uz
Feedback
Elle est d’ailleurs.

Elle est d’ailleurs.

Yopiq kanal

“Elle a de ces lumières au fond des yeux” Pierre said. @elleestD_ailleursBot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
364
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
-830 kun
Postlar arxiv
نگو رفت تا هزارآفتاب هزارمهتاب نگو کو تا دوباره بپريم از خواب بخون با من نترس از گوله دشمن بيا بيرون، بيا بيرون از اين مرداب نگو تقوای ما تسليم و ايثاره نگو تقدير ما صدتا گره داره به پيغام کلاغای سياه شک کن که شب جز تيرگی چيزی نمياره نخواب وقتی که هم بغضت به زنجيره نخواب وقتی که خون از شب سرازيره بخون وقتی که خوندن معصيت داره بخون با من، بيا تا من، نگو ديره سکوت شيشه‌های شب غمی داره ولی خشم تو مشت محکمی داره

لالا لالا ديگه بسه گل‌لاله بهار سرخ امسال مثل هرساله هنوزم تير و ترکش قلبو می‌شناسه هنوزم شب زير سرب و چکمه می‌ناله بخواب آروم گل بی‌خار و بی‌کينه نمی‌بينی نشسته گوله تو سينه آخه بارون که نيست رگبار باروته سزای عاشقای خوب ما اينه...

بی‌دینِ بی‌دینم، اگر ایمان شما هستید نامردِ نامردم، اگر مردان شما هستید ترجیح می‌بخشم از این پس بی‌کتابی را وقتی که آدم‌های با‌قرآن شما هستید می‌پوسد آخر کنج زندان نابرادرها یوسف نمی‌آید اگر کنعان شما هستید بوسید‌ باید خاک پاهای شغادان را امروز وقتی رستم‌دستان شما هستید بر زخم‌های پیکر فرخندگان سوگند با درد می‌میرم اگر درمان شما هستید از رهروان حضرت‌ابلیس باید بود تا بندگان برحق یزدان شما هستید از خوک‌ها هم بعد از این حیرت نخواهم کرد دیدم که بی‌غیرت‌ترین حیوان شما هستید ای لکه‌های ننگ بر پیشانی‌تاریخ من نیستم انسان، اگر انسان شما هستید

۱۰ - ۲ = ۲۰

آه خدا... امیدوارم در آرامش، نهایتش را احساس کرده‌باشی رها، دیگرْ عزیزِ از دست‌رفته.

می‌خوام آخرین لحظه‌ی زنده‌بودنم، دقیقا همون لحظه که یک نفس دیگرم مرگه هم بگم: من تا نهایتش رو احساس کردم و داشته‌ام!

شب‌خوبی داشته‌باشید. خدانگهدار.

چندنفر اعلام کردند که از دود سیگار جواب گرفتند... اولاً که بسیار سپاسگزارم از بازنشرهای شما... و ثانیاً اجازه بدید توضیح‌مختصری در این‌باره بدم تا ابهامی باقی‌نمونه. عزیزان، گازهای اشک‌آور (CN/CS) یا اسپری فلفل کپسایسین با تحریک مستقیم گیرنده‌های عصبی TRPV1 در چشم، پوست و راه‌های تنفسی باعث التهاب، اشک‌ریزش، سوزش و اسپاسم پلک می‌شن... دود سیگار خودش حاوی مواد تحریک‌کننده‌ی قوی‌ای مثل آمونیاک، فرمالدهید، آکرولئین و نیتروژن‌اکسیدهاست و باعث تشدید التهاب مخاط چشم و ریه، کاهش فرایند پاکسازی‌طبیعی چشم و افزایش خطر آسیب قرنیه، سرفه و تنگی نفس می‌شه... سطح چشم و راه‌های هوایی برای پاکسازی گاز اشک‌آور نیاز به پلک زدن، اشک طبیعی و تنفس هوای تمیز دارن. دود سیگار با فلج نسبی مژک‌های تنفسی و برهم‌زدن لایهٔ اشکی چشم، دقیقاً برعکس این مسیر عمل می‌کنه. این‌که در بعضی افراد جواب می‌ده معمولاً به‌دلیل اثرات موقتی نیکوتین بر سیستم عصبیه که باعث حواس‌پرتی از درد، تغییر ریتم تنفس یا کاهش طبیعی علائم با گذشت زمان (معمولاً ۱۵ تا ۳۰ دقیقه)ست و بهبود ایجادشده تصادفی و موقتی هست و درمانی صورت‌نگرفته... در افراد حساس یا مبتلا به آسم‌هم خیلی خطرناک‌تر می‌تونه باشه. لطفا مراقب، و از آسیب‌های احتمالیِ بعدش آگاه باشید. مجدد توصیه می‌کنم چشم‌هارو فوراً با آب‌فراوان یا نرمال‌سالین بشورید، در هوای تازه قرار بگیرید، مداوم و پشت‌سرهم پلک بزنید و از مالش چشم جلوگیری کنید.

