M
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 293
Obunachilar
-124 soatlar
-117 kun
-1830 kun
Postlar arxiv
1 293
او تلاش میکرد که حالش خوب شود و انسان شادی باشد، قدم میزد، میرقصید، گریه میکرد، با دوستانش وقت میگذراند، کتاب میخواند، سفر میرفت، اما هرچقدر که تقلا میکرد، باز هم چیزی از سنگینی قلبش کم نمیشد. انگار خلأ ای در او بود که با هیچ چیز پر نمیشد.
1 293
معلومه که ازت توقع دارم باهام درست برخورد بکنی و حرف بزنی !
اگر قرار باشه که توهم عین بقیه نفهمی چی میگی و چی کار میکنی و درکم نکنی که فرقی نداری باهاشون برام .
