Sope Eternity
Kanalga Telegram’da o‘tish
𝖩𝗎𝗌𝗍 𝗆𝗒 𝗉𝖺𝗋𝖾𝗇𝗍𝗌' 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾 𝗐𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗐𝖾 𝗅𝗂𝗏𝖾, 𝗀𝗋𝗈𝗐 𝗎𝗉 𝖺𝗇𝖽 𝖽𝗂𝖾 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝗍𝗁𝖾𝗆 𝖺𝗇𝖽 𝗈𝗎𝗋 𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋 5 𝖺𝗇𝗀𝖾𝗅𝗌. ´ @myparentsgarage ´
Ko'proq ko'rsatishEron102 451Toif belgilanmagan
1 135
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+357 kun
+43930 kun
Postlar arxiv
1 134
سلام چطوری شماا
من امسال تازه به این مدرسهه رفتم و یه شهر دیگه اومدم برای زندگی
سر صف فقط پرسیدم اینجا صف نهمه دختره چسبید بهم توی کلاس هم اومد کنارم نشست
هیچی دیگه انقدر حرف زد سردرد شدم
کلاسش اینجوری بود که همه یا عرزشین یا به اصطلاح روبیکایی
دختره اومده از فانتزی های مزخرف توی ذهنش میگه من حامله شدم چندبار😹💔
مشتی بس تو هنوز پونزده سالته یعنیچی این کارا
نشست توی روز اول از کل فامیلاش گفت که بهشون تجاوز شده و طلاق گرفتن بعد من توی اون گرما چسبیده به دیوار فقط سرمو تکون میدادم
خلاصه جهنمه نمیدونم چطوری نه ماه قراره تحملشون کنم..
1 134
این فیک خلاصشع
که هوبی نویسنده بود
و یبار داداش یونگی رو دوست داشت ولی پا نداد
بعد با یونگی رفت تو رابطه
یونگی ازش کوچیک تر بود
بعد با جی وون ( پسر عمو یا رفیقش ) ب یونگی خیانت کرد تازه جی وون پلیس بود یا کارآگاه
بعد یونگی میره آمریکا تحت درمانه اونجا چندتا پسر ب چندتا دختر تجاوز میکنن یونگی میکشتشون ولی آزاد میشع مردم ازش حمایت میکنن
بعد داداش یونگی زخمی میشه میره کما
بعد فکر میکنن هوبی کشتتش
طبق رمانی که هوبی نوشته داداش یونگیو ب قتل میرسونن
1 134
و خوشحال بودم که سال کنکورم مثل بقیه پر از استرس و خاطره بد نیست، ولی خب همش خراب شد تقریبا
