uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

ㅤcatharsıs ( rest )

ㅤcatharsıs ( rest )

Kanalga Telegram’da o‘tish

ㅤㅤㅤㅤㅤmoa n engene ’s safe zone ㅤㅤㅤ ㅤ‌ ‌ ‌ ‌ ࣪ ۪ 🐺 ! ! @woufebot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
522
Obunachilar
-324 soatlar
-117 kun
+3130 kun
Postlar arxiv
جا موندم؟

منیننینینس

دو نفر دو نفر

اگه ماهم ایگ نمیکنید، یه جیگر بدین

وای آخجونم

تروخدا

منم ۵ نفر دیگه

نوزده نفر دیگه ‌:(

sticker.webp0.00 KB

وای چقدر نازه الهی بمیرم

sticker.webp0.42 KB

 ◜ 🩷 t.me : pinku ' jake   ‌  ╰ private line

sticker.webp0.00 KB

ایول یونکی

با گرفتن چاقو در دستش و هل دادن پسر به سمت دیوار،چاقو رو به سمت گلوی پسر برد. "جیک انقدر منو عصبی نکن نزار کاری که نمیخوام بک
+4
با گرفتن چاقو در دستش و هل دادن پسر به سمت دیوار،چاقو رو به سمت گلوی پسر برد. "جیک انقدر منو عصبی نکن نزار کاری که نمیخوام بکنم رو انجام بدم" جیک پوزخندی زد و مستقیم به چشمای پسر نگاه کرد. " هه؟تو اصلا بلدی با اون چاقو کار کنی بچه؟" نیکی با شنیدن لفظ بچه از سمت جیک،پوزخند ترسناکی زد. "دوست داری بهت نشون بدم؟" "جراتشو نداری" "پس دوست داری نشونت بدم" پوزخندی زد و چاقو را از زیر گلوی پسر به سمت بازوش هدایت کرد،با فشار آرومی چاقو رو در بازوی پسر فرو برد. جیک با احساس سوزش شدیدی آخ بلندی کرد. "هی وحشی چیکار میکنی" "خودت گفتی نشونم بدی" "نیکی این خیلی درد داره لطفا درش بیار آخ" "بگو دیگه اذیتت نمیکنم" بلافاصله بعد از حرفش چاقو را فشار داد. "آخ آخ نیکی باشه باشه دیگه اذیتت نمیکنم قول میدم" "امیدوارم که دروغ نگفته باشی" چاقوی خونی رو از بازوی پسر بیچاره در آورد. جیک با بی حالی چشماشو بست و دیگر چیزی نفهمید. نیکی با دیدن افتادن پسر به سمت زمین او را در آغوش گرفت،با بستن چشمانش دستانشو به سمت بازو پسر برد و با کشیدن دستش روی زخم،زخم در ثانیه ای از بین رفت.
𝙔𝙪𝙣𝙆𝙞✚

sticker.webp0.00 KB

ن

انقدر خوابم میاد محتوای چنلمو بجای فیکشن زدم پک