Koki's home...᭄ྀ
Kanalga Telegram’da o‘tish
Koki(فریــا) I follow stars fo infinity 𓆝 𓆟 𓆞 𓆝 𓆛 Unknown : @koki_anon67_bot Unknown chanel: https://t.me/+zEOKAUWa_Z5hNjg0 (توضیح مبانی پایه)Basic topic.. astrology by https://t.me/+zbhnNTgFrmRjYTZk
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
3 077
Obunachilar
+7724 soatlar
+9977 kun
+2 26930 kun
Postlar arxiv
3 076
آدما مختلفن ، آدما خیلی خیلی تفاوت توی شخصیت شون هست ، همونطور که ما حتی دوقلویی نداریم که کاملا یکسان باشن ، حتی در صورت تشابه نسبتا زیاد هم توی طرحواره عنبیه شون خطوط کاملا متفاوت میبینیم ، میتونم بگم که طبق همین میشه نتیجه گرفت شیوه های مختلف بروز ، اخلاقیات ، شخصیت و .. این آدما کاملا متفاوت و متمایز باهمه ، چه بسا تفاوت ها هستن که میشن وجه تمایزهای ما از حتی اعضای خانواده مون این تفاوت ها هستن که زیبایی میسازن ، ما که از نسل و ژن مرغ و خروس نیستیم کاملا شبیه به هم باشیم از نظر عکس العمل های احساسی حتی ، یه جانداری شبیه پرنده نهایت حسی که توی وجودش داره یه غریزه س که اساس وجود و تولید مثل اونه و یه حس ترس ، اما انسان پر از حس هاییه که باعث شده ما فراتر از حیوانات و جانداران دیگه حتی فهم داشته باشیم ، همین فهم تبدیل میشه به اینکه ما هر کدوم روش ابراز عشق مختلف داریم ، یه نفر از طریق مراقبت کردن نشون میده ، یه نفر از طریق توجه نشون دادن و وقت گذاشتن و ارزش قائل شدن ، یه نفر کلام موثری داره که قلب شخص مورد نظرشو بدست بیاره و یه نفر دیگه از طریق کنجکاو کردن ذهن یه ادم اونو عاشق خودش میکنه چراکه حتی نحوه ، معیار و مدل عاشق شدن ما متفاوته ، یه نفر جذب قلب آدمی میشه و یه نفر جذب روح ، یکی هست عاشق شخصیت میشه و دیگری عاشق کاریزما ، یکی عاشق طبیعت گرم میشه و یه نفر هم پیدا میشه طبیعت سرد وجود رو دوست داشته باشه ، هیچ برچسب خاصی برای عشق دادن یا عاشق شدن وجود نداره و همه ی ما هر کدوم در نهایت جفتی خواهیم داشت که میتونه منجر به تکامل روح و شخصیت وجود ما بشه ، این شخص تبدیل میشه به تیکه ی دوم پازل قلب شما ، ذهنتون رو به مرور تصاحب میکنه و کم کم بخشی از روح و وجودتون رو
اعتماد کنیم به مسیری که در مقابلمون قرار میگیره
بی شک ، اگرم کسی در مقابل ما قرار میگیره ، وجود و حضورش بی هدف نبوده ، از اون آدم یاد بگیر ، از رابطه ای که در اون قرار داری حتی رابطه دوستانه درس بگیر تا برای روابط بعدی اون درس ها تکرار نشن تا جایی که برای تو اذیت کننده و آزار دهنده به شمار برن..
3 076
نظر خودم بر اینه یه آدم رمانی میرسه به اونجایی که بگه مهم نیست که لبریز شده باشه (از صبر ، از گریه ، از حال بد و افسردگی یا حتی بیماری) اون لبریز شدنه میشه سرریز و دیگه اون آدم از تعادل خارج میشه و کاملا به این نتیجه میرسه که شاید بهتره چیزی براش مهم نباشه حتی چیزایی که یه روز اونا رو مهم ترین دارایی یا مهمترین چیزای زندگیش تلقی میکرد
و اینجاس که شخص
یه بار
میمیره
دچار مرگ روحی میشه واقعا
و اون مرگ میتونه باعث مرگ جسمش بشه و بگه مهم نیست حتی زندگی کردنم
یا مرگ روحی منجر بشه به تناسخ نو ولی با ادامه دادن همون سن و ادامه ی زندگی ، شخص همه چی براش کمرنگ میشه با این تفاوت که میفهمه باید برسه به چیزایی که میتونه برچسب «مهم بودن» رو بهشون بده
آره بگین مهم نیست
اما بعدش زندگی رو مهم بدونین و بگردین دنبال چیزایی که میتونن حائز ارزش و اهمیت خاصی باشن و عموما تبدیل بشن به «دلیلی برای مهم بودن ادامه حیات»
سخته پیدا کردنش
ولی وقتی پیداش کنین
دیگه رهاش نمیکنین
خیلی وقتا آرامشی که از یه مدیتیشن ساده آدم میگیره همون دلیلی میشه برای مهم تلقی کردن چیزایی که تو زمین ما باقی مونده
3 076
کاملا هم غیر ارادی این تبادل انرژی صورت میگیره و نتیجه نهایی خودش رو به شکل حس دلشوره یا بالعکس برای انرژی های مثبت تر به صورت حس آرامش نشون میده ، ولی جدی خیلی کارکرد جالبی داره سنسور انرژی آدما ، یه تیکه از پازل توانمندی های روح🧩
3 076
اینا همه و همه نشونه هایی از کالبد روحی ما هستن ، روح زودتر از هرچیز و هرکسی فرکانس رو دریافت میکنه ،در صورتی که فرکانس ضعیف باشه نشونه ها به جسم ممکنه نرسن حتی که بخوان بروز پیدا کنن ولی در صورتی که نشونه ها قوی باشن ضمیر ناخودآگاه یک پل ایجاد میکنه و میشه ارتباط دهنده روح به جسم و اون نشونه ها دیدن و تجربه کردنش دور از انتظار نیست...
