uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

رمق

رمق

Kanalga Telegram’da o‘tish

گوشه‌ای از زندگی✨ Nurse stu 8/8🫀🩺 مدرس آلمانی @DeutschmitRoya http://t.me/HidenChat_Bot?start=5021643038 https://www.instagram.com/deutsch.mit.roya?igsh=MTlsNGU5ZjJqemlvZQ==

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
383
Obunachilar
+124 soatlar
+347 kun
+7630 kun
Postlar arxiv
Autumn Town Leaves.m4a3.01 MB

بین آبی و این موندم🫠❤️

Taghe Soraya Mohsen Chavoshi.mp33.92 MB

Shaere-Cheshmat.mp312.96 MB

2_5346024099174943454.mp36.77 MB

2_5345817610032265852.mp39.54 MB

Chess with master
+2
Chess with master

این زن کلی خرید کرده و کلی مراقبت پوستی و چیزای نازنازی سفارش داده که تا وقتی میان دل تو دلش نیست🥰💕

photo content
+1

یه روز تهران اینو گوش میدیم..

photo content

اینو حدودا یه سال پیش نوشتم🫠 و الان واقعا کیف میده تاریخو آلمانی خوندن:) #deutach

Repost from N/a
یکی از خوره ها و علاقه هام اینه که بشینم تاریخو به آلمانی بخونم😂 و میدونم که خیلی سخته ولی خیلی خوبهه

یه پادکست جدید و طولانی گوش دادم و خیلیییی جالب بود اسمش Der fall der Mauerست که یعنی سقوط دیوار و منظورش دیوار برلینه و با ماتیاس که اونموقع خودش جوون بوده و تو اون شرایط و دو قسمتی شدن برلین زندگی کرده، صحبت میکنن تو ترافیک این چندروز گوش دادم و حالا جدا از اینکه تاریخ آلمان واقعا جذابه خود صحبتاشون هم خیلی واقعا عمیق و بحث برانگیزه امتحانمو بدم اولین فرصت خلاصه صحبتاشونو براتون میگیریم:)💕

Tomorrow is a new day for everyone A brand new moon, brand new sun @topswithtina

حرفاشونو دوس داشتم و واقعا عاشق نولانم

آن‌قدر توی بغلش آرام بودم که دلم می‌خواست زمان متوقف شود. اولین روزی که به خانه‌اش رفتم، باتری ساعت دیواری‌اش را درآوردم! گفتم هرچیزی که اینجا گذشت زمان را نشان بدهد، اذیتم می‌کند. خودش اهل هیچ تغییری نبود. می‌توانست میلیون‌ها ساعت پای یک کتاب بماند یا به یک منظره نگاه کند. از تغییر دکوراسیون متنفر بود و دلش می‌خواست جای هیچ‌چیزی عوض نشود. کافه که می‌رفت، میز خودش را داشت. حتی چند باری که رفتیم کوه، دقیقاً می‌رفت روی همان سنگی می‌نشست که دفعه‌ی قبلی نشسته بود. اما برای من حاضر بود دنیا را عوض کند. مهدی موسوی

خستم و دیگه فقط غرق شدن بین کلمات میخائیل بولگاکف