𝘛𝘩𝘦 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘢𝘴𝘴 𝘰𝘧 𝘵𝘳𝘶𝘵𝘩
Kanalga Telegram’da o‘tish
هرچی میشنوی ، جنازه ی جمله های امیدواریمه. صحبت ' @Raspberrryybot ' ' http://t.me/safeCht_bot?start=6aeMr6 ' ناشناس
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
225
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kun
-530 kun
Postlar arxiv
دلم به دستگیرهی در بند شده بود،
اگر میرفتم پشتم بسته میشد.
تلاشها برای جدا کردن بند از دلم
بیفایده بود؛ گرهی کور شد.
گفتم حالا که جدا نمیشه
به خودت هم ببندش،
میخوام اگه رفتم باهم بریم.
گفتی رفتنی نیست، گفتم نرفتنی نیستم .
نمنم بند دلم کوتاه شد.
خواستم گره رو آزاد تر کنم،
کورِ کور شد. کور شدم.
ندیدم کدوم طرف میرم،
شنیدم دنبالم نگشتی
شنیدم در بسته شد.
نوشتم یا نوشتی:
به امید دیدار نمیمانم
خدانگهدارت نباشد.
- نییاز
Repost from از شرقی تن داده به باد
امپارو
چقدر در خانهات تنهایی
پوشیده در جامهای سفید!
فوارههای شگفتانگیزِ
حیاطت را میشنوی
و چهچهه ضعیف و زرد
قناری را.
در حالی که به آرامی
حروفی را بر پارچه میدوزی.
امپارو
چقدر در خانهات تنهایی.
پوشیده در جامهای سفید!
امپارو
و چقدر سخت است به تو گفتن اینکه
چقدر دوستت میدارم!
• 𝘛𝘩𝘦 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘢𝘴𝘴 𝘰𝘧 𝘵𝘳𝘶𝘵𝘩
روی کمان دایرهام نشسته بودم،
بر من مماس شدی؛
شعاعَم عمود تو را بوسید.
بعد از تنیدگی و کنار زدنِ پیچیدگی،
فهمیدم در ساعتِ خوابیدهام،
خواب میدیدم.
ساعت را از نو کوک کن؛
هر زمان، حتی ۳:۳۳
عقربهها را به رقص بگیریم و بمیریم.
Repost from از شرقی تن داده به باد
با فوروارد کردن این پیام داخل چنلهاتون
از زبان کتاب Poema del cante jondo با شما چندکلمهای سخن گفته میشه.
اشعار کتاب نسبتا تاریک و مبهم هستن پس بهتره توقع یک نشانهی آشکار رو نداشته باشید و خودتون در بین ابهامات موجود در اشعاری که بهتون تقدیم میشه، دنبال نور بگردید.
کاملا حسی هست و هرچیزی که حس بکنم برای شماست تقدیمتون میشه.
ظرفیت فوروارد تا فردا صبح هست اما پاسخها تا فردا شب کامل قرار میگیرن
امروز هم گفتگو راجع به سرانه سالانه فولاد، در پی نمایش ۴۰ کیلوگرم
پشت هم میگفت پل جنس آهنه
ماشین از آهنه فلان از آهنه و ..
