924
Obunachilar
+724 soatlar
-17 kun
+1930 kun
Postlar arxiv
924
تو این فکرم همین جور که دارم رو دوس دخترم تلمبه میزنم ...
دهنو دماغشو بگیرم
ببینم باد میشه یا نه؟ 😀
924
یه کلمهی کُردی هست
به اسم"کاژه"یعنی پناهگاه
جایی یا کسی که آدم کنارش احساس آرامش داره!
یاد این بیت حسین منزوی افتادم:
چشمیبه تخت و پخت ندارم؛مرا بس است
یک صندلی برای نشستن کنار تو
❤️👌
924
طرف شب عروسی از حجله میاد بیرون
به پدرزنش میگه دخترت پرده نداره 😕
پدرزنش میگه: ارثیه ، مادرشم نداشت 🙂
924
تو به من بدهکاری
یک بیدار شدن با بوسیدن لب هایم
نوشیدن پستان هایم
لمس دیوانه وار گردنم
فشار آغوشت بر خواب تنم
تو به من بدهکاری
یک عمر مرد ماندن کنار زندگی ام
924
معتاد شده اَم
به لمس هر روز نفسهایت
به نشئگی مُدام آغوشت
به بویِ تند نگاهت
به کشیدنِ عمیقِ احساست،
