TiReD
Kanalga Telegram’da o‘tish
https://telegram.me/sicretchatbot?start=sc-yp4wPJT8VQ
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
3 260
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-7467 kun
-3 02630 kun
Postlar arxiv
3 260
از آدمای دورو متنفرم؛ همون حروملقمههایی که جلوت خودشونو فرشته نشون میدن و پشت سرت هرکصشری که از دهنشون درمیاد میگن. اگه خایه روبهرو شدن نداری، حداقل مادر جنده اینهمه نقش بازی نکن؛ آدم از دشمنش کمتر ضربه میخوره تا از یه مشت رفیقِ قلابیه بیشرف. :)
3 260
یه جایی از زندگی میرسی که دیگه نه حوصلهی توضیح دادن داری، نه توانِ وانمود کردن که همهچی خوبه. فقط دلت میخواد برای یه مدت کوتاه، همهچی آروم بشه و خودت هم یه نفس راحت بکشی. من خیلی وقته خستهام از محکم بودن… دلم یه اتفاق خوب میخواد، یه معجزهی کوچیک، یه چیزی که دوباره دلم به زندگی گرم بشه. چون راستش دیگه نمیدونم چقدر دیگه میتونم این همه سنگینی رو تنهایی به دوش بکشم.
3 260
از لحاظ روانی، بیشتر از هر چیزی نیاز دارم یه گوشهی امن داشته باشم؛ جایی که لازم نباشه قوی باشم، توضیح بدم یا وانمود کنم حالم خوبه. فقط سکوت باشه، یه دلِ آروم، و چند دقیقه که دنیا ازم چیزی نخواد… همین.
3 260
من آدم بدی نیستم، فقط بعضی وقتا زیادی از خودم میگذرم برای آدمایی که قدر قلبم رو نمیدونن. اگه یه جایی سرد شدم، باور کن از بد شدنم نیست؛ از خسته شدنمه.
3 260
بعضیا با احساس آدم بازی میکنن، نزدیک میشن، امید میدن، وابستهت میکنن و بعد خیلی راحت میرن…
اما نمیفهمن بعضی رفتنا فقط تموم شدنِ یه رابطه نیست؛ یه تیکه از اعتماد و دلِ آدم رو هم با خودشون میبرن، جوری که بعدش حتی آدمای خوب هم باید تاوان کاری رو بدن که نکردن.
3 260
راستش دیگه خیلی خستهام… از همهچی، از فکرایی که ولم نمیکنن، از این همه فشار و از اینکه هر روز باید وانمود کنم حالم خوبه. فقط دلم میخواد یکی یه لحظه کنارم باشه و بفهمه که واقعاً دیگه توانم کمه. فعلاً فقط میخوام یکی صدامو بشنوه، بدون قضاوت.
3 260
متاسفانه حس و علاقهی من به آدما انقضا داره، همیشه و تا ابد نمیتونم دوسشون داشته باشم. چون اونقدر بخشنده و صبور نیستم که از اشتباهات کوچیکشون چشم پوشی کنم. یهو lose interest میشم و میذارمشون کنار. برام هم مهم نیست چندسال این ارتباط بینمون بوده، برای من فقط کیفیت آدما مهمه. خودم همیشه صدمو برای دوست و پارتنرم میذارم و اگه اون میزان عشق و توجه رو بهم برنگردونی با کمال احترام درتو میذارم.
3 260
اگه یروز ازت دربارهی من پرسیدن بهشون بگو،
بگو لجباز بود، کل دنیا بهش میگفتن من براش سمم ولی بیخیالم نمیشد، فقط خوبیامو میدید. بگو همیشه سمتم میومد، انگار تموم راهها به من ختم میشد. بگو اولین و آخرین عشقش بودم، یجوری عاشقم بود که خودمم باورم نمیشد. بگو خیلی حسود بود، از هرکی دورم بود بدش میومد. بگو براش بیشتر از هرکسی امن بودم، بگو از هرچی و هرکی ناراحت میشد میومد پیش من، بگو پناهش بودم، بگو هرگوهی میخوردم بازم به چشمش پاک بودم. بگو اندازهای که دوسم داشت اذیتش کردم، بگو خیلی حساس بود و قلبش با کوچیکترین بدی زود میشکست و اشکش با کوچیکترین حرفی درمیومد، منم با اینکه میدونستم بدترین کارارو کردم بدترین حرفارو زدم و هر دفعه بیشتر از قبل ناامیدش میکردم. بگو مطمعن بودم سر وفاداریش با هرکی ببندم نمیبازم. بگو مطمعن بودم هرکی از پیشم بره اون هست و میتونم بهش تکیه کنم، بگو با همه بخاطرم جنگید و ازم جلوشون دفاع کرد و من جلوی همونا کاری کردم سرش بیاد پایین.
بگو من خیلی ناامیدش کردم، خیلی خیلی خیلی.
بگو هرروز بهم میگفت چقدر دوسم داره و چقدر از رفتنم میترسید، بگو من نقطه ضعفش بودم، بگو میدونستم چیا اذیتش میکنه و دقیقا همون کارارو کردم، بگو میدونستم برم میمیره و رفتم. بگو بهم میگفت کاش اگه قراره از دستت بدم، روز قبلش بمیرم. همه چیو بگو بهشون.
