من را در آسمان دفن کنید.
Kanalga Telegram’da o‘tish
✩ تو شباهت بسیاری با شب داری؛ هم آرام و زیبایی، هم غمگین و ساکت. - Anyway girl, just do it. ⋆⋆⋆⋆⋆ 💌⊱@PinkyZone_bot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
271
Obunachilar
-424 soatlar
+557 kun
+4230 kun
Postlar arxiv
تصمیم گرفتم با هر چیزی که بهم استرس میده روبهرو بشم. یا از استرس میمیرم، یا میفهمم حالا اونقدرا هم استرس نمیخواست.
چرا روزی به دنیا آمدی که برف میبارید؟ تو را شایستهتر آن بود، که با آوای فاخته همزاد میگشتی، و یا با خوشههای سبز انگور فرو آویخته از شاخههای مو، دریغا، دستکم، با رقص پرواز پرستوها، زمان مرگ تابستان، در آغاز سفر تا دورها، همزاد میگشتی. چرا هنگام قیچی کردن پشم سفید برهها چشم از جهان بستی؟ تو را شایستهتر آن بود، که در فصل فرو افتادن سیب از درختان رخت میبستی، همان فصل ملخ آزار پر آشوب، که در خاک به آب افتادهی سنگین گندمزار، به جز ساقههای مانده در گِل، هیچ باقی نیست. همان وقتی که باد آهسته و پیوسته مینالد، برای مرگ خوبیها.
- آوای فاخته | جی کی رولینگ
شاید روزی حتی یادآوری این روزها نیز خوشایند باشد.
- آوای فاخته | جی کی رولینگ
-آمادهای؟
-اگر منتظر بمونیم تا آماده بشیم، باید تا آخر عمرمون صبر کنیم.
_A series of unfortunate events
ولی داستان سریال جالب بود، همهی شخصیتها حتی شخصیتهای شرور هم دوست داشتنی بودن، مثلا من همون اندازه که وایولت، کلاوس و سانی رو دوست داشتم، کنت اولاف رو هم دوست داشتم.
ولی پایانش… میتونست خیلی بهتر باشه.
حتی خودِ تیتراژ ابتدایی میگه که این سریال رو نبینید، به جاش یه چیز دیگه ببینید.
