͏ ͏ dang 'z lozenge هـیهـون 🆕️🆕️
Kanalga Telegram’da o‘tish
͏ ͏ㅤyöu’re my ride or die ͏ ; ałl my bad desire @heeoon_bot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
262
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
Ma'lumot yo'q30 kunlar
Postlar arxiv
Repost from N/a
tae ’s dear daıry 03 🎹
nicotine ♡ caffeine
Repost from N/a
tae ’s dear daıry 02 📼
nicotine ♡ caffeine
Repost from Always⁷⊹
+4
"آقای شیم لطفا ژستتونو عوض کنید" جیک بدون هیچ حرفی کاری که عکاس میگفت رو انجام میداد. عکاس همینجور که در حال عکاسی کردن از جیک بود و جیک هم بدون هیچ حرفی کاری که عکاس ازش میخواست رو انجام میداد،ناگهان با شنیدن کسی که اسم سوبین رو میگفت یک لحظه سرش گیج رفت و برای نیافتادنش به دیوار تکیه کرد. "اقای شیم آقای شیم حالتون خوبه؟میخواید عکاسی رو برای امروز تموم کنیم؟" "خوبم خوبم چیزی نیست یه لحظه سرم گیج رفت،نه لطفا ادامه بدین" سرش که پایین بود رو بالا آورد و با پسر مو مشکی چشم تو چشم شد،سریع سرشو پایین آورد تا پسر رو نبینه. سوبین با دیدن جیک پوزخندی زد و به سمتش رفت. جیک با دیدن دو کفش سیاه چشماشو بست و نفس عمیقی کشید،سرشو بالا اورد و به پسر نگاه کرد. "میخوام باهات حرف بزنم" "ما رو تنها بزارین" دو عکاس با سر تکون دادن اون دو پسر رو تنها گذاشتن. "چی میخوای؟چرا برگشتی اونم بعد از خیانتی که بهم کردی؟" "خیانت؟من یا تو؟" بعد از گفتن حرفش به سمت پسر رفت و پسر رو به دیوار پشتش چسبوند. به سمت گوش پسر رفت و باعث لرزش پسر زیرش شد،پوزخندی زد. "تقاص خیانتی که بهم کردی رو میدی جناب شیم جهیون"𝕊𝕠𝕠𝕛𝕒𝕖✧
Repost from 🆕 vamp's eternal .ᐟپك سونگهون
این پک با کپشنش فور کنید یه پست مشخص کنید بزارم اینجا ویو بگیرید .
حتما پست مشخص کنید ممنون
Repost from ^᪲ 𝚴𝖺𝖻𝗂𝗉𝖺𝖼𝗄 استیکر کیدراما
◜ 🦋 kdrama : Bloodhounds
n𝖺𝖻𝗂 𝗌𝗍𝗂𝖼𝗄𝖾𝗋 : #Leesangyi ꩜ ◝
Repost from ^᪲ 𝚴𝖺𝖻𝗂𝗉𝖺𝖼𝗄 استیکر کیدراما
◜ ⭐️ kdrama : Bloodhounds
n𝖺𝖻𝗂 𝗌𝗍𝗂𝖼𝗄𝖾𝗋 : #Woodohwan ꩜ ◝
Repost from ㅤׅ 𝖻𝗅ׅ͟𝗈𝗌𝗌𝗈𝗆 ᩧ ۪ ㅤ
ִֶָ این پی ام + پک ریپلآی شده رو فور کنید چنلای قشنگتون و پست مشخص کنید اینجا +50 ویو بگیره .
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
