uz
Feedback
Dia's Diary𖦹

Dia's Diary𖦹

Kanalga Telegram’da o‘tish

Call me DIA⚝ I was born to tell stories, Deianira - ✦ Tell me something: @Deianirawbot

Ko'proq ko'rsatish
Eron123 771Toif belgilanmagan
499
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-57 kun
-1630 kun
Postlar arxiv
photo content
+1

photo content

روزهام کوتاهه شب‌هام طولانی

photo content
+1

لباس های زمستونی، کاپشن، چرم، بافت ها، کلاه و دستکش و شال های پشمی‌. وای از خوشحالی دلم میخواد پرواز کنم

Winter core:
Winter core:

ما دیگه پیش هم نیستیم اما من هنوز، برات آرزوهای خوب دارم.

به جای اینکه بهم بگه "دلقک" خیلی محترمانه و با ادبیاتی متفاوت‌ منظورش رو رسوند

حتی حافظ هم فهمیده من چقدر "بذله گو" هستم
حتی حافظ هم فهمیده من چقدر "بذله گو" هستم

رمال شدم.

شمع روشن کردم و دارم فال میگیرم.

احساس می‌کنم با اومدن زمستون یه موجی از جوزی بودن بهم منتقل شده.

پاییز هم رفت و خاطراتشو به جا گذاشت. پاییز رفتی؟ کاش منم با خودت می‌بردی.

A bunch of strange and unusual souls, somehow finding each other.

We’re all strange and unusual. that’s what brought us together.

I myself am strange and unusual.

خیلیا بهم میگن تو چقدر عجیب‌غریبی

میتونید بهم بگید خرافاتی, باشه. از آدمی که برای تصمیمات زندگیش تاس میندازه چه انتظاری میره؟

من ازون آدمایی هستم که بی مناسبت کتاب حافظ رو از کتابخونه‌ام برمیدارم و روحش و احظار میکنم تا به من بگه در آینده چی در انتظارم من هست.

انگار هر سال که میگذره تنها و تنها تر میشم.