fuck!ng dreamly;
Kanalga Telegram’da o‘tish
237
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
کنترل احساسات و روح ادم تو ایران با شرایط اقتصادی و کلی چیزای دیگه واقعا زجر اوره
ولی باعث نمیشه که بیشتر به هم اسیب بزنیم
توی این شرایط بیخیال اون افرادی بشیم که همش به فکر اینن که مارو تو دردسر بندازن
مهم خودمونیم،خانوادمون،و دوستای واقعیمون
الان موقعیت بررسی اطرافیانته
سریعتر مشخص کن کیا دشمنتن و کیا دوستتن
Repost from N/a
جاویدنام محمد مهدی خان محمدی.
این بچه و خانوادهش واقعا غریب و تنهان. محمد مهدی با خواهرش توی کرج زندگی میکرده. پیک موتوری بوده و تلاش میکرده ماشین بخره. روز هجدهم بعد از کار، میره تو جمعیت و حین کمک به مجروحها از پشت سر با تفنگ جنگی بهش شلیک میشه و درجا کشته میشه. محمدمهدی سه روز قبل کشته شدنش شمع تولد ۲۰ سالگیشو فوت کرده بوده. خواهرش توی مراسم خاکسپاریش میگه این بچه رو خودم با دستای خودم بزرگش کردم و به زودی میرم پیشش....
هدف از گذاشتن این پست اینه که تلاشم رو بکنم مراسم چهلم این بچه غریبانه برگزار نشه.
چهارراه ملارد به سمت اشتهارد، بهشت علی، قطعهی ۱، ردیف ۵۲، شمارهی ۱۵۹.
