uz
Feedback
تـاروپـود🖤

تـاروپـود🖤

Kanalga Telegram’da o‘tish

از داستایوفسکی تا کامو، از شعر تا سکوت. https://t.me/HarfChatBot?start=Taropoode

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 520
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-837 kun
-8330 kun
Postlar arxiv
photo content

در کتابی به نام ایران، فصلی کاملاً تیره و تار وجود دارد که هرچه ورق می‌زنم تمام نمی‌شود‌. مه‌نامه

What do you dream about? Home. What's that like? I don't know. I'm not sure. آرزوت چیه؟ خونه‌. چه شکلیه؟ نمی‌دونم. مطمئن نیستم.
Taropoode

پی برد که اگر انسانی رنج ببرد، رنجش از آن خود اوست و هیچ‌کس نیست که حتی اندکی از بار آن رنج را از دل او بردارد. -بیابان‌تاتار‌ها،دینو‌بوتزاتی

اون بیرون در دنیا هزاران بچه‌ی بزرگ ریخته. -همه‌چی‌به‌گارفته،مارک‌منسن

برای کافکا، میلنا بود. برای داستایوفسکی، ناستنکا. و برای من، تویی. ببین چقدر ناامیدم؛ حتی نمی‌توانم نامت را بگویم.

پزشکی، حقوق، تجارت، مهندسی؛ همه این‌ها حرفه‌هایی ارزشمند و برای ادامه زندگی ضروری‌اند. اما شعر، زیبایی، رومنس و عشق... این‌ها همان چیزهایی هستند که به خاطرشان زندگی می‌کنیم. -جان‌کیتینگ،انجمن‌شاعران‌مرده

شاید آنها زنده‌اند و ما مرده‌ایم؟ مه‌نامه

شما آدم‌ها. با آن سکوت تحقیر آمیزتان من را راندید. درست در برهه‌ای که پرشورترین احساساتم را نثارشان می‌کردم، جواب اشتیاقم را با آزار دادید و تا آخر عمر رنجیده‌خاطرم کردید. حالا من مسلما حق دارم بین شما و خودم دیوار بکشم. -نازنین،داستایوفسکی

عاشق آنهایی هستم که نمی‌دانند چگونه زندگی کنند. همه‌چی‌به‌گا‌رفته،مارک‌منسن
عاشق آنهایی هستم که نمی‌دانند چگونه زندگی کنند. همه‌چی‌به‌گا‌رفته،مارک‌منسن

روحم مال خودم است. آن را به هیچ‌کس نداده‌ام. آن را مثل بعضی‌ها که قول و قرارشان را فراموش کرده‌اند نفروخته‌ام. روح من فروختنی نیست، به پایت میگذارمش. -بانوی‌میزبان،داستایوفسکی

پفیوز کیست؟ پفیوز کسی است که فکر می‌کند خیلی باهوش است، هیچ‌وقت نمی‌تواند جلوی دهانش را بگیرد. مهم نیست بقیه چه می‌گویند، او باید مخالفتش را انجام دهد. یک آدم پفیوز تمام سعی‌اش را می‌کند که شما همیشه خیال کنید گند زده‌اید. مهم نیست از چه حرف می‌زنید، او بهتر از شما می‌داند. -گهواره‌گربه،کورت‌ونه‌گات

Golden brown, texture like sun Lays me down, with my mind she runs Throughout the night No need to fight Never a frown with golden brown Every time just like the last On her ship, tied to the mast To distant lands Takes both my hands Never a frown with golden brown Golden brown, finer temptress Through the ages she's heading west From far away Stays for a day Never a frown with golden brown Never a frown (never a frown) (Never a frown) with golden brown (with golden brown) (With golden brown) never a frown (never a frown) (Never a frown) with golden brown (with golden brown) (With golden brown) never a frown (never a frown) (Never a frown) with golden brown (with golden brown) (With golden brown) never a frown (never a frown) (Never a frown) with golden brown (with golden brown)
Taropoode

در بچگی نمی‌دانستم آدم‌ها چه جانورانی هستند. دیگر تا آخر عمرم نه به حرف‌هایشان اعتماد می‌کنم نه به تفکرات‌شان. از آدم ها باید ترسید، همیشه، از آدم‌ها و نه از هیچ‌چیز دیگر. -سفر‌به‌انتهای‌شب،لویی‌فردینان‌سلین

آنچه ایوان را می‌ترساند، مرگ نبود؛ بلکه این بود که زندگی‌اش را آنگونه که باید نزیسته بود. -مرگ‌ایوان‌ایلیچ،لئو‌تولستوی

من با استعداد بودم. یعنی هستم بعضی وقت‌ها به دست‌هام نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی بشوم. یا یک چیز دیگر. ولی دست‌هام چه کار کرده‌اند؟ یک‌جایم را خارانده‌اند، چک نوشته‌اند، بند کفش بسته‌اند، سیفون کشیده‌اند و غیره. دست‌هایم را حرام کرده‌ام. همین‌طور ذهنم را. -عامه‌پسند،چارلز‌بوکوفسکی

آنجایی که حق داشتی دنبال امنیت و حمایت باشی، فقط به تو خیانت کردند و توهین. -بیچارگان،‌داستایوفسکی

«من هرگز به هیچ جایی، یا به هیچ کسی تعلق نداشته‌ام. همیشه مهمان بوده‌ام که در حال عبور است؛ حتی در زندگیِ خودم.» -فرناندو‌پسوآ

نیاز عمیق به تنها بودن دارم.
نیاز عمیق به تنها بودن دارم.

صداقت عجیب جذاب است؛ حتی دشمنی که با صداقت دشمنی می‌کند، برای من قابل احترام است. -داستایوفسکی