918
Obunachilar
-224 soatlar
+67 kun
+1130 kun
Postlar arxiv
916
عاقا یه سوال از متاهلين 😂😂
شما ميدونين روش كباب روی منقل چطوريه؟
همسايه بغليمون به زنش گفت :
تا خود اذون صبح مثل كباب رو منقل اينور اونورت ميكنم /:
😂
916
خــداروشــڪــررررررر عــشــقــم بــعــد هشــت مــاه بــرگــشــتــ😍😁
نــارنــگــے رو مــیــگــمــ😋😜
916
دوست معمولی بودن با دخترا هم خیلی سخته،
همش باید یه جوری رفتار کنی انگار دلت
نمیخواد ب ک نی ش😂😂
916
خودت را نرنجان آنکه بودنت را قدر ندانست لایق حضور در فکرتم نیست!🔥
916
این صبح
تمام ترانه هایش
همدوش چشمان توست
خورشید نگاهت
در شور هزار رقص
به خواستگاری گلها رسیده
بیا
عاشقانه هایمان را
به صبح بدهیم
و مژگان خورشید را
جاری کنیم
روی ترانه ی خوش خدا
و رقص کنان
در آینه ی صبح تو
عاشق شویم....
916
حرارت آغوشت
شعله های شهوت را سرکش میکند
فوران میکنم به وسعت تشنگی اندامت
دلی دیوانه اندامی تشنه
در زیر خاکستری از هوس پنهان مانده است
ققنوس وجودم پر میگشاید
در حلقه ی بازوانت
به پرواز در می آید
پرنده ی شهوت انگیز
در آسمان عریانیمان
عطش خواستنت باشد
و یکی شدنمان لب بر لب
نفس در نفسهای بریده از لذت
چشمانمان به آتش کشیده میشود
در التهاب خواستن
طعم پوستت زیر زبانم
وحشی میکند گرگ درنده ی درونم را
میدرم و میدری در نبردی بی امان
چه مبارزی و چه اقتداری دارد
آغوش افسانه ایت
916
" چهارشنبہ "یعنے
پرسہ زدنهاےعاشقانہ من در
حـوالے چهار باغ آغوش تــووو....