در مورد زخم‌ها، شست‌وشوی اولیه با آب تمیز و جاری مهم‌ترین اقدام است. استفاده از الکل، بتادین غلیظ یا مواد خانگی روی زخم باز می‌تواند باعث آسیب بافتی و تأخیر در ترمیم شود. پس از تمیز کردن، پوشاندن زخم با گاز تمیز و اعمال فشار مستقیم برای کنترل خون‌ریزی ضروری‌ست. در زخم‌های باز و جراحت‌ها، اگر زخم تمیز و پانسمان شده است، مصرف آنتی‌بیوتیک خوراکی فقط زمانی توجیه دارد که زخم عمیق، آلوده، یا در معرض خاک و فلز بوده باشد. در چنین شرایطی، سفالکسین یا آموکسی‌سیلین–کلاوولانات می‌تواند انتخاب منطقی باشد، اما این تصمیم همراه با ریسک است و اگر علائم عفونت مثل قرمزی، تب، درد فزاینده یا ترشح چرکی ظاهر شود، مراقبت خانگی کافی نیست. به‌یاد داشته باشید که آنتی‌بیوتیک مسکن نیست و مصرف بی‌مورد آن فقط عوارض و مقاومت دارویی ایجاد می‌کند! در خون‌ریزی‌های سطحی‌هم، مانند خون‌دماغ، نگه داشتن سر به سمت عقب توصیه نمی‌شود، چون باعث بلع خون و تحریک بیشتر می‌شود. سر باید کمی رو به جلو باشد و فشار مستقیم روی بخش نرم بینی وارد شود. در سوختگی‌ها، به‌ویژه سوختگی ناشی از مواد شیمیایی یا حرارتی، اولین اقدام قطع تماس با عامل آسیب و خنک کردن ناحیه با آب خنک (نه یخ) به‌مدت حداقل ده تا بیست دقیقه است. استفاده از موادی مثل خمیردندان، سیب‌زمینی، روغن یا کره نه‌تنها کمکی نمی‌کند، بلکه خطر عفونت را بالا می‌برد. پس از خنک‌سازی صحیح با آب، بهترین داروی موضعی در دسترس برای سوختگی‌های سطحی و نیمه‌سطحی سیلور سولفادیازین ۱٪ است، به‌شرط نداشتن حساسیت به سولفا. این دارو هم خاصیت ضدباکتری دارد و هم از عفونت ثانویه جلوگیری می‌کند. باید روزی یک تا دو بار، لایهٔ نازک روی پوست تمیز استفاده شود. برای سوختگی‌های بسیار سطحی، ژل‌های حاوی آلوئه‌ورا یا دکسپانتنول (مثل بپانتن) برای کمک به ترمیم مناسب‌اند، اما جایگزین سیلور سولفادیازین در سوختگی‌های جدی نیستند. مصرف پمادهای آنتی‌بیوتیک ساده مثل موپیروسین فقط در صورت وجود زخم باز کوچک و تمیز توصیه می‌شود. تاول‌ها نباید باز شوند، مگر اینکه خودبه‌خود پاره شده باشند و نیاز به پانسمان تمیز داشته باشند. سوختگی‌های وسیع، عمیق یا واقع در صورت، دست، پا و ناحیه تناسلی نیازمند بررسی تخصصی‌اند. در شکستگی‌ها و آسیب‌های شدید عضلانی، درد شدید، تغییر شکل عضو، تورم قابل‌توجه یا ناتوانی در حرکت از علائم هشدار هستند. عضو آسیب‌دیده باید بی‌حرکت نگه داشته شود و از جااندازی یا دستکاری خودسرانه جداً پرهیز شود. بستن شل و حمایتی، استفادهٔ محتاطانه از مسکن‌ها و انتقال فرد به محیط امن، اقدام درست است. در موارد بیهوشی یا از حال رفتن، استفاده از محرک‌های بویایی مانند پیاز، الکل یا عطر هیچ ارزش علمی‌ای ندارد. فرد باید به پهلو خوابانده شود تا راه هوایی او باز بماند، لباس‌های تنگ شل شود و وضعیت تنفس و سطح هوشیاری‌اش تحت نظر قرار گیرد. بازنگشتن هوشیاری، بروز تشنج یا اختلال در تنفس نیازمند اقدام اورژانسی است. در نهایت باید تأکید کرد که واکنش درست در شرایط بحرانی بر پایهٔ چند اصل ساده اما حیاتی است... دور شدن از منبع آسیب، پرهیز از دستکاری غیرضروری، شست‌وشوی صحیح، کنترل خون‌ریزی و توجه به علائم هشدار. بسیاری از توصیه‌های رایج در شبکه‌های اجتماعی با نیت خیر منتشر می‌شوند، اما پشتوانهٔ علمی ندارند و می‌توانند با ایجاد تأخیر در درمان یا تشدید آسیب، جان افراد را به خطر بیندازند.
(۲/۲)
@elleestD_ailleurs