3 076
حتی برای سنجش محیط و مکان ، کافیه به محض ورود نشونه های فیزیکی و معنوی رو متوجه بشیم ، تغییر در خلق ، تغییر در انرژی و نوسان میزان انرژی ، حتی سرد شدن دست و پا ، استرس گرفتن و اضطراب ، به جریان افتادن فکرای منفی ، حس خستگی یهویی ، اینا همشون نشون میدن ما توی محیطی هستیم که تراکم انرژی منفی داره...
3 076
در عین حال که ما انرژی منفی ساطع شده از کسی رو میتونیم دریافت کنیم ممکنه این وایب از جانب یه آدم مثبت باشه ، یعنی تا برای اولین بار کسی رو میبینید کلی انرژی خوب میگیرین و حالتون خوب میشه ، ممکنه یه جمله ازش بشنوین و اونقدری درونش انرژی پاک در جریان بوده که توی گفتار ، لحن و انرژی حامل اون حرف تاثیر گذاشته...
میتونم بگم بار اول از هر شخصی ضمیر ناخودآگاهتون رد فلگ دریافت کرد مطمئن باشین یه چیزی در کاره ، نه لزوما زوم کنی و شکاک بشیم برای متوجه شدن وایبش ، کافیه فقط اونقدری با وجودمون دوست باشیم که به محض دریافت نوتیف و شنیدن صدای آلارم بفهمیم در جای درستی قرار گرفتیم یا خیر!
3 076
چشم های آدما هر کدوم شبیه اثر های هنری بی نقص و بی نظیر هستن که میتونن شبیه دریچه ای برای ارتباط با روح آدما باشن ، هر کدوم یه هنر از خلقت بی نظیر پروردگار ، قاب هایی که هر کدوم حائز ویژگی های خاص خودشون هستن ، این قاب های عکس ، کاملا مجزا از هم انرژی گوناگون رو از طریق دریچه چشم ما با روحمون رد و بدل میکنن ، ممکنه شما با دیدن هر قابی یه مدل و مقدار فرکانس دریافت کنین ، منفی یا مثبت ، کم یا زیاد...
به همین خاطر چشم هیچ دو نفری حتی خطوط یکسان یا مشابه ندارن ، حتی دو نفر که چشم های سبز دارن با دقت توی الگو و حالت های عنبیه شخص میتونین متوجه بشین هیچ شباهتی ندارن ، پس انرژی انعکاس یافته از این دریچه هم شباهتی نداشته و میتونن راه مناسبی باشن برای حس کردن اونچه در ذهن ، قلب و مهم تر از همه روح طرف مقابل شما میگذره...
3 076
اینطوری میتونم کامل تر توضیحش بدم که یه آدم و شما میبینید و با دیدنش حس خوبی ندارین ، بی قرار میشین ، قلبتون حالت فشردگی پیدا میکنه و مدام یه چیزی توی اعماق وجودتون بهتون هشدار میده که این همچین آدمی میتونه باشه چرا ؟ چون پتانسیل های درونش ، تجربیاتی که داشته ، کارایی که انجام داده روی وایبی که به بقیه منتقل میکنه اثر منفی گذاشته و حتی بعد از صحبت با این فرد شما حس خستگی بهتون دست میده چون انرژی خوار بوده و تقابل انرژی صورت نگرفته به علت تفاوت در فرکانس خروجی از روحش..
3 076
هیچ وقت نمیشه به وایبی که از نگاه و چشم های اشخاص میگیری شک کنی ، یه حس درونی که در نهایت متوجه میشی بله دقیقا همینطور بوده ، بهش نمیشه برچسب قضاوت کردن داد ، چون تو از روی ظاهر صورت یا ظاهر فیزیکی یا حتی لباس پوشیدن شخص در موردش نظر نمیدی ، در واقع اومدی وایب اون آدم و درک کردی و اون لحظه س حست یه چیزی از دریچه ضمیر ناخودآگاه به وجودت و بعد به جسم مادیت انتقال میده ، از طریق قلب و مغز...
