Play novel | پلی رمان | دنیای ترجمه
Kanalga Telegram’da o‘tish
هر کتاب، دری به جهانی تازه است... ✨📖 منبع رمان های چاپی، حق عضویتی، کمیاب به صورت رایگان Backup Channel: @n6velx چنل تبلیغات: @tabliqat_roman آیدی ادمین جهت رزرو، پشتیبانی، همکاری و اطلاعات رسانی: @A1rmyn
Ko'proq ko'rsatish2 505
Obunachilar
+9624 soatlar
+6777 kunlar
+1 24230 kunlar
Postlar soni
Ma'lumot yuklanmoqda...
Reaktsiyalar
Izohlar
Telegram Yulduzlari
Eng yaxshi postlar bo'yicha
Ma'lumot yuklanmoqda...
Nashrni tahlil qilish
Postlar | Ko'rish dinamikasi | |||||
🎮توی این قسمت دوم نفسگیر از رمان فانتزی و عاشقانه پرفروش نیویورک تایمز، یعنی «سیلور الیت/منتخب نقرهای»⚡️ مرزها رد میشن، وفاداریها به بازی گرفته🛑 میشن و جنگ واسه نجات قاره تازه داره شروع میشه؛🔴 اونم وسط شرایطی که رن دارلینگتون خودش رو بین دو تا جنگ گیر افتاده میبینه: یکی واسه سرنوشت خونهش و اون یکی واسه سرنوشت قلبش.🩸
💣مرزها رد میشن.
👠رن دارلینگتون بعد از اینکه هویتش🎭 به عنوان جاسوس دوجانبه توی سیلور الیت لو میره و از پایتخت تحت کنترل 🪂«پرایمها» فرار میکنه، بالاخره پشت خطوط متحدین به یه جای امن میرسه.🛡 همونطور که عشقش و فرمانده سابقش یعنی «کراس ردن» ☺️داره تلاش میکنه تا کار پرایمها👥 رو از درون مختل کنه، 🔣رن هم تمرکزش رو میذاره روی کمک به نیروهای💉 شورشی تا حکومت اونها رو یه بار واسه همیشه سرنگون کنن.🪦
وفاداریها به بازی گرفته میشن.☠️
🎬هرچند رن برگشته پیش آدمهای خودش، اما جلب اعتماد کار راحتی نیست و توی پایگاه «مادها»🎮 کلی نقشهی مخفیانه وجود داره.🌟 بیرون از اون دیوارهای پایگاه هم رن⭕️ همش نگرانه که نکنه کراس داره یه چیزایی رو ازش پنهون میکنه...❤️🔥 رازهایی که میتونن همهچیز رو به باد بدن.⚰️ ماجرا وقتی پیچیدهتر میشه که اون به شکل غافلگیرکنندهای دوباره با 💏«گریسون بلیک»، خلبان جنگندهی ❗️کلهخراب و مامور مخفی، روبرو میشه. گری که یه زمانی صمیمیترین دوستش توی سیلور الیت بود🫀، انگار رن رو جوری درک میکنه که خودش هم هیچوقت فکرش رو نمیکرد.🤔
💀و جنگ واسه نجات قاره تازه داره شروع میشه.
با وحشیانهتر شدن😡 جنگ بین مادها و پرایمها روز به روز، و با حیاتیتر شدن نقش خود رن توی این درگیری❤️، اون باید با یه سری سوالهای سخت و دردناک روبرو بشه.💋 اینکه واقعاً داره واسه کی میجنگه..🖌. و حاضره از دست دادن چه کسی رو تحمل کنه؟🤩
#منتخب_نقرهای
꒷꒦˚ˑ༄ؘ *꒰🍓꒱*࿐˚ˑ꒷꒦
@play_roman
꒷꒦˚ˑ༄ؘ *꒰🍓꒱*࿐˚ˑ꒷꒦ | 862 | 17 | 0 | 20 | Loading... | |
⚡️ 📝 معرفی کتاب: #منتخب_نقرهای 📝 ⚡️
👤 نویسنده: دنی فرنسیس
🖊 مترجم: #پلیناول
🗃 ژانر: #ادبیات_آمریکا #انمیزتولاورز
🏆 وضعیت: جلد جلد اول از مجموعه منتخب نقرهای❤️🔥
🎭خلاصه
📚📚 [دریافت فایل کتاب]
꒷꒦˚ˑ༄ؘ *꒰🍓꒱*࿐˚ˑ꒷꒦
@play_novel
꒷꒦˚ˑ༄ؘ *꒰🍓꒱*࿐˚ˑ꒷꒦ | 1 808 | 31 | 0 | 36 | Loading... | |
👾داشتن قدرتای ماورایی حکم اعدامه و یه سری قانون واسه زنده موندن هست:🎓 به هیچکس اعتماد نکن. به همه دروغ بگو. و هر کاری میکنی، عاشق بزرگترین دشمنت نشو.
