uz
Feedback
تـاروپـود🖤

تـاروپـود🖤

Kanalga Telegram’da o‘tish

از داستایوفسکی تا کامو، از شعر تا سکوت. https://t.me/HarfChatBot?start=Taropoode

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 520
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-837 kun
-8330 kun
Postlar arxiv
ما هر کسی را طوری می‌کشیم: بعضی‌ها را با گلوله، بعضی‌ها را با حرف، و بعضی هارا با کارهایی که کرده‌ایم و بعضی‌ها را با کارهایی که تا به امروز برای آنها نکرده ایم. -داستایوفسکی

داشتم از درد به خود می‌پیچیدم؛ همسایه‌ها گفتند: «چه قدر قشنگ قر می‌دهی و سال‌هاست رقاصِ پرِ دردِ خیابان‌هایم». -صادق‌هدایت

بحث با ناقص خیالان شیوه‌ی استاد نیست؛ علم افلاطون حریف جهل مادرزاد نیست.

تمام شهر را به محاصره‌ی خودش درآورد و جان مردم را با گلوله و باتون گرفت. -خاطرات‌یک‌آدم‌کش
تمام شهر را به محاصره‌ی خودش درآورد و جان مردم را با گلوله و باتون گرفت. -خاطرات‌یک‌آدم‌کش

همه مرغ ها حیله گرند، اگر نویسنده داستان یک روباه باشد! -رالف‌والدو

در روزگاران قدیم مردم تصور می‌کردند شیطان در آینه زندگی می‌کند و انها را از آینه می‌بیند، احتمالاً کسی که در آینه بود من بودم
در روزگاران قدیم مردم تصور می‌کردند شیطان در آینه زندگی می‌کند و انها را از آینه می‌بیند، احتمالاً کسی که در آینه بود من بودم.
-خاطرات‌یک‌آدم‌کش، کیم‌یونگ‌ها

مطمئن باش اگه اون ها روشنفکر واقعی باشن در مورد مسائلی که تخصص ندارن حرف نمیزنن و به چند تا کتاب بسنده نمیکنن. -قهوه‌ی‌سردآقای‌نویسنده، روزبه‌معین

تلنگر امروز: عاقبت همه‌ی ما زیر این خاک آرام خواهیم گرفت، ما که روی آن دمی به همدیگر مجال آرامش ندادیم... - مارینا تسوتایوا

«صحبت از آزادی را زیاد خواهی شنید» -نامه‌به‌کودکی‌که‌هرگز‌زاده‌نشد، اوریانا‌فالاچی

کتاب چنین گفت زرتشت اثر نیچه.
کتاب چنین گفت زرتشت اثر نیچه.

حرف دل من؛ به زبان کیم یونگ ها.
من تا به امروز صادقانه به قولم عمل کردم. متنفرم از آدم‌هایی که می‌زنند زیر قولشان. به همین دلیل حسابی سعی کردم از این دست آدم‌ها نشوم. -خاطرات‌یک‌آدم‌کش

چشم من بیا منو یاری بکن گونه هام خشکیده شد، کاری بکن غیر گریه مگه کاری می شه کرد کاری از ما نمیاد، زاری بکن اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد تا قیامت دل من گریه می خواد هرچی دریا رو زمین داره خدا با تموم ابرای آسمونا کاشکی می داد همه رو به چشم من تا چشام به حال من گریه کنن اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد تا قیامت دل من گریه می خواد قصه گذشته های خوب من خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن حالا باید سر رو زانوم بذارم تا قیامت اشک حسرت ببارم دل هیشکی مث من غم نداره مث من غربت و ماتم نداره حالا که گریه دوای دردمه چرا چشمم اشکشو کم میاره خورشید روشن ما رو دزدیدن زیر اون ابرای سنگین کشیدن همه جا رنگ سیاه ماتمه فرصت موندنمون خیلی کمه اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد تا قیامت دل من گریه می خواد سرنوشت چشاش کوره، نمی بینه زخم خنجرش میمونه تو سینه لب بسته، سینه غرق به خون قصه موندن آدم همینه اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد تا قیامت دل من گریه می خواد
Taropoode

Video xabar00:28

جوان از نظر سنی، پیر از نظر روحی.
جوان از نظر سنی، پیر از نظر روحی.

برای نابود کردن فرهنگ نیازی نیست کتاب‌ها را سوزاند؛ کافی است کاری کنید مردم آن‌ها را نخوانند. -ویکتور‌هوگو

مرده ها بیشتر از زنده ها گل دریافت می‌کنند، چون افسوس قوی تر از قدر شناسی است. -آنه‌فرانک

هرگز رفتار‌های زشت و بدی را که در حق من روا کردند فراموش نخواهم کرد؛ اما مایل نیستم کینه‌ی آن‌ها را با خود حمل کنم. -ویکتور‌فرانکل

جلوی من حرکت نکن ممکنه پیروی نکنم پشت سرم حرکت نکن من رهبری نمی‌کنم کنارم قدم بردار و فقط دوست من باش. -آلبرکامو

نامه ای بر وطن.
تو را به خاطر رنج‌هایی که با خود حمل کرده‌ای دوست دارم. به خاطر مردمانی که زیر آسمانت گریسته‌اند، خندیده‌اند، شکست خورده‌اند و دوباره برخاسته‌اند. به خاطر آن امید سرسختی که بارها از زیر آوار ناامیدی سر برآورده و زندگی را از نو آغاز می‌کند. گاهی از تو دلگیر می‌شوم؛ از زخم‌هایت، از حسرت‌هایت، از آرزوهایی که سال‌هاست در انتظار تحقق مانده‌اند. اما مگر می‌شود از خانه دلگیر شد و دوستش نداشت؟ مگر می‌شود از مادر رنجید و مهرش را از دل بیرون کرد؟ وطن، آرزو می‌کنم روزی فرزندانت بیش از آنکه به گذشته‌های از دست رفته بیندیشند، به فرداهای روشن فکر کنند. روزی که نام تو نه با اندوه، که با شکوه و آرامش به یاد آورده شود. روزی که هیچ قلبی در آغوشت احساس غربت نکند. تا آن روز، هر جا که باشم، بخشی از روحم در کوچه‌های تو قدم خواهد زد؛ زیرا انسان می‌تواند از وطنش دور شود، اما وطن هرگز از قلب انسان دور نمی‌شود. - یکی از فرزندان تو.

ما بیشتر از آنکه قربانی سرنوشت باشیم، قربانی توهمات خودمان هستیم.
ما بیشتر از آنکه قربانی سرنوشت باشیم، قربانی توهمات خودمان هستیم.