در روزهای اوج قیام مردمی، حجم زیادی از توصیه‌های به‌اصطلاح «پزشکی» در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود؛ توصیه‌هایی که بخشی از آن‌ها نادرست، ناقص یا حتی خطرناک‌اند. از منظر کسی که آموزش آکادمیک در حوزهٔ علوم پزشکی دیده، لازم دانسته برخی نکات ضروری را در شرایطی که دسترسی امن به مراکز درمانی محدود یا ناممکن است، با شما در میان بگذارم عزیزان... در مواجهه با گاز اشک‌آور و اسپری‌های شیمیایی محرک باید توجه داشت که این مواد با تحریک مستقیم گیرنده‌های درد در چشم، پوست و دستگاه تنفسی عمل می‌کنند و اغلب خاصیت چرب‌دوست دارند. به همین دلیل، مالیدن چشم و صورت باعث پخش شدن بیشتر ماده و تشدید علائم می‌شود. شایعاتی مثل استفاده از شیر، سرکه، آب‌لیمو، الکل، گلاب یا حتی دود سیگار هیچ پشتوانهٔ علمی ندارند. این مواد یا خاصیت اسیدی و تحریک‌کننده دارند یا خودشان به مخاط آسیب می‌زنند. دود سیگار نه‌تنها گاز را خنثی نمی‌کند، بلکه با تشدید التهاب راه‌های هوایی، سرفه و تنگی نفس را بدتر می‌کند و به‌ویژه برای افراد مبتلا به آسم یا بیماری‌های ریوی می‌تواند خطرناک باشد. اقدام صحیح و فوری، ترک هرچه سریع‌تر محدودهٔ آلوده و قرار گرفتن در هوای آزاد است. پس از آن، شست‌وشوی چشم و پوست با حجم زیاد آب تمیز یا سرم شست‌وشو، بدون هیچ‌گونه مالش، مؤثرترین کار ممکن است. شست‌وشوی چشم باید از گوشهٔ داخلی به سمت بیرون انجام شود. لنزهای تماسی باید فوراً خارج و دور انداخته شوند. بهترین و امن‌ترین انتخاب دارویی‌هم قطره‌های اشک مصنوعی بدون نگهدارنده هستند. در صورت غالب بودن خارش و قرمزی، قطره‌های ضدحساسیت ساده مانند کتوتیفن می‌توانند به‌صورت کوتاه‌مدت استفاده شوند. مصرف قطره‌های کورتونی یا قطره‌هایی مثل نفازولین به‌هیچ‌وجه توصیه نمی‌شود، چون می‌توانند آسیب قرنیه را تشدید کرده یا علائم خطر را پنهان کنند. سوزش، اشک‌ریزش و سرفه معمولاً گذراست، اما درد شدید چشم، تاری دید، احساس جسم خارجی یا تنگی نفس پایدار، علائم هشدار هستند و نیاز به بررسی پزشکی دارند. و برای سوزش شدید پوست ناشی از گاز یا مواد محرک، پس از شست‌وشو، کرم‌های ملایم ضدالتهاب مثل هیدروکورتیزون ضعیف (۱٪) برای مدت کوتاه می‌توانند التهاب را کم کنند، اما استفادهٔ طولانی یا روی پوست آسیب‌دیدهٔ باز توصیه نمی‌شود. آنتی‌هیستامین خوراکی مثل لوراتادین یا سیتریزین روزی یک‌بار می‌تواند خارش و واکنش آلرژیک را کاهش دهد. در مورد ساچمه و گلوله‌های پلاستیکی یا هر جسم پرتابی، باید تأکید کرد که نبود زخم باز یا خون‌ریزی شدید به‌هیچ‌وجه به‌معنای بی‌خطر بودن آسیب نیست. این اجسام می‌توانند باعث آسیب عمیق بافتی، خون‌ریزی داخلی، پارگی عروق، آسیب عصبی یا حتی شکستگی شوند. اگر جسم خارجی در بدن باقی مانده و از پوست خارج نشده است، خارج کردن آن در محیط غیرپزشکی اقدامی خطرناک محسوب می‌شود، زیرا ممکن است همان جسم به‌طور موقت مانند یک چوب‌پنبه جلوی خون‌ریزی رگ آسیب‌دیده را گرفته باشد. اقدام صحیح، کنترل خون‌ریزی با فشار مستقیم، بی‌حرکت نگه داشتن عضو آسیب‌دیده و انتقال فرد به محیط امن است. برای کنترل درد، استامینوفن با دوز معمول ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ میلی‌گرم می‌تواند انتخاب اول باشد. در صورت درد التهابی و نداشتن منع مصرف، داروهایی مانند ایبوپروفن ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلی‌گرم هر ۸ ساعت، یا ناپروکسن ۲۵۰ تا ۵۰۰ میلی‌گرم هر ۱۲ ساعت می‌توانند مؤثرتر باشند، اما مصرف همزمان چند مسکن ضدالتهاب با هم خطرناک است. در دردهای بسیار شدید، استفادهٔ همزمان استامینوفن و یک مسکنِ NSAID (مثلاً ایبوپروفن، ناپروکسن یا دیکلوفناک)، امن‌تر و مؤثرتر از افزایش دوز یکی از آن‌هاست. استفاده از یخ فقط به‌صورت غیرمستقیم و کوتاه‌مدت برای کاهش درد و تورم مجاز است. هرگونه ضربه به نواحی حساس مانند چشم، گردن، شکم یا کشالهٔ ران باید یک وضعیت اورژانسی تلقی شود، حتی اگر در ابتدا علائم خفیف به نظر برسد.
(۲/۱)

