رمق
Kanalga Telegram’da o‘tish
گوشهای از زندگی✨ Nurse stu 8/8🫀🩺 مدرس آلمانی @DeutschmitRoya http://t.me/HidenChat_Bot?start=5021643038 https://www.instagram.com/deutsch.mit.roya?igsh=MTlsNGU5ZjJqemlvZQ==
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
383
Obunachilar
+124 soatlar
+347 kun
+7630 kun
Postlar arxiv
383
این زن کلی خرید کرده و کلی مراقبت پوستی و چیزای نازنازی سفارش داده که تا وقتی میان دل تو دلش نیست🥰💕
383
Repost from N/a
یکی از خوره ها و علاقه هام اینه که بشینم تاریخو به آلمانی بخونم😂
و میدونم که خیلی سخته ولی خیلی خوبهه
383
یه پادکست جدید و طولانی گوش دادم و خیلیییی جالب بود
اسمش Der fall der Mauerست که یعنی سقوط دیوار و منظورش دیوار برلینه
و با ماتیاس که اونموقع خودش جوون بوده و تو اون شرایط و دو قسمتی شدن برلین زندگی کرده، صحبت میکنن
تو ترافیک این چندروز گوش دادم و حالا جدا از اینکه تاریخ آلمان واقعا جذابه خود صحبتاشون هم خیلی واقعا عمیق و بحث برانگیزه
امتحانمو بدم اولین فرصت خلاصه صحبتاشونو براتون میگیریم:)💕
383
آنقدر توی بغلش آرام بودم که دلم میخواست زمان متوقف شود. اولین روزی که به خانهاش رفتم، باتری ساعت دیواریاش را درآوردم! گفتم هرچیزی که اینجا گذشت زمان را نشان بدهد، اذیتم میکند. خودش اهل هیچ تغییری نبود. میتوانست میلیونها ساعت پای یک کتاب بماند یا به یک منظره نگاه کند. از تغییر دکوراسیون متنفر بود و دلش میخواست جای هیچچیزی عوض نشود. کافه که میرفت، میز خودش را داشت. حتی چند باری که رفتیم کوه، دقیقاً میرفت روی همان سنگی مینشست که دفعهی قبلی نشسته بود. اما برای من حاضر بود دنیا را عوض کند.
مهدی موسوی
