| زیرشیروانی |
Yopiq kanal
ناشناس: @Isthatyoubot آیدی واتپد: isthatyou چنل: https://t.me/+7qo889UKnKE3ZmQ0
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
272
Obunachilar
+124 soatlar
+27 kun
-430 kun
Postlar arxiv
توی هفت دقیقه ی آخر زندگیم که قراره مهم ترین آدم هام رو ببینم، احتمالا هفت دقیقه از مختار پشت پلکام پخش بشه.
مامان بزرگم یک جوری حواسش به ساعت هست تا بفهمه مختار پخش میشه یا نه، انگار نه انگار که شونصد و شصت و شش بار دیدتش.
این بار هجدهمه که از جزیره خارج میشم و هنوز هم از شهر های بزرگ متنفرم.
از اینکه همه توی پیاده رو اخم دارن و با عجله حرکت میکنن، از اینکه نمیتونی گوشه ی خیابون دونات گنده بخوری، از اینکه هر سری کارت اتوبوسم رو فراموش میکنم، از آدرس پرسیدن و فهمیدن اینکه نمیتونم پیاده برم.
از اینکه سه ساعت قبل از قرار، باید آماده بشم چون ممکنه توی ترافیک بمونم.
از پوزخند آدما وقتی هزاربار آدرس خط های مترو رو پرسیدم و باز هم گم شدم.
از صبح زود بیدار شدن و بسته بودن رستوران ها ساعت دو شب.
از همه چی. همه کس. از همه بیشتر هم از مترو.
Part5 #stopلیلا ایرانیه و الان آمریکا زندگی میکنه. آهنگ هاش خیلی خوشگلن. حالا باز هم از آهنگ هاش میفرستم اینجا. ❦ Her Spotify
#shitانتظار دارم ویدیو و این تجربه ی سورئال تموم بشه. ولی نمیشه. در عوض، دوربین میچرخه تا صورت مردی رو نشون بده که توی نیم ساعت گذشته، شاهد عملکرد آلتش توی دوست دخترم بودم. موهاش دو طرف پیشونیش ریخته، از عرق نمدار شده، چشم هاش برق میزنه، آبیِ چشمش تیره تر و تقریبا خاکستری به نظر میرسه، و قهوه ایش هم مثل روحش سیاه شده. به دوربین لبخند میزنه، لب پایینش رو گاز میگیره و به روسی میگه:« این میتونستیم من و تو باشیم، میشکا.» - Hunt the villain
#shitحتى بعد از اینکه تنهام گذاشت و ولم كرد من بهش وسواس پیدا كردم، و من كلا توی وسواسهام آدم مزخرفی ام . اون تمام قلب، روح و جسمم رو بلعيد. -hunt the villain
تف توی پوست و موی چرب
چقدر انسان باید محدود و فانی باشه که یه پوست و مو اینقدر من رو زمین میزنه و زندگیم رو میندازه تو پلوپز
مرگ بر هر روز حمام رفتن، مرگ بر پوست چرب، مرگ بر موی کوتاه که زود چرب میشه
این ورژن اصلی این کتابه،بازگردانی شده به تهکوک نیست.
اما ترجمه اش خیلی خوبه و خود پی دی اف هم خیلی خوشگله😭
اگه نیکولای و برندون رو نخوندین لطفا بخونین، ناز ترین دارک رومنس زندگیمه
یه چیزی درمورد ایرانی بودن هست که یک لحظه برمیگردی میگی خب اصلا به درک، عاشق ایران بودن و وطن دوستی و دلسوزی برای خودمون بسه دیگه
دو دقیقه ی بعد یک متن، یک عکس، یک چنل خاک خورده، یک آهنگ، کل ذهنتو درگیر میکنه و به گریه میندازتت.
من همیشه میخوام لباس بخرم. توی ذهنم یه استایل بی نظیر دارم. توی موبایلم آنلاین شاپ های مناسب استایل بی نظیرم، و توی حسابم یه مشت خفاش خسته ی گشنه.
حتی اگه یکم پول وارد اون غار مخوف بشه، در نهایت اینقدر این پا و اون پا میکنم که شلوار یک میلیونی میشه سیزده میلیون.