+2
grazie-amore-peppino-gagliardi.mp39.43 MB

photo content

[نقطه.]

یکی از خطاهای رایج در جنبش‌های اعتر‌‌‌‌‌‌اضی، اشتباه‌گرفتن «مرحله‌ها»ست. بحث از شکل آینده‌ی نظم سیاسی، پیش از فر‌‌‌‌و‌‌‌پا‌شی نظم موجود، اغلب به ابزاری برای انشقا‌ق بدل می‌شود. این اشتباه تاریخی در تحولات اجتماعی و سیاسی بارها تکرار شده است؛ زمانی که جامعه، به‌جای تمرکز بر شکستن ساختا‌‌‌‌‌ر قدرت و تغییر آن، خود را درگیر تصویری از آینده می‌کند که هنوز امکان تحققش وجود ندارد. نظریه‌های گذار نیز بر همین نکته تأکید دارند‌‌‌...‌ ائتلاف‌های موفق، ائتلاف‌های حداقلی‌اند، نه ائتلاف‌های ایدئولوژیکِ حداکثری! هر گفتمانی که آینده‌ی مطلوب خود را شرطِ اقدام امروز کند، عملاً خودِ اقدام را به تعلیق درمی‌آورد. مسئله‌ی امروز ا‌‌‌‌‌یر‌‌‌‌‌ان، نه گذشته است، نه آینده. مسئله، اکنون است؛ و اکنون، نامش پایان نظامِ فاسدِ حاکم است. هر گفتمانی که این تقدم را جابه‌جا کند، حتی اگر لباس دموکراسی بپوشد، در عمل به تداوم وضع موجود خدمت می‌کند. چرا که تا زمانی‌ که ساختار حاکم پابرجا باشد، هر طرحی برای آینده، نه تنها ناکام می‌ماند، بلکه فقط به بازتولید و تقویت ساختارهای موجود منتهی می‌شود.

