«جریان🪦»
Kanalga Telegram’da o‘tish
499
Obunachilar
-1224 soatlar
+857 kun
+8530 kun
Postlar arxiv
499
این روز های خیلی داره مزخرف میگذره.اونقدر بی معنی پوچ بی هدف که حتی دوست ندارم چیزی ازشون ثبت کنم
ولی میلم به نوشتن باعث میشه بخوام شرح بدم.
این روز ها واقعا نمیدونم باید چکار کنم به کدوم آینده امیدوار باشم به چه هدفی دلخوش کنم .نمیدونم قراره چقدر دیگه اینجوری بگذره جقدر دیگه اوضاع تخمی بشه اما ترس من اینکه به این وضعیت عادت کنیم به این جوری زندگی کردن به فقط ادامه دادن به پس رفت کردن .
امیدوارم عادت نکنیم واقعا .
از این هم بگذریم که چقدر همه ناشادن و چقدر حال همه بده و چقدر بدبختیم و چقدر داریم میریم زیر خط فقر
باید بگم بعد مدت ها شروع کردم دوباره ورزش کنم و احتمالا فردا بدنم کامل قفل کرده باشه.
قبلا اینجوری بود از خانواده ناراحت میشدی میرفتی سمت گوشی حالت خوب بشه الان هر سمتی میرم یک جور خاص نا امید میشم کتاب میخونم برا جنگ جهانی همه تو قحطی میرم سمت خانواده همه دعوا میرم سمت دوستام همه چسناله همه یکجوری شدن حتی تلگرام هم دیگه خوش نمیاد یک جوری شده میفهمی نمیدونم چطوری بگم ولی یک جوریه خیلی یک جوری....
خلاصه همین، روز جالبی نبود.
شاید فردا بهتر باشد البته قبول دارم《 روز های خوب اتفاق نمیافتند ساخته میشوند》.
-میم
499
این یک چنل برای جریانات زندگیمه
از هرچی و هرکی دوست داشته باشم توش مینویسم. کسی ناراحته لف بده.
اجباری برای موندن زورکی نیست.
499
میتوانم بعد ها بگویم در یکی از غروب های شهریور که بوی پاییز میداد. تو ترکم کردی. چه خوب که رفتی. چون من نمی تونستم دوست داشتمو نسبت بهت کنترل کنم. نمیتوانستم انداره توانت دوستت داشته باشم .میدونی تو رفتی همچیو خراب کردی ولی مدت ها بود رفته بودی. ولی من نمی خواستم بپذیرم.
میدانی کجایش جالب است اینکه من برای کاری که نکردم متهم شدم من متهم شدم به آدم بدی بودن برای تو.
اینجوری نبود .تو میخواستی اون یه نفر برات خوب باشه نه من.
جدای از این ها با تمام حرف هایی که زدی من ازت به نیکی یاد میکنم.
تهش مثلا بگم یه دوست داشتم همچی داشت جز عقل و چون عقل نداشت منم از دست داد.
خلاصه اره آدم ها میرن و مهم نیست چقدر خاطره داری ازش چقدر صفحه چت هاتون طولانی باشه چقدر باهم اهنگ گوش داده باشید چقدر باهم فیلم دیده باشید گاهی اشتباه ها شمارو دور میکنه گاهی عشق چشم هایتان را کور میکند و آدم های خوب زندگی را گناه دار جلوه میدهید چرا که تنها حضور آنها را نمیخواهید. یا شاید چون حرف هایی دارید که میترسید بر ملا شود یا شاید دارید چیزی را پنهان میکنید.
میدانستم از سمت تو بلاخره همچین روزی میاد اما نه اینقدر زود.
بعضی از آدم ها عین کتاب تاریخن طولانی به یاد ماندنی غمگین اما فقط اومدن بهت بگن تکرارش نکن این تاریخ رو تکرارش نکن
آدم هاهم میان بهت بگن مارو تکرار نکن .
ولی چت هارو دو طرفه پاک نکنید.خیلی حرکت فولیه.
خلاصه جمعه ماهم اینجوری گذشت خیلی جمعه بود خیلی.
499
آدم ها رو وقتی که دیگه باهات دوست نیستن. باید شناخت همه وقتی دوستتن سعی میکنند خوب باشند برات.
499
دو طرفه پاک کردن چت نشون میده عزیزم تو انتخاب درستی کردی اونو از زندگیت حذف کردی.
نشون میده اون لیاقت نداشت تو زندگیت بمونه
وقتی کسی پی وی رو دو طرفه پاک کرد همه پل هارو خراب کرده.
ازش تشکر کنید که هیچ راهی برای بازگشت ب سمتش براتون نگه نمیدارد.
499
بعضی ها یک جوری ازم هیولا ساختن دلم میخاد تصورشون رو خراب نکنم واقعا هیولا شم همشونو نابود کنم .
499
خواستم پرده اتاقمو جمع کنم آفتاب بخوره ب گل هام.
پرده با چوب پرده از سقف کنده شد .
خورد ب گلدان گلدانم افتاده گل شلفام شکست آب گلدون ریخت رو فرش لک شد.
به نظرتون مامانم باور میکنه؟
499
امروز با آدم های رندومی صحبت کردم.و آدم ها چقدر میتونندخوس قلب محترم و با ادب باشند.چقدر میتونند بدون هیچ آشنایی نوشته هاتو درک کنند بفهممت و بهت افتخار کنند. آدم های غریبه ای که انگار مدت هاست باهات اشناهستند.
امروز قلبم دوباره پروانه ای شد ،ذوق کرد و یک حس خوبی دوباره در وجودم شکل گرفت.
واقعا آدم های که چنل دارن تویه دسته دیگه قرار میگرن.