به هیچکس اعتماد نکن.🧠
🤩🤩رن دارلینگتون تمام عمرشو قایم شده زندگی کرده، قدرتاش رو حسابی تقویت کرده 🤩و ریز ریز به قیام شورشیا کمک میکرده. توی قاره، تفکیک شده بودن یعنی مرگ حتمی، و رن یکی از قویترین مادای دنیاست.🎓 با این حال یه اشتباه کوچیک میذارتش دست دشمن و مجبورش میکنن بره توی بلوک نقرهای، با بهترین برنامه آموزشیشون، بالاخره یه فرصت عالی گیرش میاد تا یه ضربه حسابی از تو بهشون بزنه.💿
به همه دروغ بگو.🤩
ولی آموزش دیدن واسه بلوک نقرهای ✈️میتونه کشنده باشه، مخصوصاً وقتی یه عالمه راز خطرناک داری💀 و با کسایی که همه میخوان بکشنت، داری توی یه جا زندگی میکنی.🔒
و هر کاری میکنی، عاشق بزرگترین دشمنت نشو.❤️
هرچی خطرات بیشتر میشه، رن باید خودشو ثابت کنه. 🤩ولی گفتنش راحتتر از انجامشه وقتی فرماندهاش "کراس ردن"🪆 بیرحم و دیوانهوار غیرقابلمقاومته، کسی که هیچچیزی رو در مورد ورن از دست نمیده.✈️ و وقتی جنگ بین "ماد"هایی مثل اون و اونایی که میخوان نابودشون کنن، شعلهور میشه،🔥 و رن باید تصمیم بگیره چقدر حاضره جلو بره تا از خودش◼️ محافظت کنه... و چقدر این قاره ارزش نجات دادن داره.🌎
꒷꒦˚ˑ༄ؘ *꒰🍓꒱*࿐˚ˑ꒷꒦
@play_roman
꒷꒦˚ˑ༄ؘ *꒰🍓꒱*࿐˚ˑ꒷꒦ | 1 900 | 24 | 0 | 21 | Loading... | |
▫️ معرفی کتاب: #از_آغاز_تا_پایان_همان_است ▫️
👤 نویسنده: جنیفر لین بارنز
🖊 مترجم: #پلیناول
🗃 ژانر: #ادبیات_امریکا #معمایی
🏆 وضعیت: جلد 0 از مجموعه #بازیهای_میراث ❤️🔥
🎭خلاصه
📚📚 [دریافت فایل کتاب]
꒷꒦˚ˑ༄ؘ *꒰🍓꒱*࿐˚ˑ꒷꒦
@play_novel
꒷꒦˚ˑ༄ؘ *꒰🍓꒱*࿐˚ˑ꒷꒦ | 2 139 | 23 | 0 | 17 | Loading... | |
❤️ معرفی کتاب: #تیغه_زراندود ❤️
👤 نویسنده: جنیفر لین بارنز
🖊 مترجم: #پلیناول
🗃 ژانر: #ادبیات_امریکا #معمایی
🏆 وضعیت: جلد هشتم از مجموعه #بازیهای_میراث ❤️🔥
🎭خلاصه
📚📚 [دریافت فایل کتاب]
꒷꒦˚ˑ༄ؘ *꒰🍓꒱*࿐˚ˑ꒷꒦
@play_novel
꒷꒦˚ˑ༄ؘ *꒰🍓꒱*࿐˚ˑ꒷꒦ | 1 943 | 21 | 0 | 12 | Loading... | |
قصهی اون رو از زبون خودش بخون، بعد کتاب رو برگردون تا عشقشون رو دوباره از دید اون یکی ببینی این رُمانیه که میتونی از هر طرف بخوای بخونیش.
▫️هانا رونی بلده چجوری خودشو قایم کنه. تو بیست سالگیش، سرشو میندازه پایین و حواسش جمعه، تا الانم تونسته قاطیِ کارای خانوادهی خلافکارِ معروفش نشه. هانا زندگیشو با شمارش معکوس میگذرونه، تو دانشکدهی پرستاری صبر میکنه تا خواهر کوچیک و محبوبش، کیلی، هیجده ساله بشه تا هانا بتونه هردوشونو از "راکاوِی واچ" حسابی دور کنه و زندگی جدیدی شروع کنن.
▫️ توبیاس هاثورن دوم دقیقا مثل یه وارثِ از خود راضی رفتار میکنه. اون تنها پسر یکی از پولدارترین مردای کشوره، هیچ دری نیست که به روش باز نباشه. اما پشت اون استخون گونههای تیز و قیافهی بیخیالش، توبی یه عالمه رازِ خطرناک و یه خشمِ سوزان داره که میتونه هر چی سر راهشه رو بسوزونه.
🤝زندگیشون تو یه شب طوفانی و پُرحادثه بهم گره میخوره، جایی که یه آتیشسوزی و یه بلای طبیعی کیلی و دو نفر دیگه رو به کشتن میده و توبی رو به زور زنده میذاره بدون اینکه یادش بیاد کیه. ماهیگیری که اونو از دریا میکشه بیرون، هانا رو راضی میکنه تا به همون کسی کمک کنه که هانا میدونه خواهرشو ازش گرفته. هانا که پُر از نفرته، مصممه نذاره توبی به آرزوی مرگش برسه و زنده نگهش داره. اون آخرین کسیه که هانا باید بهش احساس پیدا کنه، و هانا اولین چیزیه که اون یادش میآد دیده.
🔸*قسمت مربوط به هانا قبلاً تو یه داستان کوتاهِ دیگه به اسم "بازیهای ناگفته" چاپ شده بود.
꒷꒦˚ˑ༄ؘ *꒰🍓꒱*࿐˚ˑ꒷꒦
@play_roman
꒷꒦˚ˑ༄ؘ *꒰🍓꒱*࿐˚ˑ꒷꒦ | 1 659 | 9 | 0 | 9 | Loading... |