جنگ روایت‌ها، تا زمانی که به سازوکارهای واقعی قدرت گره نخورد، ذاتاً بی‌خطر است. روایت‌ها می‌توانند خشم تولید کنند، هیجان بسازند، حتی خیابان را گرم کنند؛ اما اگر این روایت‌ها به مسائل نهادی، به مسائلی که مستقیماً بر ساختار قدرت تأثیر می‌گذارند، متصل نشوند، در نهایت به تخلیه‌ای از انرژیِ بی‌ثمر تبدیل می‌شوند. در این وضعیت، روایت‌ها ممکن است فضای عمومی را ملتهب کنند، اما چون خود را از قدرتِ واقعی و سازوکارهای اجراییِ تغییر جدا کرده‌اند، نمی‌توانند تهدیدی جدی برای نظم موجود ایجاد کنند و به سرعت در انفعال فرو می‌روند. به تعبیر گرامشی، هژمونی فقط از طریق زور یا سلطه‌ی مستقیم حفظ نمی‌شود؛ بلکه پراکندگی و ابهام معنا نیز یکی از ابزارهای اصلی برای پایدار نگه داشتن آن است. وقتی معناها زیاد و متخاصم‌اند، هیچ‌کدام توان هژمونیک‌شدن پیدا نمی‌کنند و هیچ نیرویی غالب نمی‌شود. در واقع، در شرایطی که هر روایت در تضاد با دیگری است و هیچ کدام توان جذب و هم‌افزایی ندارند، میدان معنایی تبدیل به مکانی بی‌نتیجه می‌شود که نه نیروهای جدید می‌توانند به آن وارد شوند، و نه ساختارهای موجود تحت فشار واقعی قرار می‌گیرند. در چنین فضای پراکنده و بی‌مرکزی، حتی اگر روایت‌ها در سطح خیابان‌ها و اعتراضات قد علم کنند، ستون‌های قدرت نمی‌لرزد؛ بلکه تمام انرژیِ معطوف به آنها در نهایت به فرسایش و سردی تبدیل می‌شود. این‌جا، به‌جای یک تهدید سازمان‌دهی‌شده، قدرت سلطه‌گر در حال ایجاد یک فضای بی‌طرف است. یک فضای معنایی که هیچ کس در آن نمی‌تواند "جایگاهی" بیابد.

آنچه در این وضعیت رخ می‌دهد، نه دمو‌‌‌کرا‌سی‌خواهی، بلکه نوعی سیاست هویتیِ معکوس است... تعریف خود از طریق نفی یک نام، نه از طریق ایجابی‌کردن یک پروژه. کارل‌اشمیت سیاست را بر تمایز دوست و دشمن بنا می‌کرد؛ اما مسئله دقیقاً از آن‌جا آغاز می‌شود که «دشمنِ نمادین» جای «ساختارِ واقعیِ قدرت» را می‌گیرد. در این حالت، کل میدان سیاست از کنش جمعی تهی می‌شود و به نزاعی درون‌گروهی و هویتی فروکاسته می‌گردد؛ نزاعی که در آن، نظام حاکم حتی لازم نیست خود را در مقام دشمن معرفی کند. کافی‌ست تماشاگر باقی بماند. قدرت، ذاتاً دوست‌دار قطبی‌سازی است. تقسیم جامعه به دو یا چند اردوگاهِ عاطفی، امکان شکل‌گیری حداقل اجماع را از میان می‌برد. پهلوی‌ستیزی افراطی، در این معنا، موضع سیاسی نیست؛ واکنشی‌ست به‌مراتب امن‌تر. انتخابی کم‌هزینه، که خطرش کمتر از مواجهه‌ی مستقیم با مسئله‌ی اصلی‌ست.

در علوم سیاسی، این پدیده را می‌توان ذیل مفهوم displacement یا جابه‌جایی دستورکار فهمید. قدرت‌های تثبیت‌شده الزاماً با سرکوب دائمی زنده نمی‌مانند؛ گاهی کافی‌ست مسئله‌ی محوری را از سطح «ساختار قدرت» به سطح «نمادها و اسامی» بکشانند. نام‌ها، پرچم‌ها و خاطره‌های تاریخی، به‌دلیل بار عاطفی‌شان، ذهن جمعی را بسیار سریع‌تر از سازوکارهای انتزاعیِ قدرت اشغال می‌کنند. در این جابه‌جایی، مسئله نه حل می‌شود و نه حذف؛ فقط به حاشیه رانده می‌شود. وقتی بحث از «چگونه نظم سیاسی فرو می‌ریزد» به «چه کسی شایسته‌تر است» منحرف می‌شود، سیاست از حوزه‌ی کنش جمعی خارج و به میدان هویت‌ها تبعید می‌شود؛ جایی که واکنش‌ها جای برنامه را می‌گیرند و احساس، جانشین سازمان‌یافتگی می‌شود. [پی‌نوشت: متن، تا این‌جا ادامه دارد.]