ بزند؛ این پدیده را اثر امپمبا مینامند.
نمیدانم چرا، اما تو را هرجا که می بینم
کسی انگار می خواهد ز من، تا با تو بنشینم
تن یخ کرده، آتش را که می بیند چه می خواهد؟
همانی را که می خواهم، ترا وقتی که می بینم
تو تنها می توانی آخرین درمان من باشی
و بی شک دیگران بیهوده می جویند تسکینم
تو آن شعری که من جایی نمی خوانم، که می ترسم
به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم
زبانم لال! اگر روزی نباشی، من چه خواهم کرد؟
چه خواهد رفت آیا بر من و دنیای رنگینم؟
نباشی تو اگر، ناباوران عشق می بینند
که این من، این منِ آرام، در مردن بجز اینم…
من دلم میخواهد
خانهای داشته باشم پُرِ دوست،
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو…
هر کسی میخواهد
وارد خانه ی پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند.
شرط وارد گشتن:
شست و شوی دلهاست
شرط آن، داشتن یک دل بی رنگ و ریاست…
بر درش برگ گلی میکوبم
روی آن با قلم سبز بهار
مینویسم:
ای یار
خانهی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر:
"خانه دوست کجاست؟ "
فکر میکنم اگر دستکم یک بار شعر خوانده بودید،
یا به یک گربه غذا داده بودید و دست نوازش به سرش کشیده بودید، اینقدر قلبتان سیاه و زشت نبود.
