uz
Feedback
Dia's Diary𖦹

Dia's Diary𖦹

Kanalga Telegram’da o‘tish

Call me DIA⚝ I was born to tell stories, Deianira - ✦ Tell me something: @Deianirawbot

Ko'proq ko'rsatish
Eron124 247Toif belgilanmagan
498
Obunachilar
-124 soatlar
-147 kun
-2330 kun
Postlar arxiv
https://t.me/DeianirasDiary/5668 این چرا اینجوری حرف زد. خب چالشه دیگه . ممکنه یکی جا بیوفته . یکی گذاشته بشه. الان منم گذاشته نشدم . باید بیام طلبکار باشم؟

چرا انقدر لحنت طلبکارانه‌‌ست وا-

وقتی. چالش میذارید لطفا درست بذارید منو نذاشتی الان چیکارت کردم😐

بچه ها حتما باگ خورده برام نیومده چنلاتون بفرستید برام

همه رو نذاشتی ولی:(

اره همه رو گذاشتم

تموم شد؟ ):

از اینجا نگاه کنید💕

Repost from N/a
photo content
+1

photo content
+1

Repost from N/a
photo content

وای تا عکسای قدیمی چنلمو دیدییی😭💞

Repost from N/a
ساعت هایی که از غم دور میشم
+1
ساعت هایی که از غم دور میشم

Repost from /سِرافیم/
photo content

خیلی خیلی قشنگه

🍊๋࣭⋆ ִֶָ☾ .๋⋆
🍊๋࣭⋆ ִֶָ☾ .๋⋆

Repost from N/a
کلوور گلن، مردم صمیمی‌ای رو در خودش جا داده، اما گاهی اختلاف درجات مردمی، باعث اختلاف ارزش اون‌ها می‌شه. لوسین هفده ساله، یکی از اهالی دهکده است. اون بزرگترین دشمن سیب زمینی‌های جوونه زده، حشره‌های بد ترکیب و بچه پولدارهای دماغو هست، اما سر انجام این دشمنی، با کشاورزی به اسم متیو آشنا می‌شه، که با خوی خوش و وجدان انسانیش، بسیاری از معتقدات سخت لوسین رو دگرگون می‌کنه، و دشمنی با بچه پولدارها رو دشوار می‌کنه. چون متیو فردیه که بلد نیست آدم‌ها رو به صراحت در دو دسته ی حال به هم زن یا دوست داشتنی قرار بده.

چه خوشگلهههه