Cerulean ✨
Kanalga Telegram’da o‘tish
Tiny discoveries, quiet days, and the journey to becoming a doctor 🩵🌷☕️🫧📖
Ko'proq ko'rsatish381
Obunachilar
-224 soatlar
+97 kunlar
+4130 kunlar
Postlar arxiv
381
اینطوری که از شواهد برمیاد ۲ ماه پر فشاری از نظر درسی داره میاد👀
خلاصه که تا اطلاع ثانوی محتوا فقط درس و غر و خدایا این چه غلطی بود من کردمه😎
381
سرعت تغییر تصمیمهای دانشگاه از تغییرات آبوهوا بیشتره🫠
بابااااا دو دقیییییییقه امون بدیییییید😑
381
یاد یه خاطرهای افتادم...
سال ۹۵ اوایل ترم ۲ مامایی بود اگر درست یادم باشه؛ بهمون گفتن برای درس اصول و فنون باید گوشی پزشکی همراهمون باشه.
اومدم خونه و تصمیم گرفتم لیتمن سفارش بدم!
با خودم گفتم اوکی اگر ته این ۴ سال هنوز تصمیمم عوض نشدهبود و خواستم کنکور بدم این میشه برام انگیزه ✨
۴ سال مامایی گذشت و سر کنکورا یه روزایی گوشی پزشکی رو از جعبه بیرون میاوردم و با چشمای پر اشک نگاهش میکردم🥲
الان که گاهی میارمش بیرون تو دلم پر از ذوقم برای روزایی که قراره برم بیمارستان و ازش استفاده کنم🥹
اکثر روزا اینطوریم که مرررسی که تموم تلاشت رو کردی و اون حسرت رو به این ذوق تبدیل کردی🩺
381
یکی از چیزایی که نسبت بهش تنفر دارم نصفه و نیمه داشتنه...
شاید دلیلش اینه ابهام رو دوست ندارم یا حداقل باید بگم دلم نمیخواد به عدم قطعیت زندگیم ابهام دیگهای اضافه کنم!
مصداقش این روزا میشه تلگرام.
اینکه دارم کلی تلاش میکنم ۲ دقیقه وصل شم و بعدشم باز قطع شم بیشتر اذیت میشم تا وقتی که کلا قطع بود.
واقعا کلافم و ظرفیتم برای دوییدنهای بینتیجه تکمیل شده.
از طرفی این جمله "آخرش که چی؟!" توان تلاش کردنم رو کم کرده و داره فلجم میکنه 🫠👩🏻🦽
381
تلگرام شده شبیه دوستی که کلییی باهاش صمیمی بودم و از دوریش اذیت شدم.
ولی الان که وصل شده در عین دلتنگی برام غریبه🥲
از این بابت خیلی غمم گینه 😞
381
اگر در سطح شهر یه نورافکن دیدین اون منم که نور از پار.. چیزه ببخشید از زخمهام تابیده 🎇
