Blue
Kanalga Telegram’da o‘tish
LOoK aT ME💋
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 891
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-707 kun
+87630 kun
Postlar arxiv
1 891
سعی کردم که بمانی و بریدی، به درک.
کارمان را به غم و رنج کشیدی، به درک.
به جهنم که از این خانه فراری شده ای،
عاشقت بودم و هرگز نشنیدی، به درک.
میوه ی کال غزل بودم و از بخت بدم
تو مرا هرگز از این شاخه نچیدی، به درک.
فرق خرمهره و گوهر تو نفهمیدی چیست
جنس پاخورده ی بازار خریدی، به درک.
دانه پاشیدم و هربار نشستم به کمین
سادگی کردی و از دام پریدی به درک.
عاقبت سنگ بزرگی به سرت خواهد خورد
میکشی از ته دل آه شدیدی به درک.
بی من این راه تو را گم تر ازین خواهد کرد،
مدتی هست به بنبست رسیدی، به درک.
نوشدارو شدی اما به گمانم قدری
دیر بالای سَرِ کُشته رسیدی، به درک.
