ㅤcatharsıs
Kanalga Telegram’da o‘tish
ㅤㅤㅤㅤㅤmoa n engene ’s safe zone ㅤㅤㅤ ㅤ ࣪ ۪ 🐺 ! ! @woufebot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
542
Obunachilar
+2324 soatlar
+527 kun
+6930 kun
Postlar arxiv
542
Repost from N/a
𐙚 #Prank
𝗪𝗼𝗻𝗷𝗮𝘆 𝘢𝘶 𝘸𝘩𝘦𝘳𝘦 :
جی حوصلهاش سر رفته و میخواد دوستپسرش جونگوون رو ایسگا کنه. ولی وون اصلا جواب خوبی بهش نمیده.𓍼 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘱𝘳𝘢𝘯𝘬𝘪𝘯𝘨/𝘧𝘭𝘶𝘧𝘧/𝘤𝘰𝘮𝘦𝘥𝘺/𝘴𝘩𝘰𝘳𝘵 ഒ 𝙖𝙣𝙤𝙣 T.me/auhypen 𓂃 ٠࣪ ִֶָ☾.
542
Repost from N/a
+4
𝗕𝗲𝘁𝘄𝗲𝗲𝗻 𝗧𝘄𝗼 𝗕𝗿𝗲𝗮𝘁𝗵𝘀
هیسونگ درحالی که نفس نفس میزد کنار گوش جیک زمزمه کرد «خوابیدن با شاگردم کار درستی نیست» جیک زبونش رو روی لبش کشید و به چشم های هیسونگ خیره شد «بیخیال لی، خودتم میدونی که اینو میخوای»
542
Repost from 𝖲𝗂𝗑𝗍𝗒-𝗇𝗂𝗇𝖾 . 𝟨𝟫
𝓟𝖺𝗋𝗍 𝟐 : ིྀ 𝐴𝗉𝗈𝖼𝖺𝗅𝗒𝗉𝗌𝖾 ; 𝓜𝗋.𝐶𝗁𝗈𝗂
542
Repost from 𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖵𝖺𝗆𝗉𝗂𝗋𝖾🆕
Love in the gray
Part4:He grew up alongside it for years, and the passage of time makes everything that seems unusual appear normal.
542
Repost from 🍂 𝒮𝗎𝗇𝗄𝗂𝗌𝗌𝖾𝖽⁷ 𓍼 ִֶָ🔒
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ
ぃ 𝖳𝗐𝖾𝗇𝗍𝗒-𝖤𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖢𝖾𝗅𝗅 ऻ 🩸
"نگاه کن...ببین که چطور تو مشت یه محکومِ بیآبرو، رئیس بند بیست و هشتم، داره ذره ذره آب میشه "𝖩𝖺𝗒𝗁𝗈𝗈𝗇 𝗏𝖾𝗋 ✮ 𝖧𝖾𝖾𝗁𝗈𝗈𝗇 𝗏𝖾𝗋
542
Repost from sunlit grass
🎐 ⊹ BETWEEN US
Angst | Fluff | slow burn | Drama
Heejake, Jaywon, Sunsun
”همهی اینها در کنار هم، باعث شده بود که هیسونگ این رو فراموش کنه. «نباید کسی ناراحت شدنم رو ببینه»، «این اذیتشون میکنه و اشتباهه».”
542
Repost from sunlit grass
🎐 ⊹ BETWEEN US
Angst | Fluff | slow burn | Drama
Heejake, Jaywon, Sunsun
”پسر کوچیکتر لب هاش رو باز و بسته کرد اما چیزی نگفت. «لعنتی». این کلمهای بود که پشت هم توی سر جیک تکرار میشد.”
542
Repost from leo ‘s boxپک لئو
+4
🎥 : Ride or Die? احساسات مختلفی که دارم شبیه بارونی میمونن که نمیبارن ، تموم سختیش اون قسمتیه که میخوای بروزش بدی ولی نمیتونی. به یه بغل بزرگ نیاز داری کنارت ولی خودتو عادت دادی به نبودنِ آدما و الان شبیه بارونی میمونی که باریده نمیشه ، شبیه اون دوتا ابری که به هم برخورد نمیکنن و باد اونارو از هم دور تر میکنه و نمیزاره بارشی اتفاق بیوفته و تو بغل بزرگ زمین بیوفته و خالی شه. اونموقع دلت با اسمون پر از ابری که گرفتهست فرقی نداره ، اونموقع آدمی میشی که با زندانی که توش گیر کردی هیچ فرقی نداره و هیچ بادی وجود نداره که وجود تورو بلرزونه و تکونت بده و بهترت کنه. زمین همینقدر بی رحم میتونه باشه که تموم انرژیتو بگیره و ذره ذره به سمت نابودی بکشونتت. و تهش بوم.
542
Repost from Maison Étherelle
یه پروندهی پنهان، یه تصادف و تصمیمی که جی برای نجات جونگوون گرفت؛ تصمیمی که باعث شد جونگوون بعد از یه ماه کما بیدار بشه، اما جی رو کنار خودش نبینه و فروپاشی روانی رو تجربه کنه.سالها بعد، جونگوون بهعنوان قاضی و جی به عنوان وکیل، توی پروندهای مربوط به گذشته دوباره روبهروی هم قرار میگیرن؛ درحالیکه جی برای رسیدن به عدالت تا مرز قانونشکنی پیش میره و طبق عقده ای از گذشته قاتل هارو به روش خودش محاکمه میکنه.Chapter Two🍷 𝖫𝗈𝗏𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗁𝖾 𝖦𝗎𝗂𝗅𝗍𝗒 . 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: #𝖩𝖺𝗒𝗐𝗈𝗇
