uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

من را در آسمان دفن کنید.

من را در آسمان دفن کنید.

Kanalga Telegram’da o‘tish

✩ تو شباهت بسیاری با شب داری؛ هم آرام و زیبایی، هم غمگین و ساکت. - Anyway girl, just do it. ⋆⋆⋆⋆⋆ 💌⊱@PinkyZone_bot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
271
Obunachilar
-424 soatlar
+557 kun
+4230 kun
Postlar arxiv
_When life gives you tangerines

هر وقت به آن دو روز فکر می‌کنم، به فاصلهٔ بین رفتن تو و خبردار شدن من، یاد ستاره‌ها می‌افتم. می‌دانستی چهار سال طول می‌کشد تا نور نزدیک‌ترین ستاره به ما برسد؟ یعنی وقتی آن را می‌بینیم، وقتی ستاره‌ای را می‌بینیم، درواقع داریم گذشته‌اش را نگاه می‌کنیم. تمام آن ستاره‌های چشمک‌زن، همهٔ ستاره‌های آسمان، ممکن است قبلاً از بین رفته باشند، ممکن است در این لحظه، آسمان ستاره‌ای نداشته باشد؛ اما ما حتی نمی‌دانیم.
شاید عروس دریایی 🪼| اَلی بنجامین

هرگز دو نفر تا ابد باهم نمی‌مانند، هرچند مدتی فکر کرده باشند این کار شدنی است.
شاید عروس دریایی 🪼| اَلی بنجامین

سکوت، حرف‌های بیشتری برای گفتن دارد؛ همان‌طور که نبودن یک فرد، می‌تواند بیشتر از بودنش چشمگیر باشد.
شاید عروس دریایی 🪼| اَلی بنجامین

Repost from موومان
من بهت نمیگم دوست دارم دربارت بارها و بارها مینویسم تا موندگار بمونی.

sticker.webp0.05 KB

good girls.mp35.76 MB

اگر مردم ساکت بودند می‌توانستند صدای زندگی‌شان را بهتر بشنوند، اگر مردم ساکت بودند هر وقت تصمیم می‌گرفتند حرف بزنند حرف‌هایشان اهمیت بیشتری داشت، اگر ساکت بودند می‌توانستند پیام‌های همدیگر را درک کنند.
شاید عروس دریایی 🪼| اَلی بنجامین

نمی‌دانم چطور باید بگویم، لطفاً، لطفاً تو هم مثل بقیه تغییر نکن.
شاید عروس دریایی 🪼| اَلی بنجامین

قبلاً وقتی کنارت بودم، خودم را دوست داشتم، اما الان دیگر مطمئن نیستم.
شاید عروس دریایی 🪼| اَلی بنجامین

“پایانِ پاستیل های بنفش”

حالم گرفته بود؛ برای این هم نبود که با بقیه‌ی بچه‌ها فرق داشتم. خب، باشه! یک‌کمش به خاطر این بود.
پاستیل های بنفش ☂️| کاترین اَپلگِیت

من یکی بودم که درست را از غلط تشخیص می‌داد، اما باز هم اشتباه می‌کرد.
پاستیل های بنفش ☂️| کاترین اَپلگِیت

من نشسته بودم و نگاه می‌کردم که چطور همه قاطی کرده بودند. تا حدی برایم سرگرم کننده بود.
پاستیل های بنفش ☂️| کاترین اَپلگِیت

Don’t say maybe if you want to say No.