`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`
Kanalga Telegram’da o‘tish
"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا میخوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot https://www.instagram.com/ophelia0100?stkn=MWg1Y2MwaWNiMXQ3ag==
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
402
Obunachilar
-324 soatlar
-187 kun
-430 kun
Postlar arxiv
402
چه در دلم میگذشت
تنها خدا میدانست و بس
نه تحمل پنهان کردنش را داشتم
نه عرضه بیانش را
402
او را برای معالجهی جنون به آنجا سپرده بودند.
دیوانه نبود؛ بلکه بیاندازه رنج کشیده بود. تمام دردش همین بود.
ابله، فئودور داستایفسکی
402
اگر میتوانستم به گذشته باز میگشتم و باز هم انتخاب میکردم
اما نه انتخاب های گذشته ام را....
402
از چه به خود میبالد؟
انسان که لقاحش یک اشتباه
ولادتش یک رنج
و زندگی اش یک ملال است
و محکوم به مرگ می باشد!
- آرتور شوپنهاور